به گزارش اصفهان زیبا؛ اصفهان، مروارید درخشان فلات مرکزی ایران، شهری است که بخش بزرگی از هویتش در لایههای متراکم و پنهان خاک مدفون است. نمود بارز و به روز این ادعا، گذر «کمرزرین» است که در قلب بافت کهن و در مجاورت مسجد جامع و میدان عتیق واقع شده و یکی از مهمترین و جنجالیترین کشفیات باستانشناسی شهری ایران در سالهای اخیر به شمار میرود.
این گذر نه یک مسیر معمولی شهری، بلکه شریانی حیاتی است که ردپای هزارهها تاریخ، تحول، توسعه و زندگی را در خود نهفته دارد. کشف تصادفی لایههای تاریخی و باستانی در حین پروژه عمرانی شهرداری، فرصتی بینظیر برای بازنویسی تاریخ اصفهان از دورههای پیش از اسلام تا عصر پرشکوه سلجوقی را فراهم آورد، و البته این موضوع، به کانون اصلی منازعات شدید میان متولیان توسعه شهری و حافظان میراث ملی تبدیل شده است.
هستههای اولیه شهر اصفهان
برای درک اهمیت گذر کمرزرین، باید به هستههای اولیه اصفهان کهن، یعنی شهر «جی» و «یهودیه» بازگردیم. این منطقه از دوران کهن به دلیل موقعیت جغرافیایی و دسترسی به منابع آب، یکی از نقاط کلیدی فلات مرکزی بوده است. در دوران ساسانی، اصفهان به دو بخش عمده تقسیم میشد: «جی» به عنوان شهر اصلی که مرکز اداری، سیاسی و نظامی بود و توسط باروها و استحکامات احاطه شده بود.
هسته دوم یهودیه (جویباره)، محلهای مهم و وسیع در شمال جی که عمدتا محل سکونت یهودیان بود. در اطراف این دو هسته اصلی آبادیها و روستاهای بزرگ و کوچک بیشماری نیز وجود داشت. با سقوط شاهنشاهی ساسانی و حمله اعراب، شهر جی نیز از آسیب بیبهره نماند و به شدت مورد تخریب و تاختوتاز قرار گرفت. همین امر سبب شد جمعیت بسیاری از جی به سمت یهودیه مهاجرت کرده و یا در آبادیهای اطراف سکنی گزیدند. همین واقعه باعث شد یهودیه بعدها تبدیل به یکی از کانونهای اصلی شهر اصفهان در دوران اسلامی شود. گسترش و توسعه ناشی از این مهاجرت سبب شد کمکم این دو هسته اصلی و آبادیها به یکدیگر متصل شده که شهر اصفهان حاصل این توسعه بود.
تاریخ گذر کمرزرین به پیش از اسلام باز میگردد
گذر تاریخی کمرزرین دقیقا در مجاورت و پیوستگی همین هسته کهن شهر اصفهان یعنی محله جوباره قرار دارد. باستانشناسان معتقدند این گذر، بخشی از شبکه راههای زیرساختی بوده که شهر را به کهندژ یکی از کهنترین هستههای دفاعی و محلههای مهم اطراف متصل میکرده است. دادههای لایهنگاری در گذر کمرزرین، که تا عمق شش متری از سطح زمین امتداد یافته، شواهد پراکندهای از زیست در دوران پیش از اسلام را در خود جای دادهاند.
اگرچه لایههای باستانی در زیر شهرها اغلب به دلیل فعالیتهای انسانی مانند حفاری قنوات، گودبرداری و بازسازیهای مکرر در طول قرنها دستخوش تغییر و آسیب میشوند، اما یافتههای عمیقتر در کمرزرین، حکایت از تداوم حیات در این محور تاریخی داشت.
به عقیده برخی صاحبنظران، با اینکه این منطقه به دلیل نزدیکی به دولتخانه آل بویه، موقعیتی استراتژیک برای پادشاهان داشته، نمیتوان تاریخ آن را صرفا به دوران اسلامی محدود کرد. ادامه کاوشها تا لایههای بکرتر، میتواند اطلاعات حیاتی در خصوص زیرساختهای دوران ساسانی و حتی پیش از آن در اصفهان فاش سازد.
