تب آن روبه تند شدن است؛ «هیچهایک» واژهای که این روزها درباره آن بسیار نوشته و گفته میشود. هیچهایک تا همین یکی دو دهه پیش برای مردم کوچه و خیابان معنای آشنایی نداشت ولی حالا درباره آن بسیار حرف میزنند و عده زیادی از جوانان سودای چنین شکلی از سفر را در سر میپرورانند و حتی عدهای هیچهایک را بهعنوان سبکی از زندگی انتخاب میکنند. سفری که نهتنها جذاب به نظر میرسد بلکه همراه با پختگی و کمال است و شباهتهایی به طی طریق کردنهای عرفا در قرون گذشته دارد.
روزهای شانزدهم تا نوزدهم آذرماه ۱۴۰۰، نخستین سمپوزیوم هنری نارتیتی با هدف انسان، طبیعت و هنر برگزار میشود. این رویداد به سرپرستی مهدی جواهری و با هنرمندی مرتضی بصراوی، محمود مکتبی، اسماعیل قنبری و کریمالله خانی، طی چهار روز با محصول بومی منطقه یعنی انار اجرا میشود و همکاری مشترکی بین فعالان گردشگری در استانهای اصفهان و یزد است. هنرمندان در مدتزمان برگزاری این رویداد به ساخت آثار هنری با استفاده از انار و با هدف ارتقای کمی و کیفی آثار هنری در مراکز اقامتی بهمثابه سرمایههای فرهنگی، پیوند و آشنایی بیشتر گردشگری و هنر معاصر و همچنین ارتقای فرهنگ بصری و هنری جامعه میپردازند.
آیا تاکنون شنیدهاید که برخی افراد در ازای کار یا خدماتی که به شما ارائه میدهند هیچ پولی دریافت نمیکنند؟ البته شنیدن این خبر ممکن است برای برخی باورکردنی نباشد یا از سر بدگمانی به دیده تردید بنگرند. گفتن و نوشتن از کار داوطلبانه در شرایط اقتصادی کشور شاید عجیب به نظر برسد ولی باید گفت و اذعان کرد که کار داوطلبانه تعاملی دو سویه است. چه گروه یا فردی که داوطلب انجام کار است و چه دسته یا افرادی که خدماتی را دریافت میکند در تعاملی کنشگرانه منتفع خواهند شد؛ منتها هرکس با تعریف خودش. در ایران اما باوجود همه محدودیتها چند سالی است که گروهی راهاندازی شده است و درزمینه خدماترسانی به بومگردیها و اقامتگاههای سنتی کار داوطلبانه ارائه میدهد.
حالا که بیش از یک سال از آمدن کرونا میگذرد و خیلیها دیگر نمیدانند تعطیلات خودشان را چطور بدون سفررفتن بگذرانند، پیشنهاد جالبی برای جایگزینی سفر داریم که هم حالوهوای سفررفتن و طبیعت را برای شما زنده کند و هم سرگرمتان کند و برای چند ساعت باعث شود از فکر کرونا و مسائل دیگر بیرون بیایید و بعد از آن هم نقشه بریزید که بعد از بهترشدن اوضاع، اولین جایی که میروید کجاست. این پیشنهاد، معرفی دو کتابِ داستان/سفرنامه است که اتفاقا از هر دو هم فیلمی ساختهاند.
فرودگاهها، ایرلاینها، آژانسهای مسافرتی، هتلها و شماری از مراکزی که نفسشان به نفس گردشگری بند بود، حالا چند ماه است که در کما به سر میبرند و همه یکصدا از نحوست کرونا برای صنعت سبز میگویند؛ اما هستند کارشناسانی که معتقدند کرونا صد درصد هم برای حوزه گردشگری سیاه نیست و میتوان با هوشمندی، بازی باخته را به یک تساوی یا حتی برد برای صنعت گردشگری تبدیل کرد؛ درست شبیه ققنوسی که از دامان آتش مرگبار ققنوس پیر، متولد میشود. چطور؟! برایتان در این متن میگویم.