آزاری که در دوران شیوع کرونا به دلیل رعایت پروتکلهای بهداشتی بیشتر شده و خانوادهها را از هم بر حذر داشته است. عضو هیئتعلمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان ادامه میدهد: «باید برای جبران مافات این کم ارتباطی یا محدودیتهایی که در مورد ارتباطهای حضوری با سالمندان داریم، به وسایلی دیگر نظیر ارتباط در فضای مجازی، تلفن یا حتی اگر ضرورت دارد، ملاقات حضوری با رعایت دقیق پروتکلهای بهداشتی، بیشازپیش متوسل شویم.» در این مصاحبه کوشیدهایم به وجوه گوناگون سالمندی و کرونا بپردازیم.
آقای دکتر! وضعیت سالمندان در دوران کرونا چقدر با بقیه متفاوت است و به چه کمکهایی نیاز دارند؟
با توجه به شواهد و اطلاعات موجود، پیشبینیهای ما در مورد آمار ابتلا و مرگومیر سالمندان بسیار کمتر از آن چیزی بود که در ابتدا تصور میکردیم، بنابراین الزاما با دیگر گروههای سنی چه از نظر حدت و شدت و چه از نظر بروز و شیوع و مرگومیر، تفاوت زیادی نمیکند که نکته مثبتی است. خانوادهها، فرزندان و نوهها به دلیل اینکه میترسند ناقل بیماری یا بیمار علامتدار باشند، ترجیح میدهند که از دیدوبازدید صرفنظر کنند. نتیجه این شده که میزان حس تنهایی و خودِ تنهایی در سالمندان نسبت به قبل بین یکسوم تا 50درصد افزایش یابد. این مسئله همچنین موجب شیوع قابلتوجه مشکلات روحی و روانی و تبعات آن نظیر افسردگی، غصه خوردن مضاعف و سوءتغذیه شده که به دنبال آن به خدمات بهداشتی درمانی، تأمین داروها و مراقبتها، بازتوانی و توانبخشی و… نیاز دارد. آمارشفافی در این زمینه نداریم که بتوانیم با عدد و رقم تفاوتها را نشان بدهیم، بهرغم اینکه گفته میشد کرونا آمده تا سالمندان را بکشد!
جای سالمندان در شرایط کرونا در مراکز مراقبتی امنتر است یا در خانه؟
شواهد نشان میدهد سالمندانی که در خانه و بهدوراز تماس نزدیک با سالمندان دیگر یا کادر بهداشتی درمانی بهزیستی زندگی میکنند، جای امنتر و فضای فراختری دارند. با آنهایی هم که در مراکز مراقبتی که صرفا سالمندان حضور دارند مشکلی نداریم، بلکه مشکل ما در مراکزی است که مراقبتها ترکیبی است. یعنی سالمندان و معلولان جسمی حرکتی یکجا نگهداری میشوند.
این نگهداری ترکیبی چه مشکلی ایجاد میکند؟
چون هوش هیجانی معلولان جسمی حرکتی و مغزی از متوسط هوش هیجانی جامعه پایینتر است، آنها نمیتوانند بهدرستی پروتکلهای بهداشتی و موارد لازم را رعایت کنند. بنابراین، این موضوع میتواند مقداری وضعیت را خطرناک کند. مواردی هم که در این مدت به ما گزارش شده و کمی آمار را افزایش داده، مراکزی بودند که در آنجا معلولان ذهنی و جسمی و حرکتی به اضافه سالمندان با هم نگهداری میشدند که به سرعت رسیدگی شد و با کاهش جمعیت و جابهجایی مشکل را حل کردیم.
