یک قسمت مستند «بزم رزم» هست که حسین علیزاده تعریف میکند بعد از بمباران تهران که خانواده کیهان کلهر شهید میشوند قطعه سوگ را برایش میسازد. بعد بلافاصله میخندد و میگوید نه برای کیهان که نساختم؛ برای خانوادهاش ساختم. برای خودش هروقت مُرد میسازم و غشغش میخندد. همینجا حسین علیزاده واقعی جلوی نظرم واقعیتر میشود. کسی که در سختترین لحظه هم شوخی میکند و میخندد و اینقدر فروتن است. علیزاده برای من فرق میکند. متمایز است.