به گزارش اصفهان زیبا؛ پشت چراغ قرمز هستم و منتظر که چراغ سبز شود تا خودم را برسانم به کوچه پر از ماشینِ مدرسه و از لابه لای یک عالمه بچه دبستانی پسرم را بردارم و ببرم خانه.
کمی دورتر از ماشینم زنی سر چهارراه ایستاده که بچهای حدودا دوساله به بغل دارد و دستِ دخترش را که از قد و قامتش برمیآید کلاس اولی است، هم گرفته.
دخترک مقنعهاش را در آورده و موهای آشفتهاش توی باد تکان میخورد.
مادرش دارد چیزی را برایش توضیح میدهد که از توی ماشین نمیشود فهمید ماجرا چیست. اما معلوم است که زن کلافه شده. برایم سؤال است که کیف دخترک کجاست و چرا زن از خط عابرپیاده عبور نمیکند؟
زن بالاخره چراغ سبز را میبیند، توضیحاتش را رها میکند و بچه به بغل از مقابل ماشینها رد میشود. با عبورش کیف دختر کلاس اولی هم ظاهر میشود؛ روی شانه زن است!
مادر هم بچه حدودا دوساله را بغل کرده؛ هم کیف دخترش را روی دوشش انداخته و هم دست دخترک را نگه داشته تا از خط عابرپیاده عبور کنند؛ تمام مسئولیت برای خودش!
ناخودآگاه به ماشینهای کناریام نگاه میکنم. اکثر رانندهها خانم بوده یا مادری هستند که دارند بچههای خودشان را از مهد و مدرسه برمیگردانند تابا ندادن پول سرویس صرفهجویی کرده باشند یا راننده سرویس مدرسهاند و لابد کار میکنند تا مبلغی دستشان را بگیرد و از چاه عمیق تورم، گرانی و قسط و وام خودشان را بالا
بکشند.
انگار مسئولیت زنان هر روز دارد بیشتر از قبل میشود؛ همسری، مادری، معلمی و رانندگی تنها بخش کوچکی از مسئولیتهای زیادی است که زنها برعهده دارند.
حجم این کارها زیاد است و مادرها را درگیر میکند. بخش بد ماجرا اینجاست که فضای مجازی هم به افزایش این مسئولیت دامن میزند و البته همواره حس بیکفایتی را به وجود زنان تزریق میکند.
کافی است سری کوتاه به اینستاگرام بزنید و ببینید که فضای مجازی با به تصویرکشیدن زنانی زیبا و بینقص در مادری و همسری انواع احساسات ناخوشایند را به مادران تحمیل میکنند؛ تا جایی که زنان همواره از خودشان میپرسند:
آیا به قدر کافی زیبا هستم؟
آیا مادر خوبی هستم؟
آیا مدرسه خوبی برای فرزندم انتخاب کردهام؟!
آیا لباس خوبی برای فرزندم خریدهام؟
آیا لقمه خوبی برایش گذاشتهام؟
صفحات مجازی برای زنان نسخه میپیچد تا مادری زیبا باشند، خانهای آراسته با جدیدترین و مدرنترین وسایل داشته باشند و تلاش کنند از سبک زندگی بلاگرها عقب نمانند!
این در حالی است که بخش زیادی از جامعه ما به لحاظ مادی توانِ حضور در چنین رقابتی را ندارد. اگر گمان میکنید این فشار تنها برای تازهمادرهاست، سخت در اشتباه هستید. در حال حاضر فضای مجازی پر شده از مادرانی که با بچهدارشدن هم حجم زیادی از فشار روانی را به بقیه مادران تحمیل میکنند؛ زنانی متمول که فرزندان زیادی دارند و در عین حال همیشه خانههایشان مرتب است و حتی یکبار فرزندشان لباس کثیف یا کهنه به تن ندارد؛ البته جلوی دوربین!
این تصویر شیک تفاوت زیادی با زندگی واقعی دارد؛ ولی دیدن همین تصاویر تقلبی هم به مرور زمان باوری را در ذهن مادران پروبال میدهد که «من مادر خوبی نیستم، من ناتوانم، من بلد نیستم، من … .»
چراغ سبز میشود و من هنوز دارم به زن فکر میکنم. توی ذهنم تصور میکنم بعد از عبور از خط عابرپیاده میایستد و نقش باربری را کنار میزند، کیف را از روی دوشش برمیدارد و روی دوش دخترش میاندازد، بچه کوچک را هم از توی بغلش پایین میآورد و دستش را میگیرد و سبکبال به مسیرش ادامه میدهد؛ فقط در نقش مادری.



