چایی شیرینم را قلپقلپ هورت میکشیدم. انگار با هر هورتکشیدنی، کمی از اضطرابم را هم قورت میدادم. صدای مامان از آشپزخانه بلند شد که مراقب باش چای روی مقنعهات نریزد!
دانش آموزان برای ایمنی خود، باید چه نکاتی را باید بدانند؟
آهنگ «باز آمد بوی ماه مدرسه، بوی شادیهای راه مدرسه» مدام تکرار میشود توی سرم.
بعد از نقلمکان به تهران و در اولین روزهایی که در محله جدید خود ساکن شدید، از آقای شکراللهی همسایه دیواربهدیوارتان میپرسید …
دختر من در یک مدرسه غیردولتی بهاصطلاح مذهبی درس میخواند. سال اولی که او را در این مدرسه ثبتنام کرده بودم مدیر مدرسه در صحبتهای ابتداییاش گفت …
دوران تحصیلی خود را در مدارس مختلف دولتی اصفهان سپری کردم و حالا دو سال است که فضای دانشگاه و آموزش عالی برایم جایگزین فضای مدرسه و آموزشوپرورش شده است.
فقط یک طلوع خورشید تا رسیدن به رؤیاهایم مانده بود و شب چقدر دراز بود. انتظار بهسر آمده بود و دیگر نیاز نبود یواشکی مداد و دفتر خواهرم را بردارم و خطخطی کنم …
مدرسه صدربازار سالهاست جایگاه برگزاری مهمترین دروس خارج فقه و اصول در اصفهان است و ازاینحیث مهمترین مدرسه علمیه اصفهان در دوران معاصر بهحساب میآید …
قانون هرساله مدرسه دخترم همین است: هیچ دانشآموزی حق استفاده از لوازمالتحریر فانتزی ندارد.
انگار همین دیروز بود که همراه پدرم به دبستان افشار رفتیم و سر کلاس اولی نشستیم که معلمش هنوز که هنوز است مرا که میبیند میگوید: «خبرنگار کلاساولی چطوری؟!»
معمولا مدارس غیرانتفاعی ترکیبی از مسائل آموزشی و پرورشی را برای ارزیابی متقاضیان در نظر میگیرند؛ هرچند برخی به این سو و بعضی هم به آن سو غش میکنند …
سال گذشته واقعا روال پیچیدهای برای گزینش داشتیم؛ آنقدر که به همکارم گفتم: «نمیدانم اگر خودمان در این هفتخوان میافتادیم، سالم از آن بیرون میآمدیم یا نه!»