به گزارش اصفهان زیبا؛ به مناسبت هفته ملی کودک، کتابخانه و سالن مطالعه درخشان با همکاری فرهنگسرای اهتمام، ویژهبرنامه فرهنگی و روانشناختی «کتابچه داستان من» را برگزار کرد. این برنامه با هدف توسعه مهارتهای فردی، ارتقای سواد هیجانی و تقویت پیوند عاطفی مادر و کودک شکل گرفت.
این طرح ابتکاری، ادبیات کهن فارسی را با رویکردهای نوین روانشناسی کودک پیوند داد. برگزارکنندگان تلاش کردند فضایی پویا، تعاملی و پرنشاط برای خانوادهها فراهم کنند. قصهخوانی، شناخت و نامگذاری هیجانات و بیان احساسات از طریق نقاشی، محورهای اصلی برنامه بودند.
قصهخوانی از کلیله و دمنه با رویکرد روانشناختی
در ابتدای کارگاه، قصههایی متناسب با گروه سنی کودکان از شاهکار ادبیات کهن، «کلیله و دمنه»، بازخوانی شد. شیوه جذاب روایت، درک داستانها را برای کودکان آسانتر کرد.
این بخش فقط به روایت داستان محدود نبود. شخصیتهای تمثیلی قصهها به کودکان کمک کردند مفاهیمی مانند دوستی، شجاعت، همدلی، خشم، ترس و اندوه را بهتر درک کنند.
دکتر مائده ملکزاده احمدی، روانشناس خانواده و نوجوان، نیز در این برنامه درباره قصهدرمانی و اهمیت آن توضیح داد:
قصهدرمانی یکی از رویکردهای کارآمد و شواهدمحور در روانشناسی کودک و نوجوان است که با بهرهگیری از ساختار استعاری و جهان نمادین، فاصلهای ایمن میان مراجع و تعارضهای درونیاش ایجاد میکند. از منظر شناختی ـ تحولی، کودکان اغلب واژگان کلامیِ کافی و پردازش انتزاعی لازم برای تبیین مستقیم رنجها یا آشفتگیهای هیجانی خود ندارند؛ از این رو، مواجهه با روایتی بیرونی به آنها اجازه میدهد فرایند «برونسازی»، همانندسازی روانی و تخلیه هیجانی را بدون برانگیختهشدن سازوکارهای دفاعی شدید تجربه کنند و الگوهای حل مسئله و بازسازی شناختی را از شخصیتهای قصه بیاموزند.
کتابچه من؛ راهی برای شناخت احساسات
طراحی فعالیتی ساختاریافته مانند «کتابچه من»، قصهدرمانی غیرفعال را به مداخلهای بیانی و فرافکن تبدیل میکند. ترکیب روایتگری با تکنیکهای ترسیمی، پلی میان نیمکره راست و چپ مغز میسازد. نیمکره راست با تصویرسازی، حسوحال و حافظه سرگذشتی ارتباط دارد. نیمکره چپ نیز در زبانآموزی و نظمدهی به افکار نقش ایفا میکند.
کودک یا نوجوان در این فعالیت، تجربهها، نشانهها و دنیای ذهنی خود را در صفحات یک کتاب دستساز نقاشی میکند. سپس برای نقاشیهایش خط داستانی مینویسد. این فرایند به او کمک میکند احساس تسلط و عاملیت روانی بیشتری پیدا کند. همچنین، بازآفرینی خلاقانه میتواند تجربههای پراکنده را به روایتی منسجم و یکپارچه تبدیل کند.
بیان، نامگذاری و بازشناسی هیجانات نیز هسته اصلی تنظیم هیجان به شمار میروند. کودکان در فعالیتهایی مانند ترسیم احساسات در صفحات «کتابچه من»، رنگ، اندازه و محل قرارگیری هیجان را در بدن یا داستان مشخص میکنند. این تمرین سواد عاطفی آنها را ارتقا میدهد و به شناخت بهتر خشم، اضطراب و غم کمک میکند.
در نهایت، کودک عواطف ناشناخته و تهدیدکننده را به تصاویری ملموس و قابلکنترل تبدیل میکند. این فرایند به پذیرش روانی کمک میکند و مسیر بازنویسی روایتهای شخصی را به سوی تابآوری و سازگاری روانشناختی هموار میسازد.
نقاشی و کاربرگ احساسات؛ فرصتی برای بیان هیجانات
در بخش دوم برنامه، مادران و کودکان وارد فضای خلاقیت و هنرورزی شدند و قلممو و رنگ به دست گرفتند. آنها با الهام از ماجراها و شخصیتهای حکایتهای کلیله و دمنه، برداشت ذهنی و احساسی خود را روی کاغذ ترسیم کردند.
این فعالیت مشترک، تجربهای گرم و ماندگار برای مادر و فرزند رقم زد. همچنین، فضایی امن برای بیان آزادانه هیجانات فراهم کرد.
در ادامه، کارگاه تکمیلی «کاربرگ احساسات من» برگزار شد. کودکان با کمک مادران و هدایت مربی و کارشناس برنامه، هیجانات خود هنگام شنیدن داستان را شناسایی و دستهبندی کردند. آنها احساسات را با استفاده از حالات چهره، رنگها و کلمات بیان کردند.
این تمرین کاربردی به کودکان کمک کرد هیجانات پیچیدهای مانند خشم، شادی، نگرانی و امید را بشناسند. آنها همچنین راهکارهای سالم ابراز احساسات را تمرین کردند و با سرکوب هیجانات فاصله گرفتند.
قصههای کهن و نقش آنها در سلامت روان کودکان
برگزارکنندگان این طرح، پرورش «هوش هیجانی» و «سواد خواندن همراه با بینش» را از مهمترین نیازهای کودکان امروز دانستند. آنها همچنین تأکید کردند که قصههای کهن ایرانی ظرفیت غنی و کمنظیری برای ارتقای سلامت روان نسل نوپا دارند.
طرح «کتابچه داستان من» با جمعآوری نقاشیها و کاربرگهای هیجانی کودکان به پایان رسید. برگزارکنندگان آثار را به یادبودهایی ارزشمند تبدیل کردند و به هر شرکتکننده یک کتابچه اختصاصی اهدا کردند.
این رویداد نشان داد که همکاری نهادهای فرهنگی مانند کتابخانهها و فرهنگسراها میتواند به غنیسازی اوقات فراغت هدفمند و ارتقای بهداشت روان خانوادهها کمک کند.




