پایداری
NONE
۱۱:۰۹ - پنجشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۱

رژه نیروهای مسلح در اصفهان

مراسم رژه نیروهای مسلح در نخستین روز از هفته دفاع مقدس در اصفهان برگزار شد. 

NONE
۰۲:۱۷ - پنجشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۱

«درود بر شرف تو ارمنی!»

سنگ‌فرش‌های کوچه سنگ‌تراش‌ها را گز می‌کنیم تا برسیم به کد «ارمنی». او را بر فراز آسمان با این کد می‌شناختند. پیداکردن خانه‌اش سخت نیست. سر کوچه‌شان پلاک زده‌اند؛ «کوچه شهید هاکوپیان». پله‌های زیادی بالا می‌رویم و می‌رسیم به خانه‌ای که بر بلندای پرواز اوج گرفته است. لباس خلبان آویزان است، کلاه هلمت او روی استند سالن پذیرایی جا خوش کرده، پلاک جنگی و صلیب مسیح سال‌هاست توی گردنش نشسته و ماکت هلی‌کوپتر هرروز روی دستانش بالا و پایین می‌رود. خانه پر از خاطرات آسمان است؛ حکم‌های تشویقی، افتخارات پروازی، بال شکسته و دوربین شکاری! عشق به هلی‌کوپتر 205، یکی از آن عشق‌هایی است که توی خانه پررنگ‌تر است. ارادتش به حضرت عباس(ع) در کلامش بغض می‌شود، اشک می‌شود! می‌گوید در دوران جنگ، چون وهب نصرانی تا آخرین لحظات از امامش دفاع کرده است. در این خانه خاطره‌پشت‌خاطره کنار هم نشسته است؛ میزی پر از قاب عکس‌های خانوادگی که در میان آن‌ها عکس سردار حاج قاسم سلیمانی نیز به چشم می‌آید. نام این خلبان ارمنی، سرهنگ تمام، «آرتیم ملیکیان» است؛ مردی که بیش از 10 سال است مختصات پروازی‌اش حول‌وحوش ویلچر «کاتیا»، همسرش، می‌چرخد.
 
NONE
۰۲:۰۹ - یکشنبه ۲۰ شهریور ۱۴۰۱

«فانوس» ششم برای اصفهان

اصفهان هم‌زمان با 25 آبان، سالروز حماسه و ایثار مردم این شهر، میزبان ششمیــن جشنــواره ملــی «فــانــوس» می‌شود. 
 
NONE
۰۲:۴۵ - پنجشنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۱

«تنها» شهید اسکله الامیه!

عملیات «کربلای ۳» یکی از عملیات‌های موفق ایرانی‌ها در جنگ ایران و عراق بود که با هدف فتح اسکله «البکر» و «الامیه» یازدهم شهریور ۱۳۶۵ آغاز شد و دو روز به‌طول انجامید. 
 
NONE
۰۳:۲۲ - یکشنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۱

تلخ و شیرین یک ایثار!

یــکــی از ابــعــادی که در حــوزه دفاع‌مقدس باید بررسی شود، تــدارکات و پــشــتیــبــانــی نظامی و غیرنظامی است که بنا داریم در گزارشی چندقسمتی به این موضوع در اصــفــهــان اشاره‌ای مــخــتــصــر داشته باشیم. مردم ایران و البته اصفهانی‌ها در دوران دفاع مقدس به جهاد جانی، مالی و… پرداختند که تدارک و پشتیبانی از میدان‌های نبرد یکی از آن‌هاست.

NONE
۰۲:۳۹ - پنجشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۱

صدای شهدا در گوش حاج‌قاسم گم نشد

«روایتخانه»، خانه داستان‌نویسان انقلاب اسلامی در اصفهان، هفته‌گذشته میزبان سردار «حسین کاجی»، رزمنده دفاع مقدس، روایتگر جنگ و یار دیرین سردار حاج قاسم سلیمانی که به اذعان خودش، نفسشان به نفس هم خورده است، بود.

NONE
۲۳:۴۳ - چهارشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۱

نامه‌ای برای سیدحسن/6

«علیرضا عسگری» از دوستان شهید «سیدحسن مؤمنی» به روایت خاطرات روزهای در کنار سیدحسن‌بودن و در کنار هم جنگیدن پرداخته و اصفهان‌زیبا آن را در چند بخش منتشر کرده است. بخش اول این مطلب در تاریخ 29 خرداد، بخش دوم در 5 تیر، بخش سوم در 23 تیر، بخش چهارم در 2 مرداد و بخش پنجم در 30 مرداد منتشر شد و آنچه در ادامه می‌آید، بخش ششم و پایانی این نامه است. 
 
