این کار مردم نیست!

در یکی‌دوهفته اخیر اتفاقات در ایران آنچنان باسرعت رخ داد که هضم همه آن‌ها برای مردم سخت و زمان‌بر است. ماجراهایی که از تلاطم اقتصادی و افزایش نرخ طلا و ارز شروع شد که اعتراض کسبه و بازاریان را در پی داشت.

تاریخ انتشار: ۱۳:۱۲ - دوشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
این کار مردم نیست!

به گزارش اصفهان زیبا؛ در یکی‌دوهفته اخیر اتفاقات در ایران آنچنان باسرعت رخ داد که هضم همه آن‌ها برای مردم سخت و زمان‌بر است. ماجراهایی که از تلاطم اقتصادی و افزایش نرخ طلا و ارز شروع شد که اعتراض کسبه و بازاریان را در پی داشت.

بعد از آن و در زمانی که تاحدی بازار داشت رو به ثبات می‌رفت و کسبه از نظر روانی داشتند به آرامش می‌رسیدند، آزاد شدن نرخ ارز ترجیحی کالاهای اساسی و افزایش قیمت چندبرابری آن‌ها در عرض یکی‌دو روز، دوباره تلاطم را به جامعه بازگرداند، اما این بار به جای بازاریان، اکثر مردم در همه اصناف و طبقات، معترض وضع موجود شده بودند؛ اینکه دولت با چه منطقی ارز ترجیحی و حمایتی کالاهای اساسی را حذف کرده یا اینکه چرا دولت در این زمان این کار را انجام داده و یا چرا قبل از اینکه چنین شوکی به بازار وارد کند، چرا با حمایت خود، از بازار و مردم در برابر ضربه‌های این شوک محافظت نکرده است.

این‌ها سوالاتی است که نه‌تنها در ذهن مردم و بازاریان، بلکه در ذهن کارشناسان و حتی برخی از مسئولان هم وجود داشته و هنوز هم وجود دارد. تا اینجا بحث بر سر این است که چرا دولت به عنوان مجری چیزی که نام آن را جراحی اقتصادی گذاشته است، یکباره وارد عمل شد؟

اگر قرار باشد بیماری را درمان و جراحی کرد، باید قبل از عمل، ذهن او را برای عمل و شرایط بعد از آن آماده کرد تا هم بار روانی بیمار کاهش پیدا کند و هم بتواند خود را برای شرایط بعد از عمل مهیا نماید. این هم توقع بجایی بود که اکثر مردم و حتی برخی از مسئولانِ نهادهای دیگر مثل نمایندگان مجلس از دولت داشتند. اکنون شرایط به گونه‌ای است که دولت تصمیم خود را برای انجام چنین جراحی بزرگی عملی کرده است.

هرگونه تقابل با این تصمیم و هرگونه حرکت مخالفت‌برانگیز با آن، نه‌تنها ما را به شرایط قبل باز نمی‌گرداند، بلکه در حکم جروبحث با جراحی است که وسط عمل قرار دارد. در این شرایط به‌جای بهتر شدن اوضاع، وضع بیمار وخیم‌تر خواهد شد.یعنی نه‌تنها سایر نهادهای دیگر مثل مجلس و نمایندگان آن، نباید سنگی جلوی پای دولت بیندازند، بلکه لازم است حتی در این شرایط دشوار نیز بتوانند شرایطی را فراهم کنند که زندگی اقتصادی مردم، به روال عادی خود بازگردد؛ چیزی که اکنون شاهد آن نیستیم.

آنچه بیان شد، از اعتراض بازاریان و مردم، یک وجه مهم دارد، اینکه این قشر اعتراض خود را به صورت مسالمت‌آمیز و حداکثر با بستن کسب‌وکار خود اعلام کردند و در عمل نشان دادند تا ثبات و آرامش در بازار به‌وجود نیاید، در چنین شرایطی، قادر به فعالیت اقتصادی نیستند. اما همه می‌دانیم که کسبه و بازاریان و حتی کارمندان، در شرایط که از نظر اقتصادی مهیای فعالیت مفید نیست و نتوانند کار کنند، در حداقل‌ترین حالت، در محل کسب‌وکار خود حاضر خواهند شد تا آمادگی خود را برای فعالیت اقتصادی نشان دهند. بنابراین خانه‌نشینی کسبه و فعالان بازار برای خودشان به هیچ وجه قابل پذیرش نیست.

بنابراین عدم فعالیت مفید و موثر کسبه در چند روز اخیر را نباید به پای اعتصاب گذاشت؛ بلکه این عدم فعالیت در کنار عدم حضور آن‌ها در محل کسب‌وکارشان، نشان از ترسی دارد که ناشی از ناامنی عده‌ای تخریب‌گر و آشوب‌طلب است که به مرور و با شیوه عمل جنایت‌کارانه، راه خود را از اعتراض‌کنندگان جدا کردند.

آنچه در چند روز اخیر شاهد آن بودیم، یعنی آتش‌زدن بانک‌ها، تخریب گسترده خیابان‌ها و بستن راه عبوری مردم با قمه و قداره، جزو کارهایی نیست که بازاریان و مردم بتوانند یا حتی بخواهند انجام دهند. مردم دنبال زندگی عادی و بازاریان و کسبه دنبال فضایی آرام برای کسب‌وکار خود هستند و هیچگونه تلاطم و تنشی، چه اقتصادی و چه امنیتی را برای کار خود مفید ندانسته و دنبال طی کردن این مسیر برای بیان اعتراض خود نبوده و نیستند.

درست است که وضعیت اقتصادی کشور در شرایط خوبی قرار ندارد و هرازگاهی، تنشی به آن وارد می‌شود، اما این بدیهی است که حتی اگر در شرایط اقتصادی متلاطم نتوان کسب‌وکاری داشت، در شرایط امنیتی پرتنش، زندگی عادی نیز نخواهیم داشت و این همان مرز مهم بین اغتشاش و اعتراض است. به عبارت دیگر اعتراض مربوط به شرایط موجود اقتصادی و به منظور بهتر شدن آن است و نشانه حداکثری آن نیز دست‌کشیدن از فعالیت اقتصادی و کسب‌وکار می‌باشد.

اما اغتشاش نه ریشه در شرایط اقتصادی دارد نه به منظور بهبود شرایط انجام می‌شود، بلکه ریشه آن سیاسی است و هدف آن تغییر توازن امنیتی بین نیروهای حافظ امنیت و مردم از یک سو و نیروهای برهم‌زننده امنیت از سوی دیگر است.

به عبارت دیگر اگر مردم و مسئولان در وضعیت اقتصادی در دو سوی متفاوت قرار داشته باشند و مردم معترض به مسئولان باشند، در زمینه اغتشاش و آشوب، هر دو در یک سو و در مقابل تخریب‌گران و آشوب‌طلبان قرار می‌گیرند . پس می‌توان گفت کسانی که چنین کاری انجام می‌دهند نه از مردم که در مقابل آن‌ها قرار دارند و نه دنبال خواسته‌های مردم که به دنبال از بین بردن اموال آن‌ها هستند.