نشریات محلی که رسالت آنها پرداختن به مسائل و مشکلات استان اصفهان است، متأسفانه در نگاه برخی از کارگزاران روابطعمومیها و مدیران، چندان جایگاهی ندارند و ترجیح میدهند اخبارشان در روزنامههای سراسری منتشر شود.
خبرنگار واقعی بودن اگر فیلهواکردن نباشد، لابد در اندازه یک موشگرفتن هست؛ آنهم یک موش سرتق که از جلو میدود و ما از پشت سرش و باید خیلی تندوتیز باشیم تا این موش را بگیریم و از دستمان درنرود.
اگر ارشاد کار خود را بهخوبی انجام دهد، کسی که تخصص و هزینه و نیروی انسانی لازم را ندارد، به تأسیس روزنامه یا نشریات دیگر نمیپردازد و به سراغ آن نمیرود.
اصفهان استانی با تنوع فرهنگی زبانی و اجتماعی است و در زیستبوم رسانهای، توجه به این موضوع میتواند تا حدی روایتهای کلان قدرتمندتری را به جامعه ملی برای توسعه و پیشرفت بهتر استان معرفی کند.
قصه روز خبرنگار، قصه خنده و گریه همصنفیها برای همصنفیها شده است. داستان گروهی آدم که در روزِ به نامشان راوی گرفتاریهای خودشان شدهاند.
ما در چنبرهای از مشکلات؛ از مشکل کاغذ گرفته تا طراحی، چاپ و توزیع، گیر افتادهایم؛ نشریات فقط ازلحاظ کمی رشد میکنند و هرچه بیشتر میگذرد، افت کیفی و محتوا، مشهودتر میشود.
«قرار تماشا» به دنبال تبیین است: تبیین نظامهای سیاسی. تماشاگران در این نشستها چگونگی شناخت یک نظام سیاسی را تجربه خواهند کرد.
یکی از گوشههای پرطرفدار و پردلهره زندگی خبرنگاری، حضور در بحرانهاست که با عنوان «خبرنگاری بحران» شناخته میشود و بارزترینش حضور در مناطق جنگزده است.
میگوید در نوزده ماه گذشته، بارها بر سر زندگی خود قمار کرده و هر بار انگشت انتقاد به سمتش روانه شده است: «به خطرش میارزد؟» سه بار به کرونا مبتلا شده و روزهای زیادی را در قرنطینه و به دور از خانه و خانواده سپری کرده است. میگوید در طول عمر کاریاش با انواع و اقسام سوژههای عجیبغریب مواجه شده و برای انعکاس آنها خطرهای زیادی کرده است؛ کرونا، اما برای او با همه موضوعهایی که به تصویر کشیده، فرق داشته است: «کرونا خبررسانی از دل یک بحران ناپیداست؛ بحرانی که معلوم نیست کی از آن سر سلامت بیرون میآوریم.»
همین اول کاری باید اعتراف کنم؛ هفت سال مستمر خبرنگار حوزه اجتماعی بودن، اصلا کار آسانی نیست. آدم از جنس فولاد هم که باشد، هرچقدر هم که عاشق و سرسپرده شغلش باشد، خیلی جاها کم میآورد و از پا میافتد و دلش یک جهان امنی را میخواهد تا در آغوشش پناه بگیرد؛ دنیایی که در آن آنقدر قدرت داشته باشد تا بتواند فرجام خوشی برای همه سوژههای گزارشهایش رقم بزند؛ یکی مثل سمیه 15ساله که به جرم قتل منتظر تقدیر چشمبهدر زندان دوخته، یا مثلا آرمان که شیشه عقلش را یکباره ربود و باعث شد روی پدر و مادرش چاقو بکشد. مادر مرد. پدر دیگر آن مرد سابق نشد و آرمان به حکم قاضی تا آخر عمر ساکن بخش کرونیک بیمارستان روانی شد، یا مثلا ملیکای پنجساله که زیر شکنجههای محمدجواد 40ساله تاب نیاورد و جان باخت، یا مثلا میلاد آروی که آتش وحشی سانچی، امان دیدن اولین فرزندش را نداد.
وبــیــنــار آمــوزشــی تــیــتــرنویسی در رسانهها با حضور مجید رضائیان، دکترای تخصصی روزنامهنگاری، مدرس دانشکده خبر و دانشگاه علوماجتماعی و دانشگاه آزاد تهران مرکز و به همت فرهنگسرای رسانه وابسته به سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان بهصورت مجازی برگزار شد. مجموعه هشتجلدی بررسی اطلاعات در خبر، مجموعه دوجلدی بررسی پیام در خبر، نظرسنجی درباره علل گرایش شهروندان تهرانی به اخبار رسانههای خارجی، پژوهش و مطالعه میدانی با تأکید بر رسانههای موفق در اروپا و تألیف کتاب تیترنویسی برای نخستینبار در روزنامهنگاری ایران با نگاهی متفاوت به تیتر؛ برخی از تألیفها و طرحهای مهم پژوهشی رضائیان است.
کارگاه آموزشی نخستین جشنواره تخصصی ورزشینویسان اصفهان با همکاری فرهنگسرای تخصصی رسانه و انجمن خبرنگاران، نویسندگان و عکاسان ورزشی برگزار شد. محمد آقاییفرد، مدرس روزنامهنگاری ورزشی و برنامهسازی تلویزیونی، در این کارگاه با بیان اینکه هر خبری که در رسانهتان منتشر میکنید، رزومه شما را تشکیل میدهد و هر خبر اشتباه به معنای ازدستدادن بخشی از مخاطبان شماست، گفت: خبرنگاران موظف هستند سوژههای خبریشان را درست انتخاب کنند تا اعتماد مردم و مخاطبان خود را از دست ندهند. سوژه و ایده غالبا در معنی تداخل دارند و در نظر اول ایده (Idea) و سوژه (Subject) مفهومی مشابه به نظر میرسند؛ اما با کمی دقت درمییابیم که ایده نشانگر زاویهدید روزنامهنگار نسبت به سوژه است.