جنگ از ما گنج می سازد

جنگ همان واژه ترسناکی که تا به امروز این چنین آشنا نبود. برای من خلاصه می‌شد در زندگی‌نامه شهدای دفاع مقدس و بعدترها در خاطرات شهدای مدافعان حرم. ولی این روزها واژه‌ای است که در معاصرترین دوران نمود پیدا کرده است و این طور به یک باره، سرو کله‌اش پیدا شده است

تاریخ انتشار: ۱۶:۳۰ - دوشنبه ۲ تیر ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
جنگ از ما گنج می سازد

به گزارش اصفهان زیبا؛ جنگ همان واژه ترسناکی که تا به امروز این چنین آشنا نبود. برای من خلاصه می‌شد در زندگی‌نامه شهدای دفاع مقدس و بعدترها در خاطرات شهدای مدافعان حرم. ولی این روزها واژه‌ای است که در معاصرترین دوران نمود پیدا کرده است و این طور به یک باره، سرو کله‌اش پیدا شده است.

جنگ جز ویرانی و آسیب، چنگی به دل نمی‌زند. ولی دفاع، همان واژه مقدسی است که برای دلیران، شجاع‌مردان و زنان، امری واجب و اجتناب‌ناپذیر است. دفاع می کنی؛ چرا که یقین داری به وعده‌ای که خدا فرموده است: «حق پیروز است».

پس تسلیم هر تهدیدی نمی شوی. می‌دانی زندگی با ذلت، جز رنج و بدبختی هیچ آورده‌ای ندارد.

یقین داری گرگ‌هایی در لباس میش آمده‌اند تا تو را به خود مشغول کنند تا از کشورت غافل شوی. می‌دانی دندانِ طمعِ دشمن تیز است و بُرنده. او اهل خنجر زدن است چه با افتخار، چه پشت پرده و نهانی.

تو تاریخ خوانده‌ای و این روزها تکرار تاریخ است. همان دشمنان قدیمی در میدان جسارت می‌کنند و همان قهرمانان همیشگی، پایداری. چه تضاد و تقابلی است. خیانت و شجاعت! رذالت و حمایت! خباثت و دیانت! و شهادت توفیق زیبایی است. سرانجامِ شیرزنان و شیرمردان حیف است مرگ باشد و شهادت پایان نیست.

دلم به خدایی خوش است که با اسرارِ غیبی و امدادهای الهی هوای بندگانش را دارد. در سخت‌ترین بحبوحه‌ها راه نجاتی مهیا می‌کند. بزرگترهایمان از شب‌هایی گفته‌اند که به صبح امیدی نداشتند، ولی آن‌ها هم طلوع خورشید را دیده‌اند.

مهربان خدایی، که در سخت‌ترین شب‌های جنگ ، پناه می‌شود و خودش وعده اجر مقاومت‌ها را داده است و این مقاومت‌ها، سخت است و شیرین! تا پیروزی، پایداری ادامه دارد. آدم‌های اهل مقاومت، کم نیستند، بلکه بی‌شمار
هستند.

دلاوران و امیرانِ شجاع که از جان و دل برای امنیت ایران و ایرانی تلاش می‌کنند و زحمت می‌کشند و هر کدام وظیفه‌ای دارند.

مردمِ همیشه در صحنه، باز هم برای رشادت و نقش‌آفرینی آماده‌اند. هرکس هرطور بلد است، خدمت می‌کند تا وطن‌فروشان شرمنده شوند؛ تا پوزه به خاک بمالند و در رسوایی غرق شوند و هیچ آدمِ اصیل و بااصالتی به وطن‌فروشی تن نمی‌دهد.

همین چند روز پیش، رژیم منحوس و غاصب، پا فراتر از حقوق بشری گذاشت و مرکز صداوسیمای ایران را در تهران، پایتخت کشور عزیزم مورد هجوم و حمله قرار داد و ققنوس‌وار ، بانویی از دل آتشِ صهیونیست بال پرواز درآورد و لب به حقیقت گشود؛ با بیانی شیوا، صلابت فاطمی و کلامی دقیق از کشورش گفت.

نوای الله‌اکبر را طنین‌انداز کرد. از صدایی که متجاوز به خاک وطن، متجاوز به حقیقت بلند کرده است و فضای غبارآلود استودیویی که… و بانویی شجاع و دلیر، که آگاهی بخشید و از جان و دل برای وطن ایستادگی کرد… حماسه‌ای آفرید از جنس زنان ایرانی … و او برای من گردآفرید معاصر است.

شیرزنان و مردان سلحشور کم نیستند. هر کدام در لباسی خدمت می‌کنند. پدری که خانواده‌اش را گِرد هم جمع می‌کند و با هم سوره فتح می‌خوانند؛ چرا که دلخوش کرده‌اند که بی‌شک پیروزی این جنگ نزدیک است.

مادری که با ذکر خدا و توسل به اهل بیت(ع) غذا می‌پزد و با مهر مادرانه آرامش را به سفره خانواده‌اش می‌آورد.

در نانوایی به وقت توزیع نان ، همدلی و هم‌بستگی می بینی!

مردم درب خانه‌هایشان را گشوده‌اند برای مسافران مناطق و شهرهای دیگر … آدم‌ها متفاوت‌اند.

ولی به وقت پا در رکاب بودن، مردِ عمل هستند و در همه زمان ها، خودشان را اثبات کرده‌اند و ایرانی به پایداری و مقاومت معروف است.

ایران عزیزم، وطن من آباد بمان!

تو کشور روزهای سخت و مردمان وفادار هستی!

در اوج ناکامی‌ها، شیرین‌ترین طعمِ جهانی! مردمی اصیل و رفیق داری!

جوانانی شجاع و باغیرت داری!

چه کسی جز ایرانی، دلش برای ایران و این مرز همیشه در خطر می‌تپد.

ایران من، دوستت دارم!

زیباترین وطن، اصیل‌ترین ریشه خفته در خاک دوستت دارم!

حتی با زخم‌های بی‌شمار و غصه‌های عمیق!

به پای بودنت می‌مانم، ای استوارترین ریشه! زیباترین وطن… آباد بمان!