شدت شیوع کرونا چه تأثیری بر مراجعات به این مراکز داشته است؟
از زمانی که کرونا شیوع یافت، ملاقاتها به شدت محدود و در برخی مراکز قدغن شد، چون امکان رعایت پروتکلها وجود نداشت. از سویی خود خانوادهها نگران هستند و مراجعه نمیکنند و از سوی دیگر قوانین آنها را بر حذر میدارد. در مجموع، این حالت اندکی به مشکلات روحی روانی سالمندان دامن زد که ما باید در جهت جبران این مشکل فکرهایی میکردیم. در موضوع انتقال و چرخش ویروس نیز باید گفت آن حالت تهدیدهای اولیهای که انتظار میرفت کاهش پیدا کرد و از بابت اینکه در حال طی موج دوم یا سوم هستیم، نگرانی نداریم، کمااینکه آمارها چه بهصورت کشوری و چه بهصورت استانی، چرخش ویروس را بیشتر در میانسالان و حتی جوانان نشان میدهد و ما کمتر نگران تشدید آن در سالمندان هستیم.
واقعا آمارها نشان از افت میزان ابتلا و مرگ در میان سالمندان دارد؟!
به نسبت قبل بله، مقداری آمار پایینتر آمده است.
به سوءتغذیه، خدمات درمانی، بازتوانی و… سالمندان اشاره کردید. این موارد در شرایط کرونایی چه وضعیتی پیدا میکنند؟
به دلیل اینکه رسیدگی و مراقبت از سالمندان باوجود پروتکلها مقداری محدودیت برای آنها ایجاد کرد، میتوانیم پیشبینی کنیم که کم و کیف خدمات از جنبههای دیگر کمی افت میکند، چون پرسنل، امکانات و بودجه ما محدود است. وقتی موضوع هزینه مسائل پیشگیری از چرخه ویروس در این رده سنی به میان میآید، میبینیم که کیفیت خدماتی مثل بازتوانی هایی که بهصورت روزمره انجام میشد، آموزشها، مشاورهها و حتی مسائل تغذیهای را تحت تأثیر قرار میدهد؛ بااینحال تأکید میکنم آنقدری چشمگیر نیست که بگوییم در حال تلفات دادن هستیم. مثال میزنم؛ ما مراکز بهداشتی و درمانی در سطح شهر داریم که قبل از شیوع کرونا به طور روزمره به سالمندان در زمینه مراقبت از فشارخون، پوکی استخوان، افسردگی، دریافت مکملها و… سرویسدهی میکردند، اما به دلیل شیوع کرونا و ترس از اینکه امکان دارد دررفت و آمدها آلوده بشوند، خدمات این سرویسها قانونا و قاعدتا کمی افت کرد. دستورالعمل داشتیم که نیازی نیست سالمندان را مجبور کنید از خانه بیرون بیایند، ولی اگر هم آمدند، سرویسها داده شود.
آیا پروتکلهای بهداشتی سالمندان با دیگر افراد تفاوت دارد؟
بله، ولی صرفا برای آنهایی که در مراکز مراقبتی نگهداری میشوند. در آنجا با تجمعی از افراد روبهرو هستیم، بنابراین برخی آیتمهای اضافه بر سازمان در نظر گرفته شده است. مثلا اگر مورد جدیدی به یکی از مراکز اضافه شد، حتما باید یک دوره قرنطینه دوهفتهای را طی کند تا مطمئن شویم که او دچار آلودگی یا ناقل ویروس نیست. در آن جمع باید مواردی نظیر شستن دستها، زدن ماسک یا شیلد با دقت و وسواس بیشتری رعایت شود. همچنین از نظر تهویه هوا بهخصوص در مراکز نگهداری، نکات خاصی هست که باید رعایت شود تا اگر هم مورد آلودهای، چه از پرسنل و چه سالمندها وجود داشته باشد، تا جایی که امکان دارد ویروس به سرعت از فضای تنفس همگانی خارج شود. انتظار داریم حالا که به فصل سرما نزدیک میشویم، مسئولان سهمیه سالیانه و همیشگی واکسن آنفولانزای سالمندان را فراموش نکنند و در اسرع وقت آن را به دست مراکز برسانند.
آماری از فوت سالمندان کرونایی در مراکز مراقبتی دارید؟
شاید در استان از انگشتهای دو دست کمتر باشد!
