گزارشهای منتشرشده درباره سد گتوند و مصاحبههایی که این روزها از سوی مسئولان اسبق و فعلی دولت در رسانهها منتشر میشود، نشان میدهد که ساخت و بهرهبرداری از این سازه آبی دستاوردی بهغیراز تخریب و ویرانی محیطزیست و به نابودی کشاندن زندگی مردم نداشته است.
حدود 13 سال پیش خبرگزاری ایسنا گزارشی در مورد بیآبی خوزستان منتشر کرد. در خلال این گزارش آمده بود: «مردم خوزستان از گذشته تا به امروز از مشکلات آب رنج میبردند. در مقاطع زمانی مختلفی، مردم با مشکل کمبود آب آشامیدنی و گاهی با مشکل شوری و کدورت آب شرب دستوپنجه نرم کردهاند». چنانچه در این گزارش و حتی در سابقههای آبی خوزستان دیده میشود، مشکلاتی که مردم این شهر در مورد بیآبی یا عدم کیفیت آب داشتهاند، مختص به امروز و این لحظه نیست. این مشکل سابقه دور و درازی دارد. استانی که ۳۰ درصد آبهای جاری کشور در آن جریان دارد از ابتدای دههی هشتاد، با وقوع خشکسالی دچار بحران شد.
در روزهای گذشته و به دنبال جاریشدن آب در رودخانه زایندهرود در سطح شهر اصفهان و به سمت مزارع شرقی، برخی صحبتها در فضای مجازی از طرف عزیزان سایر استانها مطرح شد که برخی ابهامهای ذهنی من را درباره آنچه در فضای اجتماعیعاطفی کشور میگذرد، دوچندان کرد. عزیزی در صفحه مجازی خود با مقایسه جاری شدن رودخانه در سطح شهر اصفهان با خشکی تالاب هورالعظیم نوشته بود: رقص و شادی و پایکوبی بر زخم خوزستان! و در صفحه دیگری نابودی جلگه خوزستان را معادل آباد کردن کویر اصفهان! قرارداده بودند!