گفت‌وگوی اصفهان زیبا با اساتید و هنرمندان اصفهانی درباره استاد امیرهوشنگ جزی‌زاده

جزی‌زاده؛ استاد قلم و لبخند

استاد امیرهوشنگ جزی‌زاده شخصیت آزادی داشت. او سعی می‌کرد سنت‌ها را همچنان حفظ کند و در عین حال نیز جسارتِ دست، قلم و قلم‌گیری‌های او نسبت به آن چیزی که ما به عنوان مکتب اصفهان می‌شناسیم، بیشتر بود.

تاریخ انتشار: ۱۲:۵۶ - دوشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه
جزی‌زاده؛ استاد قلم و لبخند

به گزارش اصفهان زیبا؛ استاد امیرهوشنگ جزی‌زاده شخصیت آزادی داشت. او سعی می‌کرد سنت‌ها را همچنان حفظ کند و در عین حال نیز جسارتِ دست، قلم و قلم‌گیری‌های او نسبت به آن چیزی که ما به عنوان مکتب اصفهان می‌شناسیم، بیشتر بود.

امیرهوشنگ جزی‌زاده، هنرمند پیشکسوت و از مفاخر هنرهای تجسمی ایران در اردیبهشت‌ماه ۱۳۱۲ در اصفهان متولد شد و از همان دوران کودکی به هنر علاقمند بود. در جوانی او در هنرستان هنرهای زیبای اصفهان تحصیل کرد و بعدها با بورس تحصیلی به انگلستان رفت تا مهارت‌های خود را در زمینه طراحی و هنرهای تجسمی ارتقاء دهد.

پس از اتمام تحصیلاتش او به ایران بازگشت و عمر گران‌بهای خود را صرف تدریس هنر در زمینه مینیاتور، طراحی فرش و تذهیب کرد. بسیاری از هنرمندان و نگارگران امروز یا از شاگردان و هنرجویان او بودند و یا در مقطعی از عمر کاری خود با او همراه بوده‌اند.

به همین دلیل بی‌راه نیست اگر بگوییم چند نسل هنری در ایران توسط مهارت این مرد هنرپرور رشد یافته است. او، هنرمندی آزاداندیش بود که هنر را محدود به سلیقه و تکنیک خاص نمی‌دید و به هنرجویان و دانشجویان خود جسارت ارائه و بیان به شکلی نو را می‌داد.در این خصوص، «اصفهان زیبا» با اساتید و هنرمندان اصفهان درباره مهارت‌ها و ویژگی‌های اخلاقی امیر هوشنگ جزی‌زاده به گفت‌و‌گو نشسته است که در ادامه آن را می‌خوانید.

استاد جزی‌زاده فردی آزاداندیش بود

علیرضا خواجه احمد‌عطاری، رئیس دانشگاه هنر اصفهان، درباره شیوه و منش فکری هوشنگ جزی‌زاده می‌گوید: «من آقای جزی‌زاده را از حدود ۲۵ سال پیش می‌شناسم. در مقطعی ایشان در دانشگاه هنر اصفهان تدریس می‌کرد و به یاد دارم که در شیوه تدریسی که داشت از نظر فکری فردی آزاداندیش بود. به این معنا که به دانشجو این اجازه را می‌داد که آزادانه فکر کنند و طرح‌ و ایده خود را ارائه دهند.»

او ادامه می‌دهد: «ایشان به لحاظ کار دستش قوی و طراحی‌هایش محکم بود. کارها و آثار ایشان حاکی از کار کردن با اساتیدی چون عیسی بهادی و محمود فرشچیان بود.»

رئیس دانشگاه هنر اصفهان به مهارت هنری استاد جزی‌زاده در شیوه تدریس هنر اشاره می‌کند و می‌گوید: «شیوه تدریس او به هنرمندان و دانشجویان، از طراحی و رنگ‌گذاری گرفته تا قلم‌گذاری در نگارگری، زیباترین و جذاب‌ترین شکل ممکن را داشت. ایشان حتی ساخت قلم‌مو را به دانشجویان و هنرجویان آموزش می‌داد و به این طریق دانشجو، خودش ابزار کار و هنرش را می‌ساخت.»

او یادآور می‌شود: «خوش‌خلقی و بذله‌گویی در ایشان ذاتی بود. می‌توان گفت که ایشان در هر ارتباط و برخوردی لبخندی را بر لب اطرافیان می‌آورد و نشاط و شادی را به هم‌صحبتان خود هدیه می‌داد.»

استاد جزی‌زاده به مینیاتور نزدیک‌تر بود

خواجه احمد‌عطاری به ویژگی متمایز دیگری از این استاد نگارگری اشاره می‌کند و می‌گوید: «ایشان هم استاد نگارگری بود و هم طراح فرش. او ویژگی‌های متمایز و منحصر به فرد خود را داشت و همین ویژگی‌ها او را از اساتید دیگری چون آقای فرشچیان متمایز می‌کرد. استاد فرشچیان، به عنوان چهره شناخته‌شده نگارگری، به دلیل جسارتی که داشت رنگ‌ها را به آنگونه که در آثارش می‌بینیم به کار می‌برد. اما می‌توان گفت آقای جزی‌زاده به مینیاتور نزدیک‌تر بود، به این معنا که او سعی می‌کرد سنت‌ها را همچنان حفظ کند و در عین حال نیز جسارتِ دست، قلم و قلم‌گیری‌های او نسبت به آن چیزی که ما به عنوان مکتب اصفهان می‌شناسیم، بیشتر بود.»

