پایداری
NONE
03:22 - یکشنبه 13 شهریور 1401

تلخ و شیرین یک ایثار!

یــکــی از ابــعــادی که در حــوزه دفاع‌مقدس باید بررسی شود، تــدارکات و پــشــتیــبــانــی نظامی و غیرنظامی است که بنا داریم در گزارشی چندقسمتی به این موضوع در اصــفــهــان اشاره‌ای مــخــتــصــر داشته باشیم. مردم ایران و البته اصفهانی‌ها در دوران دفاع مقدس به جهاد جانی، مالی و… پرداختند که تدارک و پشتیبانی از میدان‌های نبرد یکی از آن‌هاست.

NONE
02:39 - پنجشنبه 10 شهریور 1401

صدای شهدا در گوش حاج‌قاسم گم نشد

«روایتخانه»، خانه داستان‌نویسان انقلاب اسلامی در اصفهان، هفته‌گذشته میزبان سردار «حسین کاجی»، رزمنده دفاع مقدس، روایتگر جنگ و یار دیرین سردار حاج قاسم سلیمانی که به اذعان خودش، نفسشان به نفس هم خورده است، بود.

NONE
23:43 - چهارشنبه 2 شهریور 1401

نامه‌ای برای سیدحسن/6

«علیرضا عسگری» از دوستان شهید «سیدحسن مؤمنی» به روایت خاطرات روزهای در کنار سیدحسن‌بودن و در کنار هم جنگیدن پرداخته و اصفهان‌زیبا آن را در چند بخش منتشر کرده است. بخش اول این مطلب در تاریخ 29 خرداد، بخش دوم در 5 تیر، بخش سوم در 23 تیر، بخش چهارم در 2 مرداد و بخش پنجم در 30 مرداد منتشر شد و آنچه در ادامه می‌آید، بخش ششم و پایانی این نامه است. 
 
NONE
23:42 - چهارشنبه 2 شهریور 1401

به مادر می‌گفت برای شهادتش دعا کند

 
همین چند روز گذشته بود که منابع خبری، خبر شهادت یک مستشار نظامی ایرانی در سوریه را روی پایگاه‌های خبری خود منتشر کردند. «سردار ابوالفضل علیجانی، مستشار مدافع حرم در سوریه به فیض شهادت نائل آمد»؛ سردار اصفهانی ِچهل‌ویک‌ساله و اهل درچه اصفهان! ابوالفضل علیجانی نوزدهم مرداد به‌منظور انجام عملیات مستشاری و آموزش رزمندگان جبهه مقاومت به سوریه اعزام می‌شود و  ده روز بعد، یعنی سی‌ام مردادماه، به شهادت می‌رسد. او از سال 1389 در مرکز آموزش مهندسی‌رزمی دانــشــگاه امــیــرالمــؤمنیــن(ع)‌ به‌عنوان مـسئــول امور مــربــیــان و مربی پدافند غیرعامل و تاکتیک مهندسی با بیش از 550 ساعت سابقه تدریس مشغول خدمت می‌شود و در سال 1390 مدرک کارشناسی در رشته مدیریت دفاعی گرایش نامنظم با کسب تخصص‌های مختلف و مربیگری در رشته‌های تاکتیک، آمادگی جسمانی، راپل و موانع زمینی، شنا  و غریق‌نجات و… را اخذ می‌کند. «قاسمعلی علیجانی»، برادر بزرگ‌تر ابوالفضل علیجانی نیز در کربلای 4به شهادت می‌رسد. با «عبدالله علیجانی»، برادر سردار شهید  ابوالفضل علیجانی، همراه شدیم و در سخت‌ترین دقیقه‌های ازدست‌دادن برادرش که هنوز پیکری به دستشان نرسیده است و خبری از نحوه شهادت ندارند، گپ‌وگفتی کوتاه و تلفنی با او داشتیم. او فرهنگی و مدیر یکی از مدارس شهر درچه اصفهان است.
 

 

NONE
12:52 - سه‌شنبه 1 شهریور 1401

نامه‌ای برای سیدحسن/ 5

«علیرضا عسگری» از دوستان شهید «سیدحسن مؤمنی» به روایت خاطرات روزهای در کنار سیدحسن‌بودن و در کنار هم جنگیدن پرداخته و اصفهان‌زیبا آن را در چند بخش منتشر کرده است. بخش اول این مطلب در تاریخ 29 خرداد، بخش دوم در 5 تیر، بخش سوم در 23 تیر و بخش چهارم در 2 مرداد منتشر […]

NONE
03:12 - یکشنبه 30 مرداد 1401

من زنده‌ام!