بیمار بدحال هم داشتهاید؟
به نسبتی که فوتی داشتهایم، به همین نسبت هم با ضریبی بیمار بستری و بدحال داریم، ولی معمولا در آن شرایطی که قرار میگیرند با بهبودی به جامعه یا مراکزی که در آنجا نگهداری میشوند بازمیگردند. معمولا یک آمار چندبرابری هم اینجا وجود دارد. ولی به دلیل آنکه روز به روز آمارها تغییر میکند، آمار دقیقی نداریم.
در رابطه با معلولان سالمند چه مشکلاتی وجود دارد و چطور باید به آنها رسیدگی شود؟
هرکدام از اینها مراقبتهای ویژهای میخواهند و شرایط پیچیده مربوط به خودشان را دارند. وقتی به دلیل معلولیت کمتحرکیشان بیشتر میشود یا خدمات پیچیدهتری میخواهند یا برای کمک به تحرکشان به یک سری دستگاههای حرکتی نیاز دارند، به همین نسبت خدماتی که میگیرند نیز تخصصیتر میشود. پیشبینی میکردیم که در گروه سالمندان، آنهایی که بیماریهای درمانناپذیر یا بیماریهای مزمن و پیشرفته دارند یا دچار معلولیتهای جسمی حرکتی یا حتی ذهنی هستند، بهعنوان موارد ویژهتری در نظر گرفته شوند. درمجموع به مدد کادر درمان و خانوادهها، چه در سالمندان معلول و چه غیر آن، چه از نظر تلفات و چه از نظر بستری در آی سی یو و بیمارستان، آن اعداد و ارقامی که پیشبینی میکردیم محقق نشد.
با سالمندان در این برهه زمانی باید چگونه رفتار کرد؟
قاعدتا باید برای جبران مافات آن کمارتباطی یا محدودیتهایی که در مورد ارتباطهای حضوری داریم، به وسایلی دیگر نظیر ارتباط در فضای مجازی، تلفن یا حتی اگر ضرورت دارد، ملاقات حضوری با رعایت دقیق پروتکلهای بهداشتی، بیشازپیش متوسل شویم. خودِ تنهایی بین یکدوم تا یکسوم سالمندان را با تفاوتهایی جزئی، چه در مراکز نگهداری و چه در خانهها، آزار میدهد. بااینحال، حسِ تنهایی تقریبا دوبرابر این آمار است؛ بین یکدوم تا دوسوم سالمندان از این حسی که برایشان به وجود آمده آزار میبینند. چرا حسش از خودش بیشتر است؟ چون ممکن است در خانواده یا در مراکزی حضور داشته باشند که مراقبان، پرستارها و خدمه و کارکنان بسیاری نیز حضور دارند ولی چون نیاز سالمند و نحوه بر طرفکردن آن درک نمیشود، آمار این حس بیشتر از خود تنهایی است. بنابراین نیاز است تا از نظر عاطفی، هیجانی و درک احساسها و احتیاجاتشان به آنها نزدیکتر شویم تا واقعیتر عمل کنیم.
