اندوهی که باید گفته شود، نه بازنشر!

مرز باریک همدلی و هیجان در فضای مجازی

در هفته‌های اخیر، فضای مجازی بیش از هر زمان دیگری به محیطی برای بازتاب‌احساسات جمعی کاربران تبدیل شده است؛ جایی که اندوه، سوگ و نگرانی‌های عمیق اجتماعی نه‌تنها در قالب خبر، بلکه در شکل روایت‌های شخصی، تصاویر، استوری‌ها و نوشته‌های کوتاه بازتولید می‌شود.

تاریخ انتشار: ۰۸:۳۰ - سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 7 دقیقه
مرز باریک همدلی و هیجان در فضای مجازی

به گزارش اصفهان زیبا؛ در هفته‌های اخیر، فضای مجازی بیش از هر زمان دیگری به محیطی برای بازتاب‌احساسات جمعی کاربران تبدیل شده است؛ جایی که اندوه، سوگ و نگرانی‌های عمیق اجتماعی نه‌تنها در قالب خبر، بلکه در شکل روایت‌های شخصی، تصاویر، استوری‌ها و نوشته‌های کوتاه بازتولید می‌شود. این وضعیت، همزمان با تکرار تجربه‌های تلخ جمعی، نوعی اندوه فراگیر را در میان کاربران شکل داده که مرز میان سوگ فردی و جمعی را کمرنگ کرده و به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های روانی جامعه بدل شده است.

سوگ را به رسمیت بشناسیم!

محسن گودرزی، عضو هیئت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه اصفهان در این باره به «اصفهان زیبا» می‌گوید: « در جریان اتفاقات دی ماه، قریب به سه هزار نفر جان خود را از دست دادند؛ بنابراین فضای غم و اندوهی که در شبکه‌های اجتماعی به وجود آمده، کاملا طبیعی است؛ چرا که برای پشت سر گذاشتن چنین بحران و آسیب اجتماعی، سوگواری در فضای مجازی امری طبیعی محسوب می‌شود. اولین گام برای عبور از این سوگ، به رسمیت شناختن آن است. به هر تقدیر، مردم، مسئولان و سیاست‌گذاران باید این وضعیت را بپذیرند و با افرادی که سوگوار هستند و عزیزان خود را از دست داده‌اند، همدلی کنند؛ همچنین مردم عادی نیز باید نسبت به آنان همدل باشند.»

به باور او، آنچه این روزها در فضای مجازی مشاهده می‌شود، نمودی از «اقتصاد توجه» است؛ به این معنا که نمی‌توان بدون توجه به الگوریتم‌ها و ضوابط حاکم بر شبکه‌های اجتماعی در این فضا تولید محتوا کرد و از نظر زیست مجازی دوام آورد. در پست‌ها و مطالب مربوط به اتفاقات اخیر، وقتی محتوایی تولید یا بازنشر می‌شود، طبیعتا الگوریتم فضای مجازی کاربران را نیز به آن سمت سوق می‌دهد.

اینگونه که گودرزی می گوید: «در اینستاگرام بسیاری از پست‌ها مشاهده می‌شوند؛ بدون این که نه دنبال‌کنندگان آن‌ها را پیگیری می‌کنند و نه آن را می‌پسندند؛ بلکه این الگوریتم است که تعیین می‌کند چه محتوایی دیده شود تا بتواند مخاطب را در این فضا نگه دارد. الگوریتم حاکم بر اینستاگرام، کاربران را ملزم می‌کند تا چنین محتواهایی را تولید یا بازنشر کنند، زیرا هدف این پلتفرم استمرار جریان دریافت توجه مخاطب است. اگر کاربران به سمت محتوای مرتبط با سوگواری حوادث اخیر نروند، اینستاگرام نمی‌تواند بقای خود را در جذب توجه مخاطب تضمین کند. این مسئله صرفا متعلق به اتفاقات اخیر یا سوگواری دی‌ماه نیست؛ بلکه در هر رویدادی، منطق «اقتصاد توجه» در شبکه‌های اجتماعی وجود دارد.»

این مدرس دانشگاه ادامه می‌دهد: «طبیعتا چنین رویدادهایی با گستره‌ای وسیع، فرصت مناسبی برای شبکه‌های اجتماعی فراهم می‌کنند تا الگوریتم‌های خود را پیاده‌سازی کرده و کاربران بیشتری را درگیر کنند. به باور من، خروج از این فضا نیازمند زمان است. همان‌گونه که در جریان جنگ دوازده‌روزه نیز به‌خاطر شهدایی که از دست رفتند، خشمگین بودیم؛ اما با گذر زمان و فاصله گرفتن از خردادماه، میزان سوگواری در شبکه‌های اجتماعی کاهش یافت.»

