ســـــومیـــــــن جشنــــــواره سراســـــــری نمایشنامهنویسی کمدی خندستان که توانست جایگاه قابلتأملی در بین جشنوارههای سراسری پیدا کند، با معرفی برگزیدگان، دفتر این دوره را بست. آیین اختتامیه این جشنواره به همت تالار هنر وابسته به سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری اصفهان و حوزه هنری استان اصفهان برگزار شد.
مریم را یکشنبه روزی دیدم از آن روزهای خاص که در ذهن میماند در آن بنای قدیمی که نامش آسودهمأوا بود! رفته بودم تا به مریم و دوستان شبیه خودش یاد بدهم چطور دلنوشتههایشان را به داستان و شعر نزدیک کنند. بچههایی که هرکدام بهنوعی ناتوانی جسمی داشتند و برخی نیز حتی از حرفزدن هم ناتوان بودند، اما برای نوشتن، دانستن و یادگرفتن حکایت آنان حکایت دیگری بود! آنجا و در جمع آنها بود که متوجه شدم نه قواعد شعرگویی، نه عناصر داستان چندان به کار نمیآید وقتی راوی جانودل تو باشد! و اینگونه بود که روایتم شد: روایت مصطفی و خندههای معصومانهاش، روایت ملیحه و چشمهای کمسویش، روایت سمیه و خوابهای آسمانیاش… و روایت مریم و آرزوهایش!
داستان نویسان کرونا را چگونه روایت خواهند کرد؟ چه رمانها و داستانهای کوتاهی از دل شرایط سخت و قرنطینهای ویروس کرونا بیرون خواهد آمد؟ برای رسیدن به جواب این سؤالها باید چند سالی صبر کرد تا روایتهای هولناک زندگی برزخی آدمها در محاصره این بیماری ناشناخته روایت شود. اما در نگاهی کوتاهمدت این پرسش مطرح است که این بیماری چه تأثیری بر وضعیت جامعه ادبی گذاشت؟ چرخه نشر کتاب دچار چه مشکلاتی شد و تکلیف جشنوارهها، نشستها و کلاسهای روایت و داستاننویسی چه شد؟