گذر کمرزرین در دوران آلبویه
به هر روی با ورود اسلام، اهمیت این منطقه در قلب اصفهان دوچندان شد. در دوران طلایی آلبویه و سلجوقیان، گذر کمرزرین در محور قدرت و حیات شهری قرار گرفت. اوج اهمیت اولیه این منطقه به دوران آلبویه باز میگردد. اصفهان در زمان این سلسله (قرن چهارم هجری) یکی از مهمترین مراکز ایران بود. منابع تاریخی معتبر اشاره میکنند که دولتخانه بزرگ و کاخهای حکومتی آلبویه، بهویژه در زمان رکنالدوله و فخرالدوله، در مکانی نزدیک همین محدوده، در جوار میدان میر و پشت گذر کنونی، قرار داشته است.
باستانشناسان معتقدند گذر کمرزرین در آن دوره، عملا راه اصلی اتصال کاخها و میدان حکومتی میر به ساختار شهری و محلات بود. در نتیجه هرگونه کشف تاریخی، باستانشناسی و معماری در این گذر، مستقیما به شناخت ساختار سیاسی و شهری اصفهان در دوران دیالمه کاکویه کمک خواهد کرد.
گذر کمرزرین در دوره سلجوقیان
با روی کار آمدن حکومت سلجوقیان و انتخاب اصفهان به عنوان پایتخت، این محدوده اهمیت خود را همچنان حفظ کرد. سلجوقیان به احداث میدان عتیق (میدان امام علی کنونی) اقدام نمودند، اما با وجود توسعه و ساختوساز شهری در آن روزگار، گذر کمرزرین همچنان به عنوان یک محور کلیدی دستنخورده باقی ماند و به حیات خود ادامه داد.
بررسیهای باستانشناسی سبب شده تاکنون آثار بسیار جالبی از این محل تاریخی به دست آید. یکی از مهمترین کشفیات در این محوطه تاریخی، بقایای یک سازه آبی (احتمالاً آبراه یا جوی آب) با تنبوشههای سفالی و آجری منقوش و تزیینشده در عمق چند متری است. وجود تزیینات بر روی زیرساخت یک شبکه زیرزمینی، نشاندهنده اهمیت و فاخر بودن بنایی است که این آب را تأمین میکرده یا به آن متصل بوده است.
به علاوه کشف دیوارههای سنگی و کفهای آجرفرش در ترانشههای مختلف، به احتمال قوی متعلق به سازهای بزرگ و ارزشمند از دوره سلجوقی است. بر اساس این شواهد معماری و سازههای آبی عظیم، همچنین بر اساس منابع و قراین مکتوب تاریخی همچون سفرنامههای جهانگردانی چون ژان شاردن که از بناهای باشکوه در این محدوده یاد کردهاند، فرضیه وجود کاخ باشکوه سلجوقی یا یک قیصریه (بازار سلطنتی) در این محوطه مطرح شد.
کشف این کاخ، میتواند درک ما از نحوه استقرار قدرت و ساختار پایتخت سلجوقی را به کلی دگرگون سازد. کشف بیش از ۱۰۰ قطعه سکه تاریخی و هزاران قطعه سفالینه با نقوش و قدمت مختلف، نشان از رونق اقتصادی و تجاری این گذر در طول قرون اسلامی دارد. وجود همین سکهها سندی مهم، برای تقویت فرضیه وجود یک مرکز اقتصادی یا حکومتی در مجاورت این گذر است.
گذر کمرزرین در دوره صفویه
در دوران صفویه و انتخاب مجدد شهر اصفهان به عنوان پایتخت، با وجود تاسیس دولتخانه جدید در جوار میدان نقش جهان، این گذر اهمیت خود را به عنوان یک شریان محلی و منطقهای حفظ کرد. یافتههای لایههای متأخرتر شامل سفالها و بقایای معماری صفوی و قاجاری نشان میدهد که کمرزرین هیچگاه از حیات شهری تهی نشده و در نتیجه تداوم زیست در این نقطه، آن را به یک مرجع کمنظیر در مطالعه پیوستگی تاریخی شهر اصفهان تبدیل کرده است.