به اعتقاد او، برای مقابله با چنین محتواهایی که در تضاد با الگوریتم شبکه‌های اجتماعی هستند، باید این سوگواری را به رسمیت شناخت و دولتمردان با مردم در گفتار و رفتار خود همدلی واقعی نشان واجازه دهند مردم سوگواری کنند تا به‌تدریج به مسیر زندگی عادی و مجازی خود بازگردند. آنچه در فضای واقعی رخ می‌دهد، طبعا با فضای مجازی متفاوت است. فضای مجازی بر پایه الگوریتم‌هایی شکل می‌گیرد که هدفشان تأمین نیاز به توجه و رضایتمندی کاربران است. درحالی‌که در فضای واقعی، مردم به زندگی خود ادامه می‌دهند، کسب‌وکارها فعال هستند و امور روزمره جریان دارد. البته نمی‌توان گفت این وضعیت برای همه عمومیت دارد؛ چراکه برخی از افراد، حتی اگر مستقیما عزیزی از دست نداده باشند، تحت تأثیر عمیق این رویدادها قرار گرفته و زندگی‌شان مختل شده است.

بااین‌حال، اکثریت جامعه از این فضا فاصله گرفته و به روابط اجتماعی، کسب‌وکار و فعالیت‌های پیشین خود بازگشته‌اند. نکته مهم‌تر، راهکارهایی است که باید مدنظر قرار گیرد. از سوی دیگر، حاکمیت و دولتمردان باید دست به تغییرات اساسی و بنیادین بزنند. ریشه این اتفاقات اخیر در مسائل اقتصادی بود و اگر این مشکلات وجود نداشت، جریان‌های اعتراضی در کف خیابان‌ها شکل نمی‌گرفتند. بنابراین، مسئولان باید به فکر معیشت و اقتصاد جامعه باشند.

این مدرس دانشگاه بیان می‌کند: «چنانچه دولت بتواند وضعیت اقتصادی را سامان دهد، تورم را کنترل و نیازهای عمومی جامعه را از نظر معیشتی تأمین و در عرصه مبارزه با فساد تحولات اساسی و واقعی ایجاد کند( به‌گونه‌ای که مردم به‌درستی آن را احساس و درک کنند)، شکاف میان مردم و حاکمیت کاهش خواهد یافت. پس بنیان حل این مسئله در ایجاد تغییرات بزرگ اقتصادی و فسادستیزی است. اگر کارآمدی اقتصادی تحقق یابد، فشار تورم بر سفره‌های مردم کمتر و این تغییرات به‌صورت ملموس در زندگی روزمره آنان احساس شود، جامعه نیز زودتر از فضای حزن‌انگیز و پیامدهای رویدادهای ناگوار فاصله خواهد گرفت و به مسیر طبیعی زندگی بازخواهد گشت.»

در همین زمینه، سهیل رحیمی، دانش آموخته دکترای تخصصی روانشناسی و استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران در گفت وگو با «اصفهان زیبا» با اشاره به شرایط روانی حاکم بر جامعه، معتقد است: « آنچه امروز در فضای اجتماعی و مجازی ایران دیده می‌شود، صرفا واکنش‌های مقطعی به رویدادهای تلخ نیست، بلکه نشانه‌هایی از یک سوگ جمعی عمیق و انباشته‌شده است.»
او با بیان اینکه سوگ جمعی زمانی فروکش می‌کند که در دل جامعه امید به زندگی وجود داشته باشد، می‌افزاید: «در شرایطی که این امید تضعیف شود، اندوه می‌تواند به شکلی مزمن و تاریخی ادامه پیدا کند و در نهایت به نوعی درماندگی آموخته‌شده منجر شود.»

این روانشناس توضیح می‌دهد:« در چنین وضعیتی، افراد جامعه احساس می‌کنند هر تلاشی بی‌نتیجه است و همین احساس، زمینه‌ساز شکل‌گیری خشم انباشته‌ای می‌شود که ممکن است در مقاطع مختلف بروز پیدا کند.»

