سالها پیش آقاجان ساعت چهار صبح خورجینی میانداخت روی دوچرخه و از خیابان مولوی تا سبزهمیدان رکاب میزد تا مغازه نانواییاش. میگفت: اگر یک روز دوچرخه را نبینم دلم میگیرد. این دوچرخه هم مانند فرزندم شده است. نهتنها آقاجان دوچرخه داشت، بلکه اغلب همسایهها هم دوچرخه داشتند. آن روزها هوای اصفهان تا این حد آلوده نبود و یکی از علتهای اصلی پاکی هوا همین دوچرخههای بزرگ و کوچکی بود که مردم بهعنوان وسیله نقلیه از آن استفاده میکردند.