به گزارش اصفهان زیبا؛ نوزدهمین جشنواره سینماحقیقت، اصلیترین رقابت مستندسازان کشور، در حالی به کار خود پایان داد که پرچم اصفهان در این جشنواره نیمهافراشته بود.
براساس آمار نیمهرسمی، یعنی آمار منتشرشده در فضای مجازی و نه نهادهای اطلاعرسانی، امسال 9 مستندساز اصفهانی آثار خود را به این جشنواره مهم فرستادند که در این میان، تنها یک اثر با حمایت ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان با عنوان «آرتایست» به کارگردانی میلاد باقری تولید شده بود که به بخش دانشجویی راه یافت.
در این میان، مستند «شاخهای روی آب»، تهیهشده در مرکز مستند سوره، جایزه ویژه هیئت داوران را در بخش ایران، جنگ دوازدهروزه، با موضوع شهید محمدمهدی طهرانچی کسب کرد که میلاد حبیبی، کارگردان اثر، از اهالی خوانسار است.
دیگر آثار مستندسازان اصفهان از طریق نهادهای خصوصی یا با حمایت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی تولید و در جشنواره اکران شدند و دست نهادهایی همچون حوزه هنری استان اصفهان یا شهرداری یا دیگر نهادهای مرتبط خالی بود. در گفتوگو با روحالله توکلی، مستندساز اصفهانی، درباره جایگاه اصفهان در دنیای مستند با تمرکز بر جشنواره سینما حقیقت، گفتوگویی کردهایم که در ادامه میخوانید.
مستند اصفهان زمانهایی در جشنواره سینما حقیقت در اوج و گاهی رو به افول بوده. چه پارامترهایی باعث این اوج و فرود شده؟ آیا این سیر نزولی و صعودی صرفا به حمایتهای نهادهایی همچون حوزه هنری و ارشاد و شهرداری از مستندسازان مرتبط است؟ یا به توانایی و پرورش استعداد مستندسازان نیز ارتباط دارد؟
حمایت نهادها، چه بهصورت مادی و چه معنوی، قطعا لازم و ضروری و تأثیرگذار است. در بخش تولیدات سینمایی، چه مستند و چه داستانی، اصفهان بسیار ضعیف عمل کرده است و بسیاری از افرادی که قصد داشتند فعالیت مفیدی در این زمینه انجام دهند، متأسفانه به پایتخت مهاجرت کردند؛ چراکه پایتخت همیشه دیده میشود و این یعنی حمایتهای لازم را از نهادهای دولتی اصفهان ندیدند.
بحث استعداد و توانایی فیلمساز نیز قطعا عامل مهمی است؛ اما فیلمساز هرچقدر هم توانا باشد، اما حمایتی نبیند، نمیتواند کار کند. با همه اینها، استعدادهای خوبی در اصفهان پرورش یافته است و اگر حمایتها بیشتر شود، کیفیت آثار نیز قطعا بهبود خواهد یافت.
وضعیت فعلی اصفهان در این خصوص چگونه است؟ یعنی نهادها به سرمایهگذاری در این حوزه با هدف نمایش در جشنواره سینما حقیقت که ویترین اصلی نمایش مستند است، اهمیت میدهند؟
قصد سیاهنمایی نداریم؛ ولی واقعیت این است که بودجهای که در این حوزه اختصاص داده میشود، بسیار کمرنگ است و این فقط مربوط به اصفهان نیست. با چند نفر از مدیران جشنواره درباره بودجه صحبت میکردم و میگفتند درحالیکه همه هزینهها و بودجهها و دستمزدها در دیگر حوزهها افزایش مییابد، برآورد مرکز گسترش سینمای تجربی و مستند نسبت به قبل با کاهش مواجه بوده است و این تأثیرش را بر دیگر شهرهای کشور نیز میگذارد.
با اینگونه برآوردهای مالی کسی نمیتواند بهصورت حرفهای و فقط متمرکز بر مستند به کارش ادامه دهد و قطعا نیاز به حرفههای دیگر اقتصادی دارد. بنده بارها با نهادهای مختلف در این خصوص صحبت کردهام؛ اما کاری انجام نشده و قرار هم نیست انجام شود.
آیا میشود گفت فیلمهای کوتاه یا آثار بلند داستانی بودجه بیشتری دریافت میکنند یا وضعیت بودجه در آن بخشها نیز نامناسب است؟
به نسبت، فیلمهای کوتاه و بلند داستانی به بودجه بیشتری نیاز دارند؛ چراکه هزینههای بیشتری دارند. اما آن بخش نیز تحتتأثیر وضعیت اقتصادی سینمای ایران قرار گرفته است. بااینحال، مستند برادر ناتنی سینمای داستانی شمرده میشود و در خانواده سینما با فقر توجه و بودجه مواجه است.
