خبرهای خوشی از واکسیناسیون نه در اصفهان که در هیچ جایی از کشور به گوش نمیرسد و معلوم نیست قرار است چه روزها و ماههای پرحادثهای را پشت سر بگذاریم! نگرانی اما از تن شهر ریخته و مردم پابهپای کرونا بدون واهمه مشغول به زندگی کردن هستند. خیابانها و پیادهراهها شلوغ است و بر چهره خیلیها ماسک جایی ندارد. فستفودیها، کافیشاپها و مراکز تفریحی در این گرمای سوزان و کسلکننده که بیبرقی و بیآبی هم جان مردم را به لب رسانده، مملو از جمعیت هستند و مردم گشتوگذار در حوالی شهر را به ماندن در خانه ترجیح میدهند. انگارنهانگار که کرونای دلتا بر شهر سایه انداخته و مانند زالو از خوردن خونشان سیراب نمیشود! از سوی دیگر و با افزایش تعداد مبتلایان ویروس کووید۱۹ در استان اصفهان و تغییر وضعیت 8 شهرستان استان به وضعیت قرمز کرونایی، طبق تصویب ستاد مقابله با کرونای استان از روز ۱۷ تیر محدودیتهای پنجگانه به مدت دو هفته در استان اصفهان اعمال شد. بر اساس جدیدترین رنگبندی همهگیری بیماری کووید۱۹، شـهرستانهای اصفهان، کاشان، اردستان، خمینیشهر، شهرضا، لنجان، نائین و آرانوبیدگل در وضعیت قرمز (بسیار پرخطر) قرار دارند.اما مشاهدههای میدانی و حضور در نقاط مختلف شهر نشان میدهد که با شیوع پیک پنجم کرونا اصناف و خیلی از شهروندان زیر بار محدودیتها نرفتهاند و همچنان به روزمرگیهای خود مشغول هستند. اصناف میگویند از زمان شیوع کرونا تاکنون، ستاد کرونا چهار دوره آنها را وادار به توقف فعالیت کرده؛ درحالیکه هیچ حمایتی از سوی دولت از آنها نشده است. آنها این بار میگویند حاضر هستند جریمه را پرداخت کنند، اما زیر بار تعطیلی نروند. مردم نیز معتقد هستند که کسی به فکرشان نیست و کرونا به این زودیها بساطش را از شهر جمع نخواهد کرد، برای همین هم دیگر تابوتوان در خانه ماندن را ندارند.
ملغمهای از آدمها
شلـوغترین و آشفتهترین جای شــهــــر بـهویـژه در ساعتهای پایانی روز همینجاسـت: چهارباغ عباسی. ملغمهای از آدمها؛ دخترها و پسرها، پیرها و جوانها. بعدازظهر که میشود سایه خنک درختها و صدای جوی آبنما و البته رنگ و لعاب فستفودیها و اغذیهفروشیها جمعیت را روانه این پیادهراه میکند؛ آدمهایی که گریزان از گرمای میانه تیر و بیبرقی و بیآبی و خسته از قرنطینه هجده ماهه کرونایی به چهارباغ پناه آوردهاند. خیلیهایشان بهخصوص جوانترها ماسک به چهره ندارند و با خیال راحت زیر سایه درختها یله دادهاند به هم و پک میزنند به سیگار. بعضیها هم ماسکشان را دادهاند پایین و دارند بستنی یا ساندویچ میخورند. نیمکتهای چوبی چهارباغ پر است از آدمهای خسته یا آنهایی که اصلا اعتقادی به کرونا ندارند: «اگر قرار بود بگیریم، تا حالا گرفته بودیم.»، «بیخیال، این چه وضعی است؟ دیر یا زود میمیریم، حالا یا با کرونا یا بدون کرونا، حداقل دلمان خوش است به همین تفریحهای محدود.» آدمها توی چهارباغ میچرخند و کرونا هم به دنبال آنها و شاید هم برعکس. حضور ونکافهها هم مزید بر علت شده تا مردم تمایل بیشتری به حضور در چهارباغ داشته باشند؛ کافههایی که جان میدهند برای عکسگرفتن و ثبت خاطره البته با ژستهای مختلف. رفتوآمد اصفهانیها و حضور آنها در این پیادهراه، ممنوعیتی ندارد و سخنگوی ستاد کرونا قبل از این در گفتوگو با «اصفهانزیبا» بستهشدن این محور را منوط به حاد شدن وضعیت دانسته بود!