بیست‌و‌یک روز از بهمن‌ماه 1361 گذشته بود که در عملیات «والفجرمقدماتی» مجروح و بعد از محاصره در حلقه دشمن، گرفتار عراقی‌ها می‌شود و به نقطه‌ای جدید از زندگی می‌رسد؛ به «اسارت»! «جعفر رضایی»  می‌گوید: «بعد از اسارت چندروزی را در بغداد بودیم و بعد بردندمان به‌طرف موصل!» مدتی که از اقامتشان در موصل می‌گذرد، سروکله صلیب سرخ پیدا می‌شود و از همان زمان رسما نامه و نامه‌نگاری‌ها بین اسرا و خانواده‌هایشان شروع می‌شود.

NONE
03:10 - یکشنبه 30 مرداد 1401

سلاح شیمیایی و روایت ددمنشی بعثی‌ها

کـــتــــاب «در تـــدارک عـمــلــیــات سرنوشت‌ساز» (علیرضا لطف‌الله‌زادگان و یحیی فوزی، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس) را ورق می‌زدم که لابه‌لای خبرها و اظهارنظرهای روز بیست‌وهفتم مرداد 1365 چشمم به خبری افتاد که بیشتر از مطالب دیگر نظرم را جلب کرد.
عموی چشم انتظارت!
14:50 - چهارشنبه 26 مرداد 1401

عموی چشم انتظارت!

«مهدی وطن‌خواهان»؛ آزاده اصفهانی، بیست و نه سال منتظر جواب نامه‌ای بوده که در دوران اسارتش یعنی درست در نوزدهم تیرماه 1365 زمانی که چهارسال از زندگی‌اش در اردوگاه اسرای جنگی موصل 4 عراق می‌گذشته، برای «سیدعلی خامنه‌ای»؛ رییس جمهور وقت می‌نویسد و او را دایی عزیزش؛ «سیدعلی رییسی» (عینکی) خطاب می‌کند.

NONE
02:51 - چهارشنبه 26 مرداد 1401

نشانی از «بی‌نام‌ونشان»

مجموعه داستان کوتاه«بی‌نام‌ونشان» جدیدترین اثر سمیرا مختاری، نویسنده و داستان‌نویس اصفهانی با موضوع خاطرات اسراست که امروز طی مراسمی و هم‌زمان با سالروز بازگشت آزادگان به وطن، در حوزه هنری اصفهان و در برنامه «جان ایران» از آن رونمایی می‌شود. 
 
NONE
02:49 - چهارشنبه 26 مرداد 1401

عموی چشم‌انتظارت!

«مهدی وطن‌خواهان»، آزاده اصفهانی، 29سال منتظر جواب نامه‌ای بوده که در دوران اسارتش؛ یعنی درست در نوزدهم تیرماه 1365، زمانی که چهارسال از زندگی‌اش در اردوگاه اسرای جنگی موصل 4 عراق می‌گذشته، برای «آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای»، رئیس‌جمهور وقت می‌نویسد و او را دایی عزیزش، «سیدعلی رئیسی» (عینکی) خطاب می‌کنــد. 

NONE
03:18 - یکشنبه 23 مرداد 1401

رفاقت ناب دو دهه‌هفتادی‌!

گوشی همراهش پر است از عکس‌هایی که با حسرت نگاهشان می‌کند و انگار برای هرکدامشان یک دنیا حرف دارد،  عکس‌هایی که فکر نمی‌کرد یک روز سندی برای اثبات رفاقتش با محسن باشند. 

NONE
03:16 - یکشنبه 23 مرداد 1401

از «نوهد» ارتش تا «غدیر» سپاه

مسئله «آموزش در دوران دفاع مقدس» به‌صورت خودجوش و مردمی در مساجد، اطراف شهرها و مناطق کوهستانی انجام می‌شد. به‌غیراز این حرکت‌های مردمی، سپاه اصفهان نیز اقداماتی را برای آموزش جوانان انقلابی در دستور کار خود قرار داد. این سپاه از اولین سپاه‌هایی بود که به آموزش به‌صورت یک برنامه سازمان‌دهی‌شده نگاه و مراکز آموزشی خود را در چند پادگان راه‌اندازی و حتی میزبان نیروهای دیگر استان‌ها برای امر آموزش بود. با آغاز جنگ تحمیلی، افراد زیادی برای رفتن به جبهه داوطلب شدند؛ اما عمده تلاش‌ها بر این بود که تنها افراد آموزش‌دیده یا سربازی‌رفته یا دارای تجربه جنگ در کردستان، به آنجا اعزام شوند. این دقت، نشان‌دهنده اهمیت آموزش برای اعزام نیرو به جبهه دارخوین است. آنچه در ادامه می‌آید بخش دوم معرفی مراکز و پادگان‌های آموزشی رزمندگان جبهه دارخوین؛ «پادگان آموزشی غدیر» است.