قتی از قصهگویی صحبت میشود، ناخودآگاه تصویر پدربزرگها و مادربزرگها به ذهن متبادر میشود؛ انگار داستان و قصه با این افراد کهنسال مویسپید گره خورده است؛ بزرگترهایی که با نقل قصه به بچهها پندواندرزهای زیادی میدادند و به همین شکل نصیحتها و درونمایههای تربیتی، حتی تاریخ کشور و ارزشهایی که بخشهایی از فرهنگ ایرانی را تشکیل میدهند، سینهبهسینه نقل میشد.
فیلم «داستان هزار و یک روز» ساخته حبیب احمدزاده است که در پرونده کاریاش ساخت مستندهای «آخرین تیر آرش»، «موج زنده» و «مجسمه دنیا» دیده میشود. او این بار سعی داشته با آشناییزدایی و ارائه شکل جدیدی از مستندسازی با همکاری کشور ژاپن دست به ساخت اثری با نحلههای فکری خود که درونمایهای صلحآمیز دارد، بزند. گرچه اولین نقدی که میشود نسبت به این کار داشت، قرار دادن صدا روی اغلب تصاویر آنهم به شکلی کودکانه است.
درست است که این روزها فضای مجازی خیلیها را از کتابخواندن دور کرده و بازار محصولات پر زحمتتر مثل کتاب و فیلم را کساد، اما هنوز هم کسانی هستند که لذت ساعتها خواندن را با هیچ ارائهای در فضای اینترنت عوض نمیکنند و همچنان در دنیای کتابها سرخوشاند. در روزهایی که با نام کتاب و کتابخوانی پیوند خورده از آخرین کتاب خواندهشده سه نویسنده و اهل فرهنگ اصفهان پرسیدیم. علی خدایی که یک کتابباز حرفهای است، این روزها یک کتاب آشپزی میخواند. هلن اولیایینیا از کتابهای منتخب جایزه مهرگان میگوید که نظرش را خیلی جلب کرده است و نفیسه نفیسی از انتخاب کاری از هادی محمدی که این روزها رنگ زیبایی به کلاسهای ادبیات مجازیاش داده است.
در شرایط کنونی که بحرانی است و برخی خانوادهها و بهخصوص کودکان در قرنطینه بهسر میبرند، سرگرمی و بازی مناسب برای آنان ضروری است؛ اما نه هر سرگرمی مثل استفاده از موبایل و غرقشدن در فضاهای مجازی و بازیهای کامپیوتری. بازیهایی نیاز است که هم سالم باشند و هم نشاطآور و نسبتا پرتحرک. بدین منظور بر آن شدیم تا نظر دکتر مریم رستمی، روانشناس را درباره سرگرمیهای مناسب کودکان بدانیم.