با وجود این پیوستگی تاریخی، نقطه عطف در تحول کالبدی محدوده کمرزرین را میتوان همین دوره صفوی دانست. پیش از آن، میدان عتیق(کهنه) و بافت اطراف آن، شامل مسجد جامع و بازار ریسمان، مرکز ثقل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی شهر اصفهان بود. اما با درایت شاه عباس اول و تصمیم به تأسیس پایتختی جدید(اصفهان صفوی) در محور زایندهرود ، با احداث میدان نقش جهان، مرکزیت شهر به تدریج به سمت جنوب شهر قدیم منتقل شد.
در نتبجه میدان عتیق به تدریج به «میدان کهنه» یا «سبزه میدان» تنزل یافت و از رونق پویای خود فاصله گرفت؛ هرچند که حیات اقتصادی در بافت بازار اطراف آن کاملا متوقف نشد، اما سهم آن در حیات کلانشهر کاهش یافت. با وجود جابجایی کانون توجه، گذر کمرزرین همچنان به حیات خود ادامه داد. کشف سکهها و شواهد معماری از این دوران، نشان میدهد که این گذر احتمالا یا بخشی از شبکه بازار طلا و جواهر بوده (وجه تسمیه کمرزرین) و یا بخشی از مسیر دسترسی اصلی به مسجد کمرزرین بوده است. با وجود تغییرات اساسی در تناسب شهری دوره صفویه، ساختار محلهای و تجاری فشرده کمرزرین در این دوره، همچنان به شکل ارگانیک و پیوسته باقی ماند.
گذر کمرزرین در طول دور قاجار
در طول دوره قاجار، اصفهان دچار نوعی آشفتگی و رکود عمومی در شهرسازی شد. با انتقال پایتخت به تهران، میدان کهنه و گذرهای اطراف آن که دیگر تحت نظارت شدید دولتخانه سابق قرار نداشتند، به محلی برای تصرفات و ساختوسازهای بیقاعده تبدیل شدند. فضای باز میدان عتیق، که پس از صفویه کمرونق شده بود، به تدریج توسط ساختمانهای تجاری بینظم و دکههای خردهفروشی اشغال شد.
این تراکم ناهمگون و ساختوسازهای موضعی، باعث شد که هویت فضایی باز میدان عملا محو شود و نامی جز «میدان کهنه» یا «سبزه میدان» باقی نماند. گذر کمرزرین نیز در این دوره، با افزایش تراکم بافت مسکونی و تجاری محلهای، به یک شریان فشرده و کمعرض در بافت سنتی تبدیل شد. بافت ارگانیک محلات، همچنان انسجام خود را حفظ کرده بود، اما فرسودگی و نبود برنامهریزی جامع شهری در آن دوران، زمینهساز تحولات آتی شد.
توسعه شهری شتابزده در دوره جدید و تاثیر آن بر کمرزرین
با انقراض قاجاریه و با روی کار آمدن رضاخان، تغییراتی بنیادین در مسیر توسعه شهری مدرن ایجاد شد. با الهام از شهرسازی غربی و ضرورت تطبیق با ورود خودرو و آغاز عصر ماشین، خیابانکشیهای گستردهای در اصفهان آغاز شد. این سیاست که هدفش تسریع عبور و مرور و نفوذ به بافتهای متراکم قدیمی بود، بیشترین آسیب را به بافت ارگانیک هسته تاریخی شهر وارد کرد.
هدف اصلی این اقدامات در نزدیکی میدان کهنه(عتیق)، ایجاد محورهای مستقیم عبوری بود تا گرههای ترافیکی را باز کرده و ارتباط سریعتری بین شمال و جنوب و شرق و غرب شهر فراهم سازد. در آن دوران مدرن سازی اولویت اصلی را داشت در نتیجه، مجریان این طرحها، توجهی به ارزشهای میراثی و پیوستگی فضایی محلات نداشتند.
دو شریان اصلی که بافت کمرزرین و میدان کهنه را متأثر ساختند، عبارت بودند از خیابان ولیعصر (ولیعهد سابق)، مسیری که میدان کهنه را از جنوب شکافت و دیگری خیابان عبدالرزاق و هاتف که این محورها نیز به صورت عمود بر بافت بازار کشیده شدند.
