جانباز
حتی‌ کوپن روغنم را هم فروختم!
۱۳:۳۰ - شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۲
روایتی از تلاش‌های شبانه‌روزی یک جانباز اصفهانی برای نوشتن پایان‌نامه کارشناسی‌اش که دوهزار ساعت کار مفید درباره گلستان شهدای اصفهان است

حتی‌ کوپن روغنم را هم فروختم!

مثل خیلی از رزمنده‌ها، «علیرضا(سعید) شاهسنایی» هم کم‌سن‌و‌سال بوده که راهی جبهه می‌شود. البته معتقد است زندگی کردن در محله‌ای که همه آدم‌های آن بی‌بروبرگرد پای کار انقلاب و جبهه و جنگ بودند، نیز بی‌تأثیر نبوده است؛ «محله جنیران؛ محله‌ای که 60 شهید تقدیم انقلاب کرده است!»

جان‌باز!
۱۳:۱۶ - شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۲

جان‌باز!

بعضی‌هایشان مثل چینی‌های گل‌قرمزی که لب‌پر شده‌اند، بعضی دیگر مثل نوار کاست‌هایی که هد نوار از توی شکمشان بیرون ریخته و دیگر آهنگی از آن‌ها پخش نمی‌شود، بعضی‌هایشان هم مثل کتاب‌هایی هستند که صفحات قسمت‌های اصلی‌شان دیگر وجود ندارد. انگار هستند و نیستند!

برای مردان جامانده از جنگ
۱۲:۲۹ - شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۲

برای مردان جامانده از جنگ

می‌گویند جانباز کسی است که جان خود را به دست آورد، جانی که به شکلی در خطر افتاده بود. جانی که حالا پر از نشانی است. نشانی‌های آشکار و پنهان.

در آغوش راهرو
۱۱:۰۴ - چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۲

در آغوش راهرو

دفعه قبل، گوشه پیراهن‌ نازی پاره شده بود. دفعه قبل‌تر، کش موی سرش کنده شده بود و دفعه قبل‌تراز آن گوشواره‌هایش تابه‌تا شده بودند.

قانون جامع حمایت از ایثارگران در کشور به‌طورکامل اجرا نمی‌شود
۰۹:۰۷ - شنبه ۲۳ دی ۱۴۰۲
برگزاری همایش تکریم از روحانیون ایثارگر، آزاده و جانباز دوران دفاع مقدس

قانون جامع حمایت از ایثارگران در کشور به‌طورکامل اجرا نمی‌شود

همایش تکریم از روحانیون ایثارگر، آزاده و جانباز دوران دفاع مقدس با محتوای جهاد تبیین و بصیرت‌افزایی به همت مرکز خدمات حوزه علمیه استان اصفهان در مجتمع فرهنگی‌آموزشی شیخ بهایی (اردوگاه) گلدشت برگزار شد. در این همایش نیم‌روزه روحانیون مطرح حوزه علمیه استان حضور داشتند و برخی از آن‌ها صحبت کردند. در این گزارش اهم سخنان آن‌ها آمده است.

هنوز خیلی‌ها از رفتنت خبر ندارند!
۱۶:۴۱ - شنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۲

هنوز خیلی‌ها از رفتنت خبر ندارند!

شاه‌نظری شانزده‌ساله بود که در والفجر مقدماتی، پایش روی مین می‌رود و نقطه دردهایش درست از 21 بهمن 61 شروع می‌شود؛ همان جانبازی که می‌گفت: «توی همه این سال‌ها شبی را به یاد ندارم که آسوده خوابیده باشم و صبح آسوده بیدار شده باشم.»

تجدیدعهد با عَلم‌داران زمان
۱۲:۵۹ - دوشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۲
عرض ارادت قافله عزاداری ظهر تاسوعا به جانبازان:

تجدیدعهد با عَلم‌داران زمان

تاسوعا حال‌ و هوای دیگری دارد؛ روز ابوالفضل العباس است. عَلم‌دار کربلا، همان وفادارترین مرد، روز جانباز کربلا. روز تاسوعا دلمان تاب نمی‌آورد؛ گویی به عزانشستن برایمان کافی نیست. اصلا نمی‌توان نشست.

من مانده‌ام؛ چند ترکش و یک ریه ویران!
۱۴:۰۴ - سه شنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۱

من مانده‌ام؛ چند ترکش و یک ریه ویران!

«دوازده سالگی» می‌شود برایش نقطه «رفتن»؛ آن‌هم با شناسنامه برادر بزرگ‌ترش. می‌گوید پدرم مخالف جدی رفتنم به جبهه توی آن سن و سال بود، «اما من رفتم»! «می‌رود» و وقتی برمی‌گردد، چندین و چند ترکش و ریه‌ای متلاشی شده و یک جفت چشمی که جز سیاهی، چیزی نمی‌بیند، برای روزها و ماه‌ها و سالهای پیش رویش به همراه می آورد.

NONE
۱۲:۴۴ - سه شنبه ۸ مهر ۱۳۹۹
NONE
۱۲:۳۷ - سه شنبه ۸ مهر ۱۳۹۹