سالهاست که میشنویم تعداد دخترانی که وارد دانشگاه میشوند در ایران از پسران پیشی گرفته است. این شاخص همواره دستاویزی شده تا بسیاری افراد وضعیت زنان را رو به بهبود جلوه دهند. شاید اگر بخواهیم با زمانی که زنان حق تحصیل نداشتند وضعیت را مقایسه کنیم، به طور قطع دستاوردی چشمگیر است؛ اما کافی است کمی در موضوع دقیق شویم تا ببینیم مانند بسیاری دیگر از مسائل مربوط به زنان، یک پوسته قشنگ چشم همه را خیره و ذهنمان را از محتوایی که چندان هم دلفریب نیست دور کرده است. به بیان واضحتر اینکه وضعیت زنان در ابعاد مختلف نسبت به قبل بهتر شده است قابل انکار نیست؛ اما اینکه ما مرادمان از قبل کدام وضعیتِ ماضی است و افقمان از بهبود دقیقاً با چشمداشت به کدام شرایط آرمانی است در گفتمانهای مختلف تفاوت دارد. برای همین هم است که برخی با تکیه بر ارائه تنها یک سری اعداد و ارقام ورود دختران به دانشگاهها یا امکان دسترسی زنان به برخی امکانات، نتیجهگیری میکنند که اوضاع برای زنان در ایران رو به بهبود است. آنچه در این یادداشت میخواهم به آن بپردازم شرایط عکس ماجراست. وضعیتی که وارونه نشان داده شده اما در عمل خبری از بهبود چندانی نیست.
تعویق بیتعویق! وزیر علوم که چندی پیش به جمع خبرنگاران آمده بود تابه سوالات آنها راجع به برگزاری آزمون سراسری پاسخ دهد، با گفتن اینکه «ما فقط سه ساعت از وقت دانشآموزان را میخواهیم که آنها در فضایی با استاندارد بالا حضورداشته باشند؛ در این سه ساعت همه موارد برای داوطلبان رعایت شده است.» خیال همه را راحت کرد و آب پاکی را ریخت روی دست دانشآموزانی که بعد از یک سال تحصیلی نیمبند، قرار است تا اواخر مرداد در آزمون سراسری شرکت کنند و آیندهشان را رقم بزنند. خیال دانشآموزان و خانوادههای آنها، اما همانند وزیر علوم راحت نیست!