تأسیس مسجد نورباران به زمان پیش از انقلاب برمیگردد؛ اما اگر بخواهیم از آغاز فعالیتهای بسیج صحبت کنیم، سال 1376 پایگاه بسیج مسجد راهاندازی شد. این پایگاه، در ابتدا یک دهه به فعالیتهای تبلیغی، برگزاری مراسم مذهبی و پاسداشت مناسک مشغول بود.
پس از آن، پایگاه بسیج بهسمت اعزام گروههای جهادی به مناطق محروم و آسیبدیده اطراف شهر تغییر مسیر داد و در راستای کمک به نیازمندان و رفع مشکلات آنها، تلاش کرد. در همین دهه بود که در جریان یکی از اردوهای جهادی کانون به روستایی در فریدونشهر، یکی از اعضای مسجد داخل رودخانه افتاد و محمدعلی شاهزیدی او را نجات داد؛ اما خودش غرق و شهید شد.
پس از این دوران، مجموعه نورباران بهسمت گسترش فعالیتهای تربیتی و برگزاری اردوهای تربیتی و سازندگی حرکت کرد؛ به این صورت که در حین اینکه جلسههایی همچون حلقههای صالحین برگزار میشد، شاهکلید این جلسهها برگزاری اردوهای تربیتی بود؛ مثلا اردوهای مهاجر با همین رویکرد برگزار شد.
در یکی از این اردوها نوجوانان به مدت سهچهار روز در اردوگاهی مستقر میشدند و اداره همه امورات ابتدایی زندگی به عهده خودشان بود؛ بهطورمثال، تهیه آب، پخت غذا، فعالیتهای امدادی، خدماتی و… . همینطور در اردوی والفجر که نوجوانان با الگوبرداری از رزمندگان دوران دفاعمقدس به منطقه اعزام میشدند، در حین این اردو به یادمانهای مختلف هم میرفتند.
این روند ادامه داشت؛ تا اینکه مجموعه در دهه اخیر رویکرد خانوادهمحور و مسجدمحوری را در پیش گرفت. در این دوره، مخاطبان اصلی، خانوادهها هستند و برنامهها بهصورت خانوادگی و با رویکرد ویژهای برای نوجوانان برگزار میشود؛ یعنی ما دیگر صرفا بر دانشآموز متمرکز نیستیم؛ بلکه خانوادهها را به مسجد دعوت کرده و برنامههای خانوادگی برگزار میکنیم. اگر قبلا برای اردوها همه تجهیزات را خودمان برای نوجوانان فراهم میکردیم، الان خانوادهها خودشان شرکت کرده و نیازهایشان را تأمین میکنند، خودشان در شورای مسجد حاضر بوده و خودشان دستاندرکار برنامههای مسجد هستند.
اکنون تلاش بر این است که مسجد و خانوادهها در رأس امور قرار گیرند.
نگاه مجموعه نورباران در این سالها، نگاهی وظیفهمحور بوده است؛ به این معنی که تلاش کردهایم منطبق بر نگاه امام خمینی(ره) و رهبری، بهدنبال تربیتی باشیم که منجر به اصلاح جامعه شود، تربیتی که مبتنیبر دادخواهی از مظلوم، مطالبهگری، ایستادگی مقابل مستکبر و مواردی ازاینقبیل باشد؛ نگاهی که معنویت و عدالت را توأم با هم میبیند، نه یک معنویت فردی که جایگاهی در جامعه نداشته باشد؛ نگاهی که بهدنبال کادرسازی برای انقلاب است و البته این کادرسازی را صرفا شامل تربیت مدیر نمیداند؛ برایناساس، اکنون که چنین اتفاقهایی را پشت سر گذاشتهایم، به این نتیجه رسیدهایم که باید توان نظامی مسجد را بالا ببریم و ازطرفی، نگاهی به وضعیت اقتصادی اهالی محله داشته باشیم که اگر به هر دلیلی مشکلی پیش آمد، مسجد بتواند معیشت محله همچون آب و غذا را تأمین کند؛ هرچند که همه این صحبتها دلیل بر این نمیشود که بگوییم مجموعه ما آنطوری است که برای انقلاب شهید تربیتکرده است؛ این مجموعه فضایی دارد که یک نفر از آن میشود شهید اسماعیل حلاجی و یک نفر نیز همچون بنده وابسته دنیا میماند.



