در یکیدوهفته اخیر اتفاقات در ایران آنچنان باسرعت رخ داد که هضم همه آنها برای مردم سخت و زمانبر است. ماجراهایی که از تلاطم اقتصادی و افزایش نرخ طلا و ارز شروع شد که اعتراض کسبه و بازاریان را در پی داشت.
«در چند روز اخیر ، ما با یک فضای اغتشاش مواجه شدیم که معلوم بود کاملا برنامهریزی شده است. بعد از اینکه بازاریان محترم، اعتراضاتی را نسبت به شرایط اقتصادی کشور ابراز کردند، یک جریان کاملا طراحیشده وارد میدان شد.
الهه عکس کیکی که پخته را گذاشته توی صفحهاش و از عطر و طعم بینظیر کیکش نوشته است. در آخر هم آدرس صفحه شیرینیپزیاش را در صفحهاش گذاشته و خواسته به دوستان و آشنایانمان در فرانکفورت خبر بدهیم که او میتواند کیک صبحانه و عصرانه برایشان درست کند.
همیشه از دست دادن بزرگان و اساتید عرصه فرهنگ و هنر برای شاگردان، مردم و هنردوستان و هنرمندان اتفاقی تلخ است. همین چند وقت پیش بود که مردم اصفهان پیکر استاد فرشچیان را روی دستان خود تشییع کرده و این چهره دوستداشتنی را سوی آرامگاه خود بدرقه کردند.
بیستم دیماه، تنها یادآور گذر یک سال دیگر در تقویم پرافتخار روزنامه اصفهان زیبا نیست. این تاریخ، فرصتی است برای درنگی بر صفحاتی که نهفقط رویدادها را گزارش، که آینده را مفهومپردازی و جامعه را جهتدهی میکنند.
روزنامه اصفهانزیبا در آستانه بیستودو سالگی ایستاده است؛ بیستودو سال روایت، بیستودو سال همراهی با مردم و بیستودو سال پاسداری از ارزشهایی که ریشه در «ایثار و شهادت» و «مقاومت و ایستادگی» دارند در «صفحه پایداری».
تلفن تحریریه یکبند زنگ میخورد، آن قدر که یکی از خبرنگاران را گذاشته بودند مسئول پاسخگویی به تلفنهای مردمی. دوران اوج روزنامههای کاغذی بود. همان دورانی که هر زمان از چهارباغ عبور میکردیم، جماعتی را میدیدیم که جلوی دکه روزنامهفروشیها ایستادهاند.
سال 1384، اوایل فارغالتحصیلی از دوران تحصیل در دانشگاه و جدا شدن از فعالیتهای پرهیاهوی دانشجویی بود که با گروه فرهنگی تشکیلشده از بروبچههای دانشگاه، به روزنامه اصفهانزیبا دعوت شدیم.
پای نوشتن گزارشهای اقتصادی که میان میآید، تصویر نمودار و جدولهایی پر از عدد و رقم، اولین چیزی است که جلوی چشم هرخبرنگاری میآید، اما راستش را بخواهید، اصلیترین مشکل ما در گروه اقتصاد، گرفتن همین عددو رقمها از سازمانهای اقتصادی اصفهان است.
نوشتن و کارکردن در گروه سیاست، حتی در رسانههای اصلی و مهم پایتخت، کار آسانی نیست؛ چه رسد به روزنامه منطقهای و محلی با همه موانع و محدودیتها.
درست است که در شرایط فعلی کشور، کمتر کسانی از مردم معمولی را میتوانید پیدا کنید که بخواهند یا تمایل داشته باشند بهجز دنبالکردن اخبار روزمره اقتصادی و سیاسی و پیگیری مسائل معیشتیشان، وقتشان را صرف مسائل دیگری مثل هنر و ادبیات کنند؛ اما نمیتوان از این موضوع نیز گذشت که اصفهان هنوز هم شهر هنر است، شهر شعر و فرهنگ، شهر زندگی و معنا.
10 سال گذشت؛ همه سالهایی که با سرعت برق و باد رفت و به اندازه یک چشم برهمزدن طی شد!