ما از کنار روایت بهراحتی و سرسری میگذریم. داستان زندگیمان را فراموش کردهایم و با هر باد و موسمی همراه میشویم. نمیدانیم که انسانها راویاند و خواهناخواه در داستانی قرار دارند. داستانی که در آن هستیم، میتواند راهنمایمان باشد و دستمان را بگیرد و جهانمان را تغییر دهد و البته میتواند زمینمان بزند. ما اغلب روایت را نمیبینیم. روایت ظریف است و ناملموس، اما بزرگ و مهم! روایت گاهی فردی است و داستان یک فرد بخصوص را تعریف میکند؛ گاهی داستان یک جامعه است و گاهی داستان کل تاریخ انسانها یا حتی موجودات!