با چه کمبودها و نقایصی در این مدت مواجه بودید؟
کمبودها که از قبل هم وجود داشته است. ما مثل کشورهای اروپایی به یک سری سرویسها و مراقبتهای سطحبندیشده احتیاج داریم تا سالمندان بسته به نیازشان بر اساس سطحبندی خدمات، در گروههای مختلف قرار بگیرند و در جهت دستیابی به نیازهایشان، به آنها خدماتدهی شود، اما متأسفانه هنوز در کشورمان این تقسیمبندی را به دلایل بسیاری مثل کمبود امکانات چه از نظر تجهیزاتی، چه از نظر پرسنلی و چه از نظر آموزش و مشاوره و… نداریم. برای همین در حال حاضر بهصورت ترکیبی سرویس ارائه میشود که شایسته شأن و سن و سال سالمندان نیست. مقوله دیگر که بهعنوان فراگیرترین نیاز دوران سالمندی بارها در تحقیقات میدانی، کشوری و استانی ما به اثبات رسیده، نیاز معیشتی است؛ حالا چه آنهایی که شغل آزاد داشتهاند و اکنون به هر دلیلی ازکارافتاده جسمی و روحی روانی شدهاند و چه آنها که بازنشسته دولتی هستند. در هر دو مورد، در شرایط بازنشستگی عایدی آنها کمتر شده، درحالیکه بهطورمعمول هرکدام خانواده گستردهای از فرزندان و نوهها دارند و باید در جایگاه پدربزرگ و مادربزرگ، شأن و شئون خودشان را حفظ کنند، ضمن آنکه مجبورند از پس نیازهایی مثل تأمین معیشت، تأمین داروها، توان بخشی و رسوم خانوادگی خود برآیند. بنابراین مسئولان باید در این زمینه فکر عاجل بکنند چون سالمندان جامعه روبه افزایش هستند و باید قوانین و آیین نامهها و بخشنامهها از راههای مختلف، چه از کمیته امداد و بهزیستی و چه از کارت کرامت و کارت منزلت و… به جبران این نقیصه بپردازند. این بخشی است که در شرایط کرونا ادامه داشته و تشدید هم شده است. بخش دوم مربوط به مسائل روحی و روانی سالمندان بود که به آن اشاره شد. در بخش سوم تحقیقات ثابت کرده است که یکی از نیازهای شایع حوزه تندرستی سالمندان، مشکلات دندان و فک و لثه آنهاست. بعضا سالمندانی داریم که به دلیل مشکلات معیشتی قادر به تأمین هزینه یک دست دندان مصنوعی نیستند و مجبورند با همان چهار پنج دندان نصفه نیمهای که در دهانشان مانده، یا حتی با لثههایشان، حالا به هرشکل ممکن، غذا بخورند که تبعات شدیدی برای سلامتشان دارد. مسائل اسکلتی عضلانی مانند انواع آرتروزها، رماتیسمها، فرسودگی مفصلها و… از جمله بیماریهای شایع این رده سنی است که در بخش چهارم قرار میگیرد و در دوران کرونا هم به قوت خودش باقی بوده، ولی با توجه به مشکلات روحی و روانی مثل افسردگی، حس تنهایی و… که در این دوران بر آنها عارض شده، حس دردشان هم بیشتر شده است. یعنی اگر قبلا میتوانستند با یک قرص مسکن آن را تسکین بدهند، حالا مجبورند با دو قرص یا با آمپول مسکن یا روشهای جدیتر و قویتری همان درد قبلی را تسکین بدهند.
نکته آخر….
طبق بررسیها، وقتی با مدیر مرکز، پرستار، مراقبان و یا حتی خود سالمندها صحبت میکنیم، میبینیم واقعا نیازی نبوده که تعداد قابلتوجهی از سالمندانی که شاهد حضور آنها در این مراکز هستیم، در اینجا نگهداری شوند. میشد در همان محله، در همان کوچه و خیابان و در همان خانهای که زندگی را در آن دوست میداشتند، باقی عمرشان را با عزت و احترام ادامه دهند، ولی حالا به هر دلیلی خانوادهها تصمیم گرفتهاند که آنها را به این مراکز بسپارند، در حالی که میتوانستند از پدر و مادرشان با هزینه و تبعات کمتری در محیطزیست واقعی آنها نگهداری کنند.
از سوی دیگر، الان درون خانوادهها سالمندانی را داریم که به دلیل خدمات پیچیدهای که نیاز دارند و از عهده خانواده خارج است یا به تجهیزات خاصی نیاز دارد که خانواده نمیتواند هزینهاش را بپردازد و آموزشش را ندیده، باید همین امروز به مراکز مراقبتی منتقل شوند ولی از ترس حرف مردم، به اجبار در خانه نگهشان داشتهاند. اینگونه هم خودشان را اذیت میکنند و هم سالمندشان را. انتظار میرود که جامعه به هر دوروی این سکه منطقیتر فکر کند.



