بررسی نقشه راه کشاورزی اصفهان در گفت‌وگو با رئیس مرکز تحقیقات کشاورزی اصفهان

الگوی کشت راه نجاتی برای زمین‌های تشنه

«آب» محور، «غذای مردم» اولویت و «اقلیم» تعیین‌کننده است. این سه اصل، ستون‌های اصلی «الگوی کشت» را تشکیل می‌دهند؛ طرحی کلان که می‌خواهد کشاورزی ایران را از چالش بی آب نجات دهد و امنیت غذایی را بیمه کند.

تاریخ انتشار: ۱۰:۱۷ - شنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
الگوی کشت راه نجاتی برای زمین‌های تشنه

به گزارش اصفهان زیبا؛ «آب» محور، «غذای مردم» اولویت و «اقلیم» تعیین‌کننده است. این سه اصل، ستون‌های اصلی «الگوی کشت» را تشکیل می‌دهند؛

طرحی کلان که می‌خواهد کشاورزی ایران را از چالش بی آب نجات دهد و امنیت غذایی را بیمه کند.

در استان اصفهان، جایی که با تنها ۳درصد زمین‌های کشاورزی کشور، ۶درصد تولید ملی را تأمین می‌کند، اجرای این الگو بیش از هر جای دیگری حیاتی است.

اما این الگو دقیقا چیست و چگونه می‌خواهد هم کشاورز را منتفع کند، هم منابع آبی را حفظ و هم سفره مردم را پر نگه دارد؟

در گفت‌وگویی تخصصی با مسعود ترابی، رئیس مرکز تحقیقات کشاورزی اصفهان، به این پرسش‌ها پاسخ داده‌ایم.

اساس و مبانی طراحی الگوی کشت در کشور چیست و بر چه معیارهایی استوار است؟

الگوی کشت یک پروژه راهبردی و کلان وزارت جهادکشاورزی است که مبنای طراحی آن صرفا ملاحظات اقتصادی نیست؛ بلکه بر چند اصل اساسی استوار است:

1. مدیریت منابع آبی: میزان آب قابل برنامه‌ریزی در هر منطقه مهم‌ترین معیار است. ابتدا میزان آب قابل‌دسترسی بررسی و سپس بر اساس آن برنامه‌ریزی‌های لازم انجام می‌شود.
2. امنیت غذایی: تولید محصولات استراتژیک و تأمین امنیت غذایی کشور، مانند گندم، جو و دیگر اقلام اساسی که قوت غالب مردم را تشکیل می‌دهند، در اولویت قرار دارد.
3. سازگاری اقلیمی: توان اکولوژیک و اقلیمی یعنی شرایط خاک، آب، هوا و به‌طورکلی شرایط جغرافیایی هر منطقه به دقت مطالعه می‌شود؛

برای مثال، الگوی کشتی که برای استان‌های شمالی با بارش فراوان طراحی می‌شود، کاملا با الگوی استان‌های کم‌آبی مانند اصفهان، یزد یا کرمان متفاوت است.

سهم و نقش بخش کشاورزی استان اصفهان در اقتصاد کشاورزی کشور چگونه ارزیابی می‌شود؟

استان اصفهان با وجود اینکه تنها حدود ۳درصد از اراضی قابل کشت کشور را در اختیار دارد، سهم چشمگیری در تولیدات کشاورزی ملی ایفا می‌کند.

برآوردها نشان می‌دهد حدود ۶درصد از کل تولیدات کشاورزی کشور، معادل تقریبی هفت تا هفت و نیم میلیون تن محصول، در این استان تولید می‌شود. این رقم نشان‌دهنده بهره‌وری نسبی فراوان در این استان است.

در برخی حوزه‌های خاص نیز اصفهان جایگاه برتری دارد؛ برای مثال، در تولید شیر خام از رتبه‌های نخست کشوری برخوردار است.

