اگر گفتید طولانیترین مدت پادشاهی را در میان شاهان ساسانی چه کسی داشت؟! فکر میکنید کدام پادشاه در دوران چهارصد و بیست و هفت ساله پادشاهی ساسانیان، هفتادسال حکومتداری کرد؟! بله درست است. احتمالا اگر علاقهمند به تاریخ و میراثگردی باشید، پاسخ درست دادهاید؛ شاپور دوم! همان چهرهای که با موها و محاسن بلند مجعد بر تاق کوچک تاق بستان میبینید. در این کتیبه نوشتهاند: «پیکره شاپور دوم در طرف راست و پیکره شاپور سوم (383-385) که تاق به فرمان او حجاری شده، در طرف چپ دیده میشود.
در تاریخ میراث و گردشگری اصفهان نکات جالبی وجود دارد که بررسی آنها در اسناد و مطبوعات بسیار مهم است؛ مثلا این که از زمان ناصرالدین شاه شخصی فرمانی در دست داشت که کاروانسرای مادرشاه و بازارچه بلند را در زمان خالصه فروشیها خریده و صاحب آن شده است. این شخص سالها این دو بنا را در اختیار داشت؛تا اینکه در اواسط دوران رضاشاه بالاخره مجبور شد آنجا را تحویل دهد و وقفیت آن دو جا ثابت شود. این مطلب با مروری بر اسناد و مطبوعات این امر را بررسی میکند. یکی از ابنیه که خوشبختانه از روی زمین پاک نشد، کاروانسرای مادرشاه و نیز بازارچه بلند بود. ما هنوز این دو بنا را داریمو مانند آیینهخانه و باغ قوشخانه و هفتدست و نمکدان و باغهای چهارباغ نابود نشدهاند.
گلی در عالم خلق شده که هر ساعت از روز رایحه ویژهای دارد و بر هر گلبرگش نقشی منحصربهفرد میبینیم؛ با این وجود در تناسب و تعادل و زیبایی کامل است. بیش از یکهزاره برای خلقشدنش زمان، انرژی، خرد و خلاقیت صرف شده و حالا میتوانید ساعتها، روزها یا سالها به تماشایش بنشینید و هر روز رازی از رازهایش را کشف کنید. این گل خارقالعاده در اصفهان برای جهانیان خلق شده، اما شماری از ما اصفهانیها هنوز از پس دیدنش برنیامدهایم؛ از چه حرف میزنم؟! از «او» که مسجد جامع عتیق اصفهان است و پانزدهم دیماه امسال، هشتادونهمین سالگرد ثبت ملیاش بود؛ میراثی که 9سال پیش در فهرست میراث جهانی بشر هم به ثبت رسید.
آذر امسال، مخصوصا برای ما که در اصفهان زندگی میکنیم، ماه نگارگری بود. در ابتدای این ماه، دروازهدولت، میدان مرکزی شهر، به مناسبت نکوداشت روز اصفهان (اول آذر) به دیواره پازلی بیست لتی ویژهای مزین شد که بر خود آثار نگارگری استاد امیرهوشنگ جزیزاده را داشت. در آخرین روزهای همین ماه هم خبر رسید که یونسکو با ثبت جهانی پرونده مینیاتور موافقت کرده است. برای من البته این دو رویداد جالب به سه رویداد تبدیل شد؛ چون در آخرین روز پاییز به دیدار نگارگر شهیر شهر رفتم؛ آنهم به همراه کارگردان فیلم مستندی که قرار است به زودی اصفهان را از زاویه متفاوتی به جهانیان و خود اصفهانیها نشان دهد و این ارائه کامل نخواهد بود اگر تصاویری از هنر نگارگری مکتب صفوی اصفهان در آن نباشد.
پاییز امسال با خبر خوش ثبت جهانی مینیاتور به نام ایران و سه کشور دیگر، همراه بود. این خبر واکنشهای مثبت و منفی مختلفی در پی داشت، به همین دلیل در گفتوگوی تلفنی با «مهران هوشیار»، دانشیار دانشکده هنر دانشگاه سوره تهران، سعی کردیم درباره روند ثبت جهانی این پرونده، میراثدارانش و مفاهیمی که از سوی ایران به جامعه جهانی درباره موضوع مینیاتور (یا به عبارت بهتر، نگارگری) ارائه شده، صحبت کنیم.
نام دو میراث مهم ایرانیان به فهرست میراث جهانی بشر افزوده شد؛ دو عنوانی که کاملا به اصفهان مرتبط بودند. اولی مینیاتور یا هنر نگارگری که اگر بخواهیم مهمترین چهرههای تاریخیاش را نام ببریم، قطعا بسیار زیاد به اصفهانیها میرسیم و دومی هم مراسم زیارت کلیسای تادئوس مقدس است که به دلیل وجود جلفای نو در اصفهان و جمعیت قابلتوجه ارامنه مسیحی در این شهر، خطوربطی به نصف جهان پیدا میکند و میتواند هدیهای در آستانه سال نوی میلادی برای همه ارامنه ایران محسوب شود.
میراث نامملوس ظرفیتهایی برای جوامع ایجاد میکند که میتوان برای گذر از بحرانها به آنها رجوع کرد و با زدودن جنبههای منفی و تقویت جنبههای مثبتشان راههای رسیدن به نجات، خودکفایی و آرامش را برای مردم فراهم کرد. این یکی از مهمترین صحبت های مطرح شده در کنفرانس «میراث ناملموس و مسئله کرونا» بود؛ نشستی که روز دوشنبه ۲۴ آذرماه در قالب سلسله نشستهای همایش بینالمللی پیامدهای اجتماعی و فرهنگی کرونا بر حوزههای میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی خلاق و هنرهای سنتی، برگزار شد. در این نشست چهرههای شناختهشدهای همچـــون دکـــتـــر جانــــِت الیـــزابت بلیک(Janet Blake)، دانشیار دانشگاه شهید بهشتی و رئیس هیئتمدیره مؤسسه بینالمللی «باغ پارسی، میراث زنده»، دکتر آتوسا مؤمنی، متخصص میراث ناملموس و مشاور حقوقی وزارتخانه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی و عضو هیئتمدیره بنیاد حفاظت از میراث ناملموس اصفهان و دکتر علیرضا حسنزاده، عضو پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری و رئیس پژوهشکده مردمشناسی این پژوهشگاه، به بیان دیدگاههای خود درباره موضوع یادشده و تبادلنظر پرداختند.
اصفهان کجاست؟ ایران چطور؟ برای پاسخ دقیق به این سؤال به جز زندگی و تجربهکردن، باید هر چه بیشتر بخوانیم و بدانیم که کالبد مهم و گسترده موجودی به نام ایران و اصفهان چه بوده و چه ماجراهایی را پشت سر گذاشته و روایت دیگران از آن چه بوده و چیست. پنج روایت جانانه برایتان انتخاب کردهایم که نخ تسبیحشان میراث ایران و اصفهان است و نکته جالب درباره همهشان دوری در عین نزدیکی به زندگی امروز ماست. روایتهایی غریبِ آشنا!
مدتهاست درباره اینکه روز اصفهان چه روزی است گفتوگو میشود؛ ولی آنچه رسمیت بیشتری دارد این است که یکم آذر که سرآغاز برج قوس یا کمان است در شورای شهر اصفهان پس از پیگیری اهالی فرهنگ شهر، مدتی پیش تصویب شد. حالا چرا؟ چون در افسانهها آمده که طالع اصفهان برج قوس است و دارای پیشدادی در این برج اصفهان را بنا نهاد. شما در سردر قیصریه اصفهان میبینید که دو نماد و نشان برج قوس در دو طرف با کاشی نقش شده است. در این نشان یک شیر سر آدمی دارد و در دستانش کمانی دارد با تیری که رو به اژدهاست و اژدها دم همان شیر است. سر که نشانه خرد است و دم که همان ذنب است. همان گناه آنچه از آدمی و خردش نیست و دنبالچه اوست و باید پی کارش برود؛ چنانکه خداوند در صورت مادی بنیآدم او را از دم و از ذنب رهانید و در گوشهکنار اصفهان باز برج قوس را میبینید.
شهرستان برخوار در استان اصفهان یکی از قدیمیترین مناطق اصفهان و ایران است که صنایعدستی در میان مردمان این خطه اصفهان با داشتن فرهنگی ویژه و تأثیرگذار جایگاه خاصی دارد. پرونده ثبتی مهارت زرهبافی شهرستان برخوار استان اصفهان نیز توسط سید جمال کشاورز، مشاور فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری استان در دست اجراست. بر اساس این پرونده، مهارت زرهبافی علاوه بر اینکه در شاخه هنرهای دستی و سنتی قرار میگیرد، در گروه عادتها و رسمهای اجتماعی، آیینها و جشنها و همچنین در شاخه هنرهای نمایشی نیز جای دارد.
معضلات چهارباغ در این پنجاه شصت ساله خیلی شبیه به هم هستند. سالهای زیاد بر سر این بحث بود که پارک اتومبیل در اطراف خیابان چهارباغ ممنوع شود یا خیر. با ترافیک چهارباغ باید چه کرد که هم ترافیک کم شود و هم کسادی به خیابان وارد نیاید. خلاصه این یکی از بحثهای اساسی اصفهان در حوزه مدیریت شهری بود. سرانجام در سال 1398 شهرداری اصفهان بر این عقیده شد که چهارباغ عباسی را از ماشین به کلی پاک کند. این متنها سابقه امر را به دهه چهل باز میگرداند.
سقاخانه نقاشی که تا هفته گذشته همین موقع، زخم ناسور شهـــر بود، امروز با تلاش علاقهمندان میراث، یگان حفاظت و گروه امانی اداره کل میراث فرهنگی استان اصفهان، به یک المان زیبای شهری تبدیل شده و آنطور که در توئیت شهردار اصفهان آمده، بهزودی با حمایت این ارگان، عملیات حذف زواید پیرامونی و نورپردازی هم برایش انجام خواهد شد. تجربه سقاخانه نقاشی یک تجربه موفق شهری-میراثی بود که میتواند آغازگر جریانی برای حفاظت از انواع آرایههای فرهنگی موجود در شهر باشد؛ میراثی که فقط کافی است ساحتشان را «پیرایش» کنیم تا به المانهای ارزشمند و زیبا و ریشهدار شهری و مایه تبختــــــر شهرونــــــدان تبدیل شوند.