حنیف سُروری، تهیهکننده فیلم «پیرپسر»، اعلام کرد که این فیلم با توجه به موفقیتهای بینالمللی خود، میتواند نماینده شایستهای از سینمای ایران در آکادمی اسکار باشد.
فیلم با جشن تولدی گروهی شروع میشود. مردی که هفتاد و پنج ساله شده است و جوانترهایی که به دیدنش آمدهاند. توضیح کوتاهی میآید که: این فیلم نگاهی دارد به زندگی دکتر داریوش نوروزی از استادانِ برجسته رشته نوپای تکنولوژی آموزشی در ایران.داریوشِ هفتاد و پنج ساله در اتوبوس نشسته تا به همدان و خانهی کودکی برسد. کوچهای در همدان «شوقِ روزگارِ کودکی» است و داریوشِ هفتاد و پنج ساله آمده تا دوباره خانه و خاطرههای کودکی را پیدا کند. شاید آمده تا داریوشِ هفت ساله را ببیند. او در کوچهی کودکی ایستاده و از درختها و درِ خانه فیلم میگیرد. چرا فیلم میگیرد؟
در میان فیلمسازان ایرانی کارگردانانی را میتوان یافت که به دلیل تجربه زیسته یا همذاتپنداری با دغدغههای مردم افغانستان، موضوعاتی درباره مصائب و مشکلات این کشور را دستمایه آثار خود قرار میدهند و معمولا در این مسیر دو رویکرد کلان را پی میگیرند: به مصائب مردم افغانستان در کشور ایران میپردازند یا دوربین خود را به دل ماجرا برده و روایت را از درون خود کشور افغانستان شرح و بسط میدهند. درونمایه چنین آثاری، گاه عاشقانه و طنزگونه است و گاه با نمایش مصائب مردم افغان، رویکردی آسیبشناسانه دارد. در این میان به نظر میرسد شمایلی که کارگردانان ایرانی از مردم افغانستان و دغدغههایشان ارائه میدهند نسبت چندانی با واقعیت نداشته و حتی در چند مورد با اعتراض فیلمسازان افغانستانی مواجه شده است.