لیلا حاجی
کنار هم خواستنی‌تریم
12:05 - سه‌شنبه 31 تیر 1404

کنار هم خواستنی‌تریم

وقتی با تفاوت‌های عقیده و نظام‌های فکری مختلف همگی به اقتدای یک پرچم دلخوش بودیم، دشمن خیلی نزدیک بود، در آسمان ما رفت‌و‌آمد می‌کرد، دانشمندان هسته‌ای ما را مورد حمله قرار داد، سرداران بزرگ ما را ترور کرد و می‌خواست از خاک ایران دستاویزی درست کند.

خیابان بهشت دروازه‌ای بهشتی
13:35 - یکشنبه 29 تیر 1404

خیابان بهشت دروازه‌ای بهشتی

از هیاهوی جنگ و چک کردن اخبار که فارغ شدیم؛ کارهای فراوانی را باید انجام دهیم. همان وظیفه‌هایی که شاید حدس نمی‌زدیم بر عهده ما باشد. خیلی آدم‌ها کسب و کارهای خودشان را رها کردند تا در سنگر دیگری خدمت کنند.

عاشقانه‌ای در خاک و خون
13:28 - سه‌شنبه 24 تیر 1404

عاشقانه‌ای در خاک و خون

همه سال‌هایی که با زندگی‌نامه شهدای دفاع مقدس گذشت، فکر می‌کردم کمترین وظیفه من این است که اگر در هر شهر و دیاری میهمان می‌شوم، سری به گلزار شهدا بزنم.

حسینی‌ترین دوران ایران امسال است
12:27 - چهارشنبه 11 تیر 1404

حسینی‌ترین دوران ایران امسال است

هر سال مُحرم، تاریخ عوض و دوران خادمی و نوکری صفر می‌شود. عده‌ای مثل هر سال توفیق خدمت دارند و عده‌ای دیگر باید تلاش کنند تا بتوانند قدمی برای عزاداران حسینی بردارند.

جنگ از ما گنج می سازد
16:30 - دوشنبه 2 تیر 1404

جنگ از ما گنج می سازد

جنگ همان واژه ترسناکی که تا به امروز این چنین آشنا نبود. برای من خلاصه می‌شد در زندگی‌نامه شهدای دفاع مقدس و بعدترها در خاطرات شهدای مدافعان حرم. ولی این روزها واژه‌ای است که در معاصرترین دوران نمود پیدا کرده است و این طور به یک باره، سرو کله‌اش پیدا شده است

رزق کثیر، شهادت است
13:03 - سه‌شنبه 7 آذر 1402

رزق کثیر، شهادت است

بانو جان، از میان القاب و صفات برتر و نیک شما کوثر را عجیب دوست دارم. کوثر همان خیر کثیر است؛ یعنی موجودی که منشأ خیرات و برکات فراوان است و در عین وحدت، مولد کثرت است.

دختر نبی (ص)
15:15 - شنبه 4 آذر 1402

دختر نبی (ص)

آیه تطهیر…همان آیه‌ای که پیامبر اکرم (صلی‌الله) هر صبح به وقت نماز، آیه شریفه را تا چند ماه بعد از نزول آن بر درِ خانه شما می‌ایستادند و می‌خواندند. این خانه همان خانه است و اهالی آن همان اهل‌بیت رسول خدا… چرا و چطور این‌طور موردحمله قرار گرفته؟!

سودای عاشقی
12:43 - شنبه 4 شهریور 1402

سودای عاشقی

باید طلبیده شویم. باید دعوت‌نامه را امضا کنند. باید اذن دهند تا بتوانیم قدم از قدم برداریم… باز هم آه می‌کشم و خیره به تصاویری هستم که دلم را آتش می‌زند. حسرت می‌خورم برای سفری که قسمت نشده. برای دیداری که مهیا نشد. برای حرمی که مدت‌هاست دلتنگش شده‌ام.

معجزه عشق
12:22 - پنجشنبه 2 شهریور 1402

معجزه عشق

به اربعین رسیدیم. همان شور و شعور جاری، همان عشق و ارادت بی ‌انتها و همان کرامت و معجزه‌ها… خدا را شکر به قدر اربعین‌های هر ساله چشمان ما این وحدت و برادری را می‌بیند.

رؤیای بهشت
12:06 - سه‌شنبه 31 مرداد 1402

رؤیای بهشت

در زمین قدم بر می‌داری و در کربلا هستی. چشمانت خیره به تصاویر زائران کربلاست، در دلت شوری عجیب به پا شده. لحظه‌های زیارت، خاطرات سفر و همه لحظات چشم نواز مسیر را مرور می‌کنی.

مغناطیس حسینی
10:59 - دوشنبه 30 مرداد 1402

مغناطیس حسینی

سری به عکس‌ها می‌زنم. روزهای پردرد التیام می‌خواهد. با تک‌تک این عکس‌ها خاطره‌هایی ناب و لحظه‌هایی ویژه‌ را مرور می‌کنم. انگار جان دارند و من را به تکرار وادار می‌کنند. هنوز مزه چای عراقی زیر زبانم هست و همان اشتیاق رسیدن به عمود دیگر…

دل که بی تاب می‌شود
12:55 - سه‌شنبه 24 مرداد 1402

دل که بی تاب می‌شود

در ورودی درِ دل من، صافی موجود هست که غیر تو را نمی‌پذیرد …دلم تو را طلب می‌کند …غیر تو را خوار می‌شمارد. آری واقعیت این‌گونه است حقیقتی به جز حسین (علیه السلام) حقیقتی فرومایه است…