میدانی مملو از جمعیت
شبهای میدان نقشجهان هم کم از پیادهراه چهارباغ عباسی ندارد. خانوادهها خسته از روز به آغوش میدان پناه آوردهاند و دور هم حلقه زدهاند. چای میخوردند و با هم گپ میزنند. بچهها هم با یکدیگر کنار حوضهای آب، آببازی میکنند و صدای خندههایشان لابهلای پچپچ بزرگترها گم میشود. اسبهای چموش در این گرمای طاقتفرسا کالسکهها را به دنبال خود میکشند و دور میدان میدوند. بستنیفروشیها شلوغ است و مردم جلویش صف کشیدهاند. کمتر کسی ماسک به چهره دارد. رفتوآمد در حجرهها و بازارهای سرپوشیده مثل سابق است و اینجا هم انگار کسی پیک پنجم کرونا را جدی نگرفته و هرکس به فکر خویش است!
کرونا روی پُل!
حوالی زایندهرود و پُلهای تاریخی هم ویروس کرونا در حال گردش است و اصفهانیها بیتوجه به آن، در حال رفتوآمد هستند. انگار خبر شیوع کرونای دلتا را نشنیده باشند و آب در دلشان تکان نخورده باشد! بعدازظهرها سایه درختانِ چنار پاتوق دخترها و پسرهایی میشود که عصر کشدار تابستانی حوصله آنها را به تنگ آورده و توان در خانه ماندن را ندارند؛ دخترها و پسرهایی که سه چهار نفره روی چمنها مینشینند و معمولا قلیانی هم چاق میکنند و بیخیال از همهچیز و همهکس، حلقههای دودش را رها میکنند: «اگر با در خانه ماندن ما کرونا از بین میرفت، همان دو سال پیش این اتفاق افتاده بود»، «فکر کردید کرونا در کشور ما مهار میشود؟ یا به ما واکسن میزنند؟ تا ده سال دیگر هم که در خانه بمانیم و به قول خودشان پروتکلهای بهداشتی را رعایت کنیم، هیچ اتفاقی نمیافتد و کرونا از بین نمیرود.»، «چرا همیشه ما مقصریم، اگر راست میگویند یکبار هم خودشان یک کاری بکنند؛ مثلا واکسن بخرند! چقدر توی خانه بمانیم. پوسیدیم!» هستند بعضیها که به ناچار روی پُل در حال تردد هستند و ماسک به چهره دارند؛ همانها که از ابتدای شیوع کرونا تا به الان، همیشه نگران بودهاند: «فقط برای کارهای ضروری از خانه بیرون آمدهام؛ اما چه فایده، وقتی بقیه رعایت نمیکنند، کرونا هم از بین نمیرود که هیچ، وحشیتر نیز میشود.»
بیخیال کرونا در آغوش طبیعت
محمدرضا محمدی، رئیس پلیس راهور استان اصفهان، در گفتوگو با رسانهها گفته است که برای حفظ سلامت شهروندان تا اطلاع ثانوی توقف هرگونه وسیله نقلیه در حاشیه زایندهرود، ناژوان، پارک جنگلی صفه و سایر تفرجگاههای اصفهان ممنوع است و خودروهای متخلف مشمول جریمه خواهند شد، درحالیکه کافی است بعدازظهرها سری به این تفرجگاهها بزنید تا ببینید خیلی از اصفهانیها صابون جریمه نقدی را به خود مالیدهاند و به همراه خانواده یا دوست و آشنا راهی این مراکز شدهاند و کنار هم زیرانداز پهن کردهاند و مشغول خوشوبش هستند و قلیانی چاق کردهاند و در خنکای آن، بیخیال کرونا شدهاند و مشغول در کردن تابستان خود هستند. نمونهاش هم روز جمعه که خیابان منتهی به کوه صفه غلغله بود و ترافیک موج میزد و ظاهرا هم خبری از جریمه و برخورد با شهروندان متخلف نبود؛ هرچند برخی از شهروندان خودروهای خود را در فاصلههای دورتری از تفرجگاهها و مراکز تفریحی پارک میکنند و با پای پیاده راهی میشوند و ساعتهای طولانیمدتی را هم در آنجا میگذرانند: «بچههایمان حوصلهشان سر رفت. تمام پارسال را که در خانه ماندیم و جرئت نکردیم بیرون بیاییم، امسال اما دیگر توان در خانه ماندن را نداریم. یعنی بچهها نمیتوانند تابستان در خانه بمانند. عادت ندارند. این وضعیت هم که معلوم نیست تا کی ادامه پیدا کند. جوابشان را چه بدهیