زنگها مدام و بیوقفه به صدا در میآیند؛ زنگهایی که هر کدام از آنها داستان غمانگیزی پشت آنها پنهان شده است. یکی اضطراب امانش را بریده و مثل بختک به جانش افتاده است و دیگری پلک روی پلک نمیتواند بگذارد و کابوس رهایش نمیکند!