قطعیتگریزی یکی از مؤلفههای مهم سینمای فرهادی است. در همه آثار او اشارات چندوجهی یا بهاصطلاح دو پهلوبودن قضایا به چشم میخورد. خطوط روایات در فیلمنامه بهصورت نامرئی پیش میرود و مخاطب اساسا در محقبودن هرکدام از شخصیتهای داستان سرگردان است. گردش موقعیتهای داستان یا به عبارتی گوناگونی و اختلافات کاراکترها در سایه موضوعی واحد در متن پیش میرود، فرهادی یک ایده مشخص را توسط پرداخت مختلف در فیلمهای خود بهکار میگیرد.