میدانیم که هرگونه نشر و پخش و توزیع، انواع استفاده و بهطور کلی هرگونه بهرهبرداری از یک اثر هنری و حتی غیر هنری اما در حوزه مالکیت فکری، مستلزم رعایت برخی تشریفات قانونی و اخلاقی است؛ از این جمله کسب اجازه از پدیدآورنده اصلی و ذکر منبع و روش اقتباس یا درج عینی یا گرتهبرداری یا کپی و نظایر اینهاست.
همانگونه که در گذشته هم عنوان کردیم عبارت «سرقت هنری» در قانون یک عبارت علمی نیست. چون خود سرقت در قانون مجازات تعریف روشنی در مادیات دارد و نمیتواند در حقوق معنوی یا مالکیت فکری در کنار مفاهیم غیر مادی مورد استفاده قرار گیرد. اما از آنجایی که فقط در قانون مطبوعات، یک بار به شکل توضیحی در تبصره یکم ماده ششم به «سرقت ادبی» که از زیر مجموعههای هنری است، اشاره شده بدین شرح که سرقت ادبی عبارت است از نسبتدادن عمدی تمام یا بخش قابل توجهی از آثار و نوشتههای دیگران به خود یا غیر ولو به صورت ترجمه و باز هم چون به شکل عامیانه میتوانیم استفاده غیر مجاز و تملک چیزی از کسی را به تقریب، نزدیک به مفهوم سرقت بدانیم پس در این یادداشت و سلسله یادداشتهای مشابه از عبارت سرقت هنری یا سرقت ادبی در مفهومی مترادف با سوء استفاده، نشر غیر مجاز، اقتباس بیش از حد، تملک فیزیکی یا معنوی اثر و ایده آن بدون اذن پدید آورنده و بهرهمندی مادی و معنوی از آثار دیگران به نفع خود یا اشخاص ثالث استفاده خواهیم کرد.
حقوق، علم نحوه پاسداری از مجموع حقهای تکتک مردم، در تمام زمینههای قابل تصور برای انسان است. این علم بی انتهاست، چون انسان به انتهای شناخت زمینههای زیستی خود نرسیده و حتی شاید نخواهد رسید. از این رو، هر روز و هر لحظه با کشف و پیدایش موضوعات تازه در زمینههای حیات، حقوق تازهای که معطوف به آنان باشد نیز خلق یا کشف میشوند. حقوق هنرمندان نیز از این جمله است. با اینکه ضرورت پرداختن به آن تا چند دهه قبل حس نمیشد، زیرا ضروریات زندگی انسان تا نیمههای قرن حاضر، بسیار دور از ضروریات معنوی بودند. اما از زمانی که حیثیتها با منافع مادی آمیخته شدند و جوامع یاد گرفتند که خدشه به حیثیت نیز مانند خدشه به مال دارای عواقب جبران پذیر یا جبران ناپذیر است، این ضرورت با دخالت نخبگان حقوقی تبدیل به قوانین مختلفی شد که اختصاصا یا با گریز به موضوعات هنری، تأمین کننده حقوق هنرمندان شدهاند.
در وضعیتی که پدید آورنده از نشر اثر خود بیاطلاع بوده و در نتیجه قطعا قرارداد یا موافقتنامهای نیز با ناشر نداشته است، چه راهها و امکانات قانونی در ابعاد مادی و معنوی پیش روی طرفین است؟ هرکدام چگونه میتوانند از حقوق خود دفاع یا در برابر ادعای طرف مقابل پاسخی داشته باشند؟