در دنیای تاریخنگاری اصفهان، نام محمدحسین ریاحی برای همگان آشناست؛ مردی که در اصفهان زاده شد، در همین شهر، در دل کوی و برزنش، باغها و معماری فیروزهایاش، خانههای قدیمیاش و در کنار شخصیتهای نامدار فرهنگی و علمی آن بالید.
اصفهان شهر پلهاست؛ پلهایی که به درازنای تاریخ و در پس قرنها ماندگار ماندهاند و خویشتن را به ما رساندهاند تا دیدارشان و گذر بر پهنای آنها به یادمان آورد که بهراستی این دیار چه پُرقدمت است و بهراستی اصفهان شهری دیرپاست و دلربا.
نوروز جشن طبیعت است؛ آیینی است که با فرهنگ کار و کوشیدن پیوندی نزدیک و دلنشین دارد.
محمدحسین پاپلی یزدی از جغرافیدانهای خردمند و خوشنام ایرانمان است که کمتر مثل او در بین دانشگاهیان کشور پیدا میشود. این محقق پرکار وقتی برای خواص دست به پژوهش میزند، کارش را بلد است و میداند چطور این قبیل خوانندگان را به قلمرو دانش و تخصص خویش دعوت کند.
نسیم خلیلی از مورخان پردقت و زبردست ایرانمان است که هرگاه در حوزه پژوهش تاریخی و ادبی قدم برداشته، توان تحلیلی و علمی خود را به شایستگی نشان داده است.
تذهیب از هنرهای چشمنواز سرزمینمان است؛ هنری لطیف و پرظرافت که از دوران باستان در بین مردم ما ریشه داشته و دستان بردبار و چشمهای موشکاف و ذهن خلاق هنرمند ایرانی آن را تعالی بخشیده و از نسلی به نسل دیگر رسانده است؛ هنری که بهتازگی از طرف یونسکو و با عنوان عنصری از میراث فرهنگی ناملموس نیز به ثبت جهانی رسیده تا شاید مدیران حوزه فرهنگ و هر هنردوستی به این صناعت وزین و طلایی بیشتر توجه کند.
در بین این سه کلیسا که سالیان دراز مأوای شیفتگان حضرت مسیح(ع) بودهاند، سورپ هاکوپ بهلحاظ قدمت اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا قدیمیترین کلیسای بهجامانده از روزگار صفوی است. اما اثری از اسپتانوس نیست. بنای هاکوپ به ۱۶۰۷میلادی یا ۱۰۱۶ هجری قمری برمیگردد. درحالیکه کلیسای مریم مقدس که نام مجموعه از او گرفته شده، به چند سال بعد از آن، یعنی ۱۶۱۳ میلادی یا ۱۰۲۲ هجری قمری میرسد و بانی آن نیز «خواجه آوتیک» نام دارد.
یلدا همان شب سیاهی است که پایانش سپیدی روز و حکایت گشایش پس از سختی است. در لغت به معنی «تولد» به کار میرفته و واژهای سریانی است.
آیین سده بهطور رسمی از غروب آفتاب آغاز میشد. در این زمان، مردم در نقاط مختلف روی بام خانهها یا بلندی کوهستانها آتش میافروختند. در هر منطقه، زن و مرد و کودک دور این آتشها گرد هم میآمدند و با خواندن اشعار و ترانههای محلیِ قوم و دیار خودشان این جشن را برپا میکردند.
درک رفتار مردم در قالیشویان و ریشهیابی آیین آن جز با شناخت تاریخ و فرهنگ کهن ایران و شیعه ممکن نیست. خاستگاههای این آیین پیوندی نزدیک با فرهنگ سوگواری میان ایرانیان دارد، از گریستن برای سیاوش گرفته تا موییدن برای شهدای کربلا بر این سنت دیرپای اثر گذاشته است.