عبور این خیابانهای عریض و مستقیم از دل بافت قدیمی، باعث شد که یکپارچگی و ارتباط ارگانیک مجموعه بازار و محلات اطراف مسجد جامع و میدان عتیق از بین برود. در نتیجه، هسته تاریخی اصفهان به یک باره دوپارچه و کمرزرین به جای یک گذر تاریخی، به یک چهارراه یا تقاطع با کارکرد صرفا ترافیکی تبدیل شد.
نتیجه این توسعه شتابزده، صرفا ایجاد چند خیابان جدید نبود، بلکه مسبب تخریبی گسترده در دل بافت تاریخی شهر شد. از تلخترین نمونههای این دوران، تخریب بناهای ارزشمند و خانههای تاریخی بود که برای احداث این خیابانها ناچارا و بیدرنگ تخریب شدند. این اتفاقات نشان میدهد که تصمیمگیریهای عمرانی در دوره معاصر تا پیش از تاسیس اداره باستانشناسی، فاقد هماهنگی و احترام به ارزشهای تاریخی و میراثی بودند.
در حقیقت، با احداث این خیابانها و آسفالتریزی، بسیاری از لایههای باستانی و شواهد معماری ارزشمند، به ویژه در عمق پایینتر از سطح خیابان، مدفون و از دسترس خارج شدند. در نتیجه کمرزرین نیز به عنوان یک مسیر ترافیکی در این گسست بزرگ، لایههای تاریخی خود را زیر فشار ماشین و آسفالت پنهان کرد.
گذر کمرزرین در دهه 70 و 80
از دهه ۱۳۷۰ شمسی و به ویژه در دهه ۸۰، توجه به هویت تاریخی اصفهان و لزوم احیای میدان کهنه (میدان امام علی) آغاز شد. این دوران با دو رویکرد متناقض همراه بود: تلاش برای بازگشت به ریشههای تاریخی و در عین حال، توسعه شتابزده شهری.
بزرگترین پروژه در این محدوده، احیای میدان امام علی بود که شامل انتقال ترافیک خیابانهای اصلی مانند ولیعصر و عبدالرزاق به زیرگذر بود تا فضای میدان به شکل سنتی بازگردد. در جریان همین عملیاتهای گودبرداری و همسطحسازی در محدوده گذر کمرزرین بود که باستانشناسان به لایههایی از تاریخ برخورد کردند که نشاندهنده حیات پررونق این منطقه از دوره سلجوقی یعنی اوج رونق میدان کهنه تا صفوی و قاجار بود. کشف بیش از صدها سکه مسی و مفرغی، شواهد معماری، کورههای ساختمانی و سفالهای گوناگون، اهمیت باستانشناختی گذر کمرزرین را به سطح یک سایت منحصربهفرد ملی ارتقا داد.
تاریخ چالشبرانگیز کمرزرین برای توسعه شهری امروز اصفهان
اهمیت باستانشناختی گذر کمرزرین، به سرعت به چالشی بزرگ در مدیریت شهری اصفهان تبدیل شد و منازعهای سخت میان نهادهای مسئول آغاز گشت. ماجرا از زمانی آغاز شد که شهرداری اصفهان (سازمان نوسازی و بهسازی) در راستای اجرای چندین پروژه بزرگ عمرانی و تجاری در محدوده میدان عتیق و با هدف همسطحسازی گذر و ایجاد دسترسی به پارکینگها و مجتمعهای تجاری جدید اقدام به خاکبرداری نمود و همین امر موجب پیدا شدن آثار تاریخی جدید از دوران کهن و در نهایت به توقف پروژه عمرانی منجر شد.
این دست حوادث، به وضوح نشان داد که شهری مثل اصفهان با داشتن پهنههای تاریخی گسترده و بناهای تاریخی بسیار، هنوز هم در دوگانه توسعه شهری و حفظ میراث تاریخی، درگیر است و مدیریت شهری نتوانسته به صلحی بین این دو رویکرد دست پیدا کند. در یکجا پروژه عمرانی و منافع حاصل از آن بر حفظ بافت تاریخی غلبه دارد و در جایی دیگر مثل کمرزرین توسعه شهری و حتی زندگی روزمره مردم به خاطر اکتشافات باستانی و میراثی متوقف شده است.