به گفته این استاد دانشگاه، سوگی که امروز در جامعه ایران دیده می‌شود، با سوگ‌های مقطعی ناشی از حوادث طبیعی تفاوت دارد؛ چراکه این اندوه، گستره‌ای ملی دارد و لایه‌های عمیقی از باورها، تجربه‌های زیستی و شرایط اجتماعی را دربرمی‌گیرد.

او با تأکید بر اینکه نخستین گام برای عبور از این وضعیت، پذیرش واقعیت سوگ است، تاکید می‌کند: «ساده‌سازی یا انکار این اندوه نه‌تنها کمکی نمی‌کند، بلکه باعث پیچیده‌تر شدن آن می‌شود.»

رحیمی با اشاره به ضرورت افزایش آگاهی عمومی درباره علل شکل‌گیری چنین احساساتی، خاطرنشان می‌کند: «جامعه‌ای که با سوگ جمعی مواجه است، بیش از هر چیز به گفت‌وگو نیاز دارد؛ گفت‌وگویی که امکان بیان احساسات، شنیده‌شدن و همدلی را فراهم کند.»

او با بیان اینکه یکی از ضعف‌های جدی در مواجهه با سوگ، ناتوانی در گفت‌وگو است، می‌گوید: «بسیاری از افراد اندوه خود را در درون نگه می‌دارند؛ در حالی‌ که در فرایند طبیعی سوگ، بیان احساسات و دریافت تسلی از دیگران نقش اساسی دارد.»

به گفته این روانشناس، همدلی واقعی لزوما در قالب جملات کلیشه‌ای شکل نمی‌گیرد، بلکه گاه حضور، شنیدن و اجازه‌دادن به بروز احساسات، مؤثرترین شکل حمایت روانی است.این استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران همچنین با اشاره به اهمیت حفظ روال عادی زندگی در دوران سوگ جمعی، می‌گوید: «ادامه فعالیت‌های روزمره از جمله انجام کار و مسئولیت‌های خانوادگی، می‌تواند از انباشت فشار روانی و بروز واکنش‌های شدید جلوگیری کند. »او تصریح می‌گوید: «سوگ، فرایندی مرحله‌به‌مرحله است و اگر مسیر طبیعی خود را طی کند، امکان ترمیم روانی فراهم می‌شود؛ اما توقف زندگی روزمره می‌تواند این روند را مختل کند.»

رحیمی در ادامه به مسئله بروز اندوه در فضای مجازی می‌پردازد و با اشاره به گسترش واکنش‌های احساسی در شبکه‌های اجتماعی، می‌گوید: «جامعه امروز از حجم اخبار و تصاویر تلخ آگاه است و لزومی ندارد این محتواها به‌طور مداوم بازنشر شوند.»

او با بیان اینکه تکرار و بازتولید مداوم خشونت و فاجعه می‌تواند آسیب‌های روانی جدی ایجاد کند، می‌افزاید: «چنین روندی افراد را در معرض استرس‌های ماندگار قرار می‌دهد.»

این روانشناس تأکید می‌کند:« به‌جای بازنشر تصاویر و اخبار تلخ، فضای مجازی می‌تواند محلی برای بیان اندوه درونی، همدلی و گفت‌وگو باشد؛ چراکه انتقال احساسات قلبی بدون بازتولید خشونت، به کاهش تنش روانی کمک می‌کند و از تشدید آسیب‌ها جلوگیری خواهد کرد.»

این استاد دانشگاه در ادامه، با اشاره به نگرانی‌ها درباره فعالیت کسب‌وکارها در دوران سوگ جمعی، می‌گوید: «بازگشت تدریجی به فعالیت‌های اقتصادی امری ضروری است؛ چراکه معیشت مردم نمی‌تواند متوقف شود. »

او با بیان اینکه ادامه کار و تبلیغات باید با رعایت احترام به فضای عمومی اندوه همراه باشد، خاطرنشان می‌کند: «تعدیل در شیوه ارائه محتوا و پرهیز از شادی‌های اغراق‌آمیز، می‌تواند تعادل مناسبی میان نیازهای اقتصادی و حساسیت‌های روانی جامعه ایجاد کند.»

رحیمی با اشاره به ماهیت فضای مجازی، می‌گوید:« بخشی از واکنش‌های احساسی در این فضا ممکن است جنبه نمایشی داشته باشد. شبکه‌های اجتماعی ذاتا مستعد بزرگ‌نمایی احساسات هستند.»