آموزش چقدر در عرصه مستند جدی گرفته میشود؟ چه ازطرف مستندسازان و چه از طرف نهادهای متولی حوزه مستند.
چند سالی است در بحث مستند، نسبت به قبل در این خصوص توجهات افزایش داشته است. برای مثال، در جشنواره سینما حقیقت با حضور استادان بینالمللی و مطرح کشوری کارگاههای آموزشی تشکیل شده. به جز آن، فضاهای مختلفی در کشور وجود دارد که به صورت آزاد یا ارگانی آموزش میدهند. اما جای کار بسیاری در این زمینه هنوز هست.
آیا بهروزرسانی و امتحان مسیرهای جدید در فعالان این حوزه جدی گرفته میشود
تا پیش از این، با شنیدن نام مستند، ذهنها بهسمت مستندهای حیات وحش میرفت؛ اما در سالهای اخیر با فعالیتها و آموزشهایی که انجام شده، این طرز فکر اصلاح شده است.
نهادهایی همچون حوزه هنری اصفهان امسال در این جشنواره که اصلیترین رویداد سینمای مستند ایران است، نمایندهای نداشته است. با توجه به سابقه همکاریتان با حوزه هنری دلیلش را چه میدانید؟
قصد ندارم بهصورت جزئی پاسخ این سؤال را بدهم. اما اگر کلی بخواهم جواب بدهم، باز به همان بحث حمایتها اشاره میکنم. نه فقط حوزه هنری، از دیگر مراکز هنری و رسانهای شهر نیز کاری تولید نمیشود.
اما به عنوان مثال اداره ارشاد اصفهان امسال یک اثر به جشنواره فرستاد. باقی آثار مستندسازان اصفهانی ازطریق مراکز و نهادهای دیگر همچون مرکز گسترش سینمای تجربی مستند یا مراکز خصوصی تولید اثر کردند.
این عدد واقعا در شأن اصفهان نیست. امسال حدود 120 اثر در جشنواره شرکت کردند. اینکه مستندسازان اصفهانی برای تولید اثر به سراغ مرکز گسترش سینمای تجربی و مستند رفتهاند، یعنی عملا نیرو و نماینده تهران شدهاند و این برای اصفهان خوب نیست.
آنها بهدلیل کمبود حمایتهای مادی و معنوی دست به این کار زدهاند. واقعیت این است که نظرها در این خصوص تنگ و محدود است. دوستان من در شهرهای مختلف که تجربه کار در تهران دارند، بارها به من توصیه کردهاند که من نیز به تهران بروم و آنجا کار کنم؛ چراکه در اصفهان نمیشود به جایی رسید.
پس چرا در اصفهان ماندهاید و همین جا کار کنید؟
من عرقی به اصفهان دارم. برای من رفتن به تهران کاری ندارد و شاید سال دیگر اگر با من مصاحبه کنید، بگویم به تهران رفتهام. اما فعلا قصد رفتن ندارم. اگر مستندساز نگاه هنری خوبی داشته باشد، در شهرهای دیگر سوژههای بهتر و جذابتری از سوژههای تهران پیدا میکند و بهدلیل تغییر اقلیم و فرهنگ و آداب و رسوم، تنوع بیشتری در سوژهها خواهد داشت. پس رفتن به تهران مربوط به سوژه نیست و صرفا به حمایتها بازمیگردد. مستندساز در هر جای دنیا هم که باشد، اگر از او حمایت نشود، نمیتواند کار خوبی ارائه بدهد.
اگر به موضوعات مستندسازان اصفهانی در جشنواره امسال دقت کرده باشید، بسیاری از آنها به سراغ موضوعات غیرمرتبط با اصفهان رفتهاند. به نظرتان این یک ایراد است و میشود این انتقاد را به آنها کرد که چرا سوژههای متفرقه را برای تولید انتخاب کردهاند؟
بله. قطعا این ضعف است. من در جشنواره از اقلیمهای مختلف آثار متنوعی را دیدم؛ همچون ایلام، چهارمحالوبختیاری، سمنان و… . ولی متأسفانه به جز یکی دو اثر کاری از اصفهان ندیدیم که بدانیم این مربوط به اقلیم یا شخصیتهای اصفهان است و این یک ضعف است.
اگر مستندسازان تولیداتی با سوژههای اصفهان ارائه میکردند که در آنها لهجه یا اقلیم و فرهنگ و جغرافیای اصفهان ارائه میشد، پرچم اصفهان در جشنواره بالا نگه داشته میشد. در شانزدهمین دوره، اثری در جشنواره سینما حقیقت ارائه کردم که چهره یک بازاری اصفهانی را در حوزه فرش روایت کرده بود. آن سال نیز کار دیگری از اصفهان شرکت نکرده بود و من بسیار خوشحال بودم از این بابت که قهرمان داستانم با لهجه اصفهانی صحبت میکرد و بازار فرش اصفهان را بر پرده سینما حقیقت نشان داد.



