
یلدا از جشنهای کهن ایرانی است و اصلا واژه جشن از «یَسن» گرفته شده که اشاره به مناسک دینی و آیینی دارد. یلدا تولد خورشید است؛ اما سؤال اینجاست که چرا خورشیدِ پرحرارت باید در میانه فصول سرد سال متولد شود و تولد نور با تاریکترین و طولانیترین شب سال چه نسبتی دارد؟

پاییز کمکم نفسهای آخرش را میکشد و جای خود را به زمستان میدهد؛ زمستانی که با شب یلدا آغاز و جشنی برپا میشود؛ جشنی همراه با دورهمی، شعرخوانی، قصهگویی، تفأل به حافظ، بازیهای پرشور و حال و… .

شب یلدا یا شب چله یكی از كهنترین جشنهای ایرانیان است و از سالیان دور تا به امروز ایرانیها آغاز فصل زمستان را با دورهم جمع شدن خانوادهها جشن میگیرند.

عدهای ریشه شکلگیریاش را به شب تولد میترا یا ایزد مهر در آیین مهر ارتباط میدهند و گروهی دیگر با اشاره به سبک زندگی مردم و اهمیتی که نور و روشنایی بر شیوه معاش کشاورزیشان داشته، شب یلدا را آغازی برای غلبه روشنایی و نور بر تاریکی و روزهای کوتاه میدانند.

یلدا همان شب سیاهی است که پایانش سپیدی روز و حکایت گشایش پس از سختی است. در لغت به معنی «تولد» به کار میرفته و واژهای سریانی است.

این روزها بوی یلدا در مناطق و محلهها پیچیده شده است، هر جا که قدم گذاریم، نمودی از این شب خاص دیده میشود مثلا نمایشگاه یا غرفههایی در فرهنگسراها و مراکز یا نقاط مختلف شهر با انواع و اقسام محصولات و اقلام زیبا و دیدنی جلوهگری میکند.

یلدا طولانیترین شب سال است. نماد امید و اینکه بالاخره حتی بعد از این همه سیاهی و مدت طولانی نور و روشنایی میآید و پیدا میشود؛ ولی وقتی تنهایی و دور از همه، این زمان بیشتر میشود، طولانیتر و شاید وهم انگیزتر. به خاطر همین است که طبق عادات و رسوم، ما ایرانیها دور هم جمع میشویم. همدیگر را میبینیم و برای اینکه زمان طولانی طی شود و احساس نشود، برای هم قصه و شعر میخوانیم و سرگرم میشویم.


