به گزارش اصفهان زیبا؛ با تشدید بارش برف و باران، شاهد کوچ گونههای حیوانی از زیستگاه خود به سایر مناطق دیگر هستیم؛ اتفاقی که در روزهای گذشته نیز رخ داد و تصاویر مختلفی از دستههای آهو و کل و بز و… در فضای مجازی منتشر شد که در حال حرکت در برف بودند.
البته این صرفا گونههای گیاه خوار نیستند که در چنین شرایطی زیستگاه خود را ترک میکنند بلکه در سالهای گذشته همزمان با بارش برف، بسیاری از جوامع محلی شاهد حضور گونههایی همچون گرگ و خرس و… در نزدیکی محل زندگیشان بودهاند.
چرا کوچ؟
سرما و بارش برف زندگی برخی از گونههای جانوری را با مشکل روبه رو میکند و باعث میشود آنها با کمبود غذا مواجه شوند.
نوید حسنی، کارشناس حیات وحش و دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی و طبیعی در این باره به «اصفهان زیبا» میگوید: «خروج گونهها از زیستگاه موضوعی است که زیاد رخ می دهد. در روزهای اخیر، اگرچه شاهد بارش برف و باران بودیم، اما میزان آنها به حدی نبود که حیات وحش را با چالش روبه رو کند. در شرایطی که حیات وحش با چالشهای جدی مواجه شود، سازمان محیط زیست اقدام به تأمین علوفه دستی میکند؛ با این حال، این تدابیر از منظر علم محیط زیست با محدودیتها و مشکلاتی همراه است. از سوی دیگر، محل تامین علوفه (که معمولا خارج از زیستگاه گونههاست) بسیار مهم است؛ زیرا ممکن است این علوفهها باعث انتقال بیماری شوند و سلامت گونهها را به خطر بیاندازند. خوشبختانه فعلابا شرایط حادی روبه رو نبودهایم.»
به گفته او، ممکن است در پی بارشهای سنگین برف، گونههای شاخصی همچون پلنگ یا خرس نیز مناطق امن خود را ترک کنند و به نواحی مسکونی نزدیک شوند. برای مثال در مناطق آزاد، سال ها کسی گونهای را مشاهده نکرده است؛ درحالیکه موقع بارش برف سنگین، گونه های شاخص مثل پلنگ و خرس و… دیده می شوند. خروج این گونهها جان آنها را تهدید میکند؛ زیرا این اتفاق میتواند منجر به تصادف یا تعارض با زیستگاه انسان شود. بنابراین بهترین راهکار برای جلوگیری از پیامدهای این اتفاق، فرهنگسازی است.
این فعال محیط زیست مثال میزند: «در سال ۱۴۰۰، خشکسالی شدید در یکی از پارک ملی اصفهان موجب کمبود آب و علوفه و در نتیجه خروج تعداد زیادی از گونهها از مناطق تحت پایش مستمر محیطبانان شد و متأسفانه بسیاری از این گونهها شکار یا تلف شدند.»
ترک زیستگاه و خطر مرگ گونه
ترک زیستگاه از سوی حیوانات، مشکلات زیادی را برای خود گونهها و همچنین در برخی از مواقع برای انسانها به همراه دارد و ممکن است باعث ایجاد تعارض بین آنها شود.
اینگونه که حسنی میگوید: «اگر فرهنگسازی به صورت پایدار و مستمر از مدارس آغاز میشد، خروج گونه از زیستگاه میتوانست به عنوان فرصتی برای معرفی آن به مناطق آزاد و ایجاد اختلاف ژنتیکی تلقی شود. همچنین این اتفاق از انزوای ژنتیکی و حرکت گونه به سمت انقراض جلوگیری میکند. اما به دلیل فقدان فرهنگسازی، بهویژه در شرایط اقتصادی دشوار، محیط زیست همواره به عنوان کالایی برای مصرف تلقی شده و تمرکز جامعه بیشتر بر جنبه مصرفی گونههای شاخص است تا ارزش ذاتی و زیبایی آنها. »
به گفته او، پیامدهای ترک زیستگاه برای خود گونه و محیط آن نیز قابل تأمل است؛ چرا که گونهها اطلاعات دقیقی از موقعیت منابع حیاتی نظیر آب و گیاهان در درهها و ارتفاعات مختلف محل زندگی خود دارند؛ مثلا میدانند کجا چشمه آب وجود دارد یا اینکه کدام دره دارای چه پوشش گیاهی است. این درحالی است که هنگامی که آنها از زیستگاه طبیعی خود خارج
میشوند، دانش مورد نیاز برای بقا در زمان خشکسالی یا دسترسی به منابع خاص را از دست میدهند. این چالش ها همیشه وجود دارند، ولی حیات وحش خیلی زود با محیط سازگار می کند.
ورود گونه های شاخص به مناطق مسکونی
در سال های اخیر، بارها شنیده شده است که برخی از گونه ها پس از ترک زیستگاه خود به مناطق مسکونی نزدیک شده اند و جان خود و انسانها را به خطر انداخته اند: « لازم است فرهنگسازی بهگونهای رخ دهد که مردم در صورت مشاهده گونه سرگردان، بلافاصله محیط زیست را مطلع سازند. محیط زیست نیز باید زیرساختهای لازم (تیم متخصص، تجهیزات بیهوشی و ایمنی) برای انتقال ایمن گونه به زیستگاه اصلی را فراهم کند. متاسفانه در خیلی از مواقع شاهد آن هستیم که به دلیل بیاطلاعی و ناآگاهی، شهروندان با این گونه ها درگیر می شوند و جان خود و آن ها را به خطر می اندازند. در بسیاری از مواقع نیز محیط زیست اگرچه گونه ها را زنده گیری می کند، اما آن ها را به باغ وحش منتقل می کند.
حسنی ادامه میدهد: « آمار دقیقی از تعداد گونه ها توسط سازمان محیط زیست اعلام نمی شود و معمولا این اطلاعات، محرمانه تلقی میشوند؛ اما تخمین زده میشود که تعداد گونه های علف خوار در کشور به ۲۰۰ هزار رأس نیز نمی رسد! این میزان به هیچ عنوان مناسب نیست.»