او ادامه می‌دهد: «در مکتب اصفهان کارها برگرفته از کارهای رضا عباسی و جریان مکتب اصفهان است که می‌توان گفت یک مقداری نسبت به کارهایی که در دوره جدید انجام می‌دهند، ایستا است، یعنی قلم‌گیری‌ها محکم است.»

رئیس دانشگاه هنر اصفهان درباره سبک کاری استاد جزی‌زاده تصریح می‌کند: «آن حرکت‌هایی که در آثار استاد فرشچیان می‌بینیم، در کارهای آقای جزی‌زاده و مصری پور و عزیزانی که در هنرستان هنرهای زیبا کار کردند نیز وجود دارد، اما در کار آنان تفاوتی وجود داد؛ در کار استاد فرشچیان رنگ‌گذاری‌های متعدد، جسارت در ترکیب رنگ‌ها، مقداری نگارگری را به سمت آزادی استفاده از رنگ‌ها می‌برد، اما در نگارگری که ما در دوره صفوی سراغ داریم بیشتر رنگ در کنار هم بروز پیدا می‌کنند، نه در یکدیگر.»

سبک هنری استاد جزی‌زاده؛ چیزی بین مکتب اصفهان و آثار مدرن

او درباره تفاوت سبک آثار استاد جزی‌زاده با آثار اساتید دیگر می‌گوید: «آثار و سبک هنری استاد جزی‌زاده چیزی بین مکتب اصفهان و سبک هنری استاد فرشچیان بود؛ یعنی نه آنچنان که آقای فرشچیان و شاگردانش کار می‌کنند و رنگ‌ها را در هم در می‌آمیزند و آن جسارت را به خرج می‌دهند و نه مثل آن سنت نگارگری که در مکتب اصفهان وجود داشت و رنگ‌ها در کنار هم قرار می‌گرفتند و مرز بین رنگ‌ها مشخص بود. سبک ایشان چیزی بین این دو بود. بنابراین، می‌شود گفت که استاد جزی‌زاده هم سنت گذشته را حفظ کرده بود و هم کارهای مدرن را. من فکر می‌کنم این ویژگی، یعنی جسارت قلم‌گیری در آثار آقای فرشچیان، آقای جزی‌زاده و همینطور آقای مصری‌پور، هم مدیون عیسی بهادری است و هم خلاقیت خود هنرمند.»

میان اثر و هنرمند یک رابطه دوطرفه وجود دارد

خواجه احمد‌عطاری در پاسخ به این پرسش که آیا اثر شبیه به هنرمند می‌شود یا هنرمند شبیه به اثرش، می‌گوید: «از آنجایی که هنرمند خالق اثر است، می‌شود گفت که آثار محصول هنرمند است. اما نکته اینجاست که هنرمند در طی فرآیندی که از شاگردی شروع می‌کند و کار می‌کند غرق در کار هم می‌شود و گویی که میان اثر و هنرمند یک رابطه دوطرفه وجود دارد. من معتقد هستم که هم اثر هنرمند را می‌سازد و هم هنرمند اثر را و این یک فرآیند است و به یکباره هم اتفاق نمی‌افتد.»

استاد جزی‌زاده شخصیت آزادی داشت

رئیس دانشگاه هنر اصفهان با بیان نکاتی درباره آزاداندیشی استاد جزی‌زاده، خاطرنشان می‌کند: «ایشان شخصیت آزادی داشت و هنرجو و دانشجو را وادار نمی‌کرد که حتما کاری که خودش انجام می‌دهد را انجام دهند. در حالی که بسیاری از اساتید این اعتقاد را دارند که تنها با پیروی از یک سری اصول و فرایند مشخص است که می‌شود استاد شد.»

او با اشاره به آزادمنشی و خوش‌برخوردی استاد جزی‌زاده، می‌گوید: «در آموزش و مصاحبت با برخی از اساتید فرد این حس آزادی را بیشتر احساس می‌کند و آقای جزی‌زاده و دادخواه از جمله این افراد هستند. اما هنگامی که دستشان روی کاغذ می‌رفت و کار می‌کردند، شاگرد، دانشجو یا هنرجو این حرکت‌ها را به ذهن می‌سپرد. اما در عین حال هم آنها اصراری نمی‌کردند که این تنها راه است. از این‌رو، از نظر اخلاقی نوعی آزاد‌منشی همراه با خوش‌برخوردی باعث می‌شد فضا همواره باطراوت بماند. همچنین، به لحاظ استادی و مهارتی که ایشان داشت، گام‌به‌گام پیش می‌رفت ‌و باعث می‌شد که هنرجو به خوبی مراحل کار را از او یاد بگیرد.»