NONE
۲۳:۴۲ - چهارشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۱

به مادر می‌گفت برای شهادتش دعا کند

 
همین چند روز گذشته بود که منابع خبری، خبر شهادت یک مستشار نظامی ایرانی در سوریه را روی پایگاه‌های خبری خود منتشر کردند. «سردار ابوالفضل علیجانی، مستشار مدافع حرم در سوریه به فیض شهادت نائل آمد»؛ سردار اصفهانی ِچهل‌ویک‌ساله و اهل درچه اصفهان! ابوالفضل علیجانی نوزدهم مرداد به‌منظور انجام عملیات مستشاری و آموزش رزمندگان جبهه مقاومت به سوریه اعزام می‌شود و  ده روز بعد، یعنی سی‌ام مردادماه، به شهادت می‌رسد. او از سال 1389 در مرکز آموزش مهندسی‌رزمی دانــشــگاه امــیــرالمــؤمنیــن(ع)‌ به‌عنوان مـسئــول امور مــربــیــان و مربی پدافند غیرعامل و تاکتیک مهندسی با بیش از 550 ساعت سابقه تدریس مشغول خدمت می‌شود و در سال 1390 مدرک کارشناسی در رشته مدیریت دفاعی گرایش نامنظم با کسب تخصص‌های مختلف و مربیگری در رشته‌های تاکتیک، آمادگی جسمانی، راپل و موانع زمینی، شنا  و غریق‌نجات و… را اخذ می‌کند. «قاسمعلی علیجانی»، برادر بزرگ‌تر ابوالفضل علیجانی نیز در کربلای 4به شهادت می‌رسد. با «عبدالله علیجانی»، برادر سردار شهید  ابوالفضل علیجانی، همراه شدیم و در سخت‌ترین دقیقه‌های ازدست‌دادن برادرش که هنوز پیکری به دستشان نرسیده است و خبری از نحوه شهادت ندارند، گپ‌وگفتی کوتاه و تلفنی با او داشتیم. او فرهنگی و مدیر یکی از مدارس شهر درچه اصفهان است.
 

 

NONE
۱۲:۵۲ - سه‌شنبه ۱ شهریور ۱۴۰۱

نامه‌ای برای سیدحسن/ 5

«علیرضا عسگری» از دوستان شهید «سیدحسن مؤمنی» به روایت خاطرات روزهای در کنار سیدحسن‌بودن و در کنار هم جنگیدن پرداخته و اصفهان‌زیبا آن را در چند بخش منتشر کرده است. بخش اول این مطلب در تاریخ 29 خرداد، بخش دوم در 5 تیر، بخش سوم در 23 تیر و بخش چهارم در 2 مرداد منتشر […]

NONE
۰۳:۱۲ - یکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱

من زنده‌ام!

بیست‌و‌یک روز از بهمن‌ماه 1361 گذشته بود که در عملیات «والفجرمقدماتی» مجروح و بعد از محاصره در حلقه دشمن، گرفتار عراقی‌ها می‌شود و به نقطه‌ای جدید از زندگی می‌رسد؛ به «اسارت»! «جعفر رضایی»  می‌گوید: «بعد از اسارت چندروزی را در بغداد بودیم و بعد بردندمان به‌طرف موصل!» مدتی که از اقامتشان در موصل می‌گذرد، سروکله صلیب سرخ پیدا می‌شود و از همان زمان رسما نامه و نامه‌نگاری‌ها بین اسرا و خانواده‌هایشان شروع می‌شود.

NONE
۰۳:۱۰ - یکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱

سلاح شیمیایی و روایت ددمنشی بعثی‌ها

کـــتــــاب «در تـــدارک عـمــلــیــات سرنوشت‌ساز» (علیرضا لطف‌الله‌زادگان و یحیی فوزی، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس) را ورق می‌زدم که لابه‌لای خبرها و اظهارنظرهای روز بیست‌وهفتم مرداد 1365 چشمم به خبری افتاد که بیشتر از مطالب دیگر نظرم را جلب کرد.
عموی چشم انتظارت!
۱۴:۵۰ - چهارشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۱

عموی چشم انتظارت!

«مهدی وطن‌خواهان»؛ آزاده اصفهانی، بیست و نه سال منتظر جواب نامه‌ای بوده که در دوران اسارتش یعنی درست در نوزدهم تیرماه 1365 زمانی که چهارسال از زندگی‌اش در اردوگاه اسرای جنگی موصل 4 عراق می‌گذشته، برای «سیدعلی خامنه‌ای»؛ رییس جمهور وقت می‌نویسد و او را دایی عزیزش؛ «سیدعلی رییسی» (عینکی) خطاب می‌کند.