او توضیح می‌دهد: «این وضعیت هم در شادی و هم در اندوه دیده می‌شود و گاه به جای همدلی واقعی، نوعی نمایش احساسات شکل می‌گیرد که نه‌تنها کمکی به افراد داغ‌دار نمی‌کند، بلکه می‌تواند فشار روانی آن‌ها را افزایش دهد.»

به گفته این روانشناس، ناهماهنگی میان بزرگ‌نمایی و کوچک‌انگاری احساسات در فضای مجازی، زمینه‌ساز تنش و نزاع کلامی میان کاربران شده است؛ مسئله‌ای که نشان می‌دهد جامعه بیش از هر زمان دیگری به تعادل، آگاهی و گفت‌وگوی سازنده در مواجهه با اندوه جمعی نیاز دارد.

واکنش‌های هیجانی در فضای مجازی؟

لیلا وصالی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و مدیرعامل انجمن سواد رسانه ایران نیز در این باره و در گفت و گو با اصفهان‌زیبا با اشاره به فضای اندوه حاکم بر شبکه‌های اجتماعی در ماه‌های اخیر، اظهار می‌کند: «سوگ و اندوه پدیده‌ای انسانی و عمومی است و افراد در مواجهه با غم‌ها و رویدادهای تلخ، واکنش‌های متفاوتی از خود نشان می‌دهند.»

او توضیح می‌دهد: «برخی افراد می‌توانند سریع‌تر از فضای غم خارج شوند و به زندگی عادی بازگردند، در حالی که برای برخی دیگر این فرایند زمان‌بر است. با این حال، معمولا زمانی که فردی نتواند به‌تنهایی از فضای اندوه خارج شود، اطرافیان تلاش می‌کنند با کمک و حمایت، او را به مسیر طبیعی زندگی بازگردانند».

وصالی با بیان اینکه زندگی انسان‌ها همواره با فراز و نشیب، غم و شادی همراه است، تصریح‌می‌کند: «اگر افراد خود را در غم‌ متوقف کنند، فرصت زیستن سالم و شاد را از خویش می‌گیرند. غم‌به‌طور طبیعی در زندگی وجود دارد؛ از فقدان عزیزان گرفته تا مواجهه با مشکلات اجتماعی، فقر و رنج دیگران، اما باید دید مرز این اندوه کجاست و تا چه اندازه می‌تواند به چاره‌اندیشی و کمک به دیگران منجر شود.»

او با تأکید بر اینکه اندوهی که به کنش اجتماعی و حل مسئله منتهی نشود، سودی برای جامعه ندارد، می‌گوید: «اندوهی که زندگی را متوقف کند، ناامیدی را در جامعه تزریق کرده و افراد را از حرکت بازمی‌دارد. این وضعیت با اندوه طبیعی که در مقاطع خاص تجربه می‌شود، متفاوت است.»

مدیرعامل انجمن سواد رسانه ایران با اشاره به نقش رسانه‌ها در بازتولید این فضا، اظهار کرد:«امروز شاهد تزریق هدفمند و عامدانه ناامیدی به جامعه، به‌ویژه در میان نوجوانان، جوانان و دانشجویان هستیم. باید توجه داشت که این روند با هدف کاهش تاب‌آوری اجتماعی دنبال می‌شود تا واکنش‌های هیجانی و غیرقابل‌کنترل از نسل جوان دریافت شود.»

او با اشاره به برخی الگوهای رفتاری ترویج‌شده در فضای مجازی می‌گوید:« در برخی جریان‌های رسانه‌ای، جوانان به‌صورت همزمان به حفظ ظاهر عزادارانه و بازتولید نمادهای اندوه تشویق می‌شوند؛ این در حالی است که همین رسانه‌ها در مواجهه با پدیده‌های مشابه، استانداردهای دوگانه‌ای اتخاذ می‌کنند.»

وصالی در پایان با بیان اینکه بخشی از تصویرسازی‌های فضای مجازی بر احساسات ملی، میهن‌دوستی و همدلی جوانان اثر می‌گذارد، خاطرنشان می‌کند: «این روند باعث بازتولید مستمر فضای غم و اندوه در شبکه‌های اجتماعی می‌شود و بخش قابل توجهی از زیست رسانه‌ای جوانان را به بازنمایی سوگ و اندوه اختصاص می‌دهد؛ مسئله‌ای که نیازمند آگاهی‌بخشی رسانه‌ای و تقویت سواد رسانه در جامعه است.»