اجرای الگوی کشت با تأکید بر بهبود بهره‌وری آب، اگرچه ممکن است مستقیما بر شاخص‌های کلان اقتصادی اثرگذار نباشد، اما از طریق پایداری تولید و مدیریت منابع، در بلندمدت بر اقتصاد بخش کشاورزی استان تأثیر مثبت خواهد گذاشت.
با توجه به محدودیت منابع آبی، کدام محصولات برای کشت در استان اصفهان از نظر بهره‌وری آب مناسب‌تر تشخیص داده شده‌اند؟
برای تعیین محصولات بهره‌ور از نظر مصرف آب، نمی‌توان محصولات مختلف را به‌طور کلی با هم مقایسه کرد؛ بلکه باید هر محصول را در گروه و دسته خودش سنجید؛

مثلا در گروه غلات، در گروه علوفه‌ها و در گروه دانه‌های روغنی، به صورت جداگانه محصولات را بررسی کرد؛ به‌عنوان‌مثال، در گروه دانه‌های روغنی برای استان اصفهان، گلرنگ بهترین گزینه است؛

چون با اقلیم استان سازگار است، بهره‌وری آب فراوانی دارد و از نظر اقتصادی نیز مقرون‌به‌صرفه بوده و گلبرگ و دانه آن قابل‌فروش است.
در گروه علوفه‌ها، خسیل جو (نوعی جو علوفه‌ای است) نسبت به ذرت بهره‌وری بسیار بالاتری دارد؛

به‌طوری‌که با مصرف یک مترمکعب آب، تنها چهار تا پنج کیلوگرم ذرت علوفه‌ای تولید می‌شود؛

اما همین مقدار آب در کشت خسیل جو، حدود ۱۰ تا ۱۲ کیلوگرم علوفه تولید می‌کند و درنهایت، در گروه غلات، اگرچه هم گندم و هم جو اهمیت دارند، جو بهره‌وری آب بالاتری نسبت به گندم دارد.
اجرای الگوی کشت چه تأثیری بر درآمد و معیشت کشاورزان استان خواهد داشت؟
تأثیر الگوی کشت بر درآمد کشاورزان، موضوعی پیچیده و چندبعدی است.

درآمد یک کشاورز به عوامل متعددی مانند میزان زمین، نوع کشت، سطح مکانیزاسیون، دسترسی به نهاده‌ها، بازار فروش و مدیریت بهره‌برداری وابسته است.

در حال حاضر، یک محدودیت اساسی برای تحلیل دقیق اقتصادی وجود دارد و آن تعیین‌نشدن قیمت واقعی آب در کشور است.

وقتی آب به‌عنوان اصلی‌ترین نهاده تولید، قیمت بازاری مشخصی نداشته باشد، محاسبه سودآوری دقیق محصولات مختلف با درنظرگرفتن هزینه واقعی تمام‌شده، دشوار می‌شود؛

بااین‌حال، از منظر کلان و بلندمدت، رعایت الگوی کشت از طریق کاهش هزینه‌های پنهان ناشی از برداشت بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی و افزایش پایداری نظام تولید، می‌تواند به تثبیت و بهبود معیشت کشاورزان کمک کند؛

در کوتاه‌مدت نیز انتخاب محصولات با نیاز آبی کمتر، ریسک تولید را در سال‌های خشک کاهش می‌دهد.
آیا میزان مصرف نهاده‌هایی مانند کود و سموم در طراحی الگوی کشت موردتوجه قرارمی‌گیرد؟
خیر. معیار اصلی و اولویت نخست در تدوین الگوی کشت فعلی، مدیریت منابع آب و تأمین امنیت غذایی است.

بحث مصرف بهینه نهاده‌ها اگرچه مهم است، در مرحله بعدی قرار می‌گیرد و در چهارچوب دستورالعمل‌های خوب کشاورزی و طرح‌های ترویجی جداگانه به کشاورزان آموزش داده می‌شود.

در الگوی کشت، مستقیما بر اساس میزان مصرف کود یا سم، برای منطقه‌ای محصولی تجویز یا حذف نمی‌شود. تمرکز بر نهاده آب است.
الگوی طراحی‌شده بیشتر بر نیاز بازار داخلی متمرکز بوده یا صادرات را نیز هدف گرفته است؟
تأمین نیازهای داخلی و خودکفایی در محصولات استراتژیک، محرک اصلی طراحی الگوی کشت است.

بیش از ۹۰درصد توجه معطوف به این است که اولا، امنیت غذایی کشور به خطر نیفتد و ثانیا، از تولید مازاد و بی‌برنامه در برخی محصولات حساس (مانند پیاز و سیب‌زمینی) که منجر به ضایعات و ضرر کشاورز می‌شود، جلوگیری شود.

بخش صادرات عمدتا متکی بر محصولات خاص کشور مانند پسته، زعفران، زرشک و انواع میوه‌های خشک است.

سطوح زیر کشت این محصولات در الگوی کشت نیز محدود و برنامه‌ریزی‌شده در نظر گرفته می‌شود تا با سایر اولویت‌ها در تعارض قرار نگیرد.

می‌توان گفت سهم ملاحظات صادراتی در تدوین الگوی کشت فعلی، کم‌رنگ و زیر ۱۰درصد است.
آیا اجرای الگوی کشت برای کشاورزان الزام قانونی و اجباری دارد؟
الگوی کشت در حال حاضر حالت توصیه‌ای و تشویقی دارد و ضمانت اجرایی قانونی قوی برای آن پیش‌بینی نشده است.

مهم‌ترین ابزار اجرایی موجود، توزیع نهاده‌های یارانه‌ای مانند کود است که سهمیه‌بندی آن می‌تواند بر اساس الگوی کشت تعیین‌شده انجام شود؛ اما خود کشت محصول، اجباری نیست.

بحث بر سر ایجاد بسته‌های مشوق‌محور یا حتی قوانین الزام‌آور برای مناطق بحرانی آبی، از موضوع‌های در دست بررسی است.
در صورت عدم رعایت الگوی کشت توسط کشاورزان چه پیامدهای اقتصادی و زیست‌محیطی قابل‌پیش‌بینی است؟
پیامدهای عدم رعایت در دو حوزه نمایان می‌شود:
زیست‌محیطی و منابع آبی: شتاب‌گرفتن در تخلیه سفره‌های آب زیرزمینی، فرونشست زمین و خشک‌شدن چشمه‌ها و قنوات، مستقیم‌ترین و جدی‌ترین تهدید است.

این امر پایداری تولید کشاورزی را در آینده‌ای نه چندان دور به طور کامل به خطر می‌اندازد.
اقتصادی: درباره محصولات سبزی و صیفی با عمر نگهداری کوتاه (مانند پیاز، سیب‌زمینی، گوجه‌فرنگی و هندوانه)،

کشت بی‌برنامه و مازاد بر نیاز بازار، به سرعت منجر به افزایش عرضه، کاهش شدید قیمت و ضرردهی گسترده کشاورزان می‌شود.

الگوی کشت با پیش‌بینی سطح نیاز، دقیقا هدف جلوگیری از این چرخه معیوب و حمایت از درآمد کشاورز را دنبال می‌کند.

تا کنون مشوق یا حمایت مالی خاصی برای کشاورزانی که الگوی کشت را رعایت می‌کنند، در نظر گرفته‌اند؟

متأسفانه در حال حاضر بسته حمایتی یا مشوق مالی مستقیم و مشخصی برای اجرای الگوی کشت تعریف نشده است.

تنها مکانیسم غیرمستقیم، همان تخصیص نهاده‌های یارانه‌ای بر اساس الگوی تعیین‌شده است.

تدوین و اجرای بسته‌های جبرانی، بیمه‌ای یا تسهیلاتی برای کشاورزانی که به الگوی کشت پایبند می‌مانند یا محصولات پرریسک اما استراتژیک می‌کارند،

از خلأهای مهم در مسیر اجرای موفق این برنامه است. هزینه واقعی تمام‌شده، دشوار می‌شود.