استاد جزی‌زاده؛ الگویی منحصربه‌فرد برای هنرمندان امروز

حسین مدنی، هنرمند و مجسمه‌ساز اصفهانی نیز درباره استاد جزی‌زاده می‌گوید: «استاد جزی‌زاده یک هنرمند بااخلاق و از پیشکسوتان مینیاتور و نگارگری در اصفهان و کشور است. ما هنرمندانی امثال ایشان را بسیار کم داریم.»

او از یاری رساندن دریغ نمی‌کرد

او در وصف صفات اخلاقی این هنرمند خاطره‌ای را بیان می‌کند و می‌گوید: «به یاد دارم که در سال ۱۳۶۴ می‌خواستم یک نمایشگاهی از آثارم را برگزار کنم، آن زمان هنوز کسی من را نمی‌شناخت، خودم را به ایشان معرفی کردم و با تأیید ایشان در برگزاری نمایشگاه در هنرستان هنرهای زیبا به من لطف و کمک بزرگی کرد. استاد جزی‌زاده شخصیت ویژه‌ای داشت که از کمک و یاری رساندن دریغ نمی‌کرد.»

این هنرمند تاکید می‌کند که چنین پیشکسوتانی الگویی ویژه برای هنرجویان هستند و در این باره ادامه می‌دهد: «او برای هنرمندان امروز یک الگوی منحصر به فرد است، چرا که به دلیل شخصیتی که داشت سبک خاصی را در مینیاتور به وجود آورد.»

نباید اجازه دهیم راه استاد جزی‌زاده فراموش شود

رضا بدرالسماء، از دیگر نگارگران اصفهانی به «اصفهان‌زیبا» می‌گوید: «استاد جزی‌زاده از اساتید با سابقه و پیشکسوت در رشته نگارگری و همچنین شخصیتی تاثیرگذار بود. علاوه‌بر طرح‌های متعدد، طراحی ابنیه‌های تاریخی یکی از ویژگی‌های هنری و کاری ایشان بود. آثار متعددی که امروز از ایشان به یادگار مانده هر کدام الگویی الهام‌بخش برای هنرجویان و هنردوستان است.»
او در رابطه با دوستی خود با این هنرمند می‌گوید: «من سال‌ها افتخار دوستی با ایشان را داشتم، در دیدارهای دوره‌ای در نگارخانه‌ها و در سفرهای بسیاری با ایشان همراه بودم و از نزدیک شاهد اخلاق و منش نیک او بودم.»

باید نگارگری را به عنوان یک هنر قدسی و متعالی بشناسیم

این هنرمند درباره اهمیت هنر نگارگری تصریح می‌کند: «ما باید هنر نگارگری را به‌عنوان یک هنر ملی، متعالی و قدسی قدر و ارزش بدانیم و اجازه ندهیم با پیشرفت تکنولوژی و هوش مصنوعی دستخوش فراموشی شود تا راهی که استاد جزی‌زاده و پیشکسوتان دیگر طی کردند را ادامه دهیم و زنده نگه داریم.»

نگارگری می‌تواند پاسخگوی بسیاری از نیازها باشد

او با بیان اینکه هنر نگارگری می‌تواند پاسخگوی بسیاری از نیازهای ما باشد، ادامه می‌دهد: «در مقاطع خاصی از زمان از جمله در زمان صفویه هنر نگارگری به مدت زیادی حذف شد و در اواخر دوره پهلوی این هنر مجدد بازآفرینی و خوشبختانه تا امروز زنده است. اما امروز ما وظیفه داریم با الهام از طرح‌ها و نگاره‌های پیشین و نیز با خلاقیت، این هنر را زنده نگه داریم.»

او تاکید می‌کند: «هنرمند معاصر باید این توانایی را داشته باشد تا زمان و مسائل مربوط به زمانه خود را درک کند. انتظار می‌رود که یک هنرمند بتواند حوادث زمان خود را به تصویر بکشد و به واسطه هنر با مخاطبان خود گفت‌و‌گو کند.»

اخلاق، رفتار و کردار نیک از ویژگی بارز استاد جزی‌زاده بود

بدرالسماء به ویژگی بارز اخلاقی استاد جزی‌زاده اشاره می‌کند و می‌گوید: «اخلاق، رفتار و کردار نیک از دیگر ویژگی‌های اخلاقی بارز این نگارگر پیشکسوت بود. خوش‌قلب و نوع‌دوست بود و اگر کمکی از ایشان ساخته بود، هرگز دریغ نمی‌کرد، بخل نمی‌ورزید و همیشه با روی گشاده پذیرای کسانی بود که از ایشان راهنمایی می‌خواستند.»

او در پایان با ابراز ناراحتی به دلیل از دست دادن چنین هنرمندی می‌گوید: «متاسفانه ما چنین هنرمندی را از دست دادیم، اما باید به یاد داشته باشیم که هنرمند هرگز نمی‌میرد. چرا که او با نام نیکی که از او به جا می‌ماند و همچنین به واسطه آثارش همیشه در یادها و خاطره‌ها زنده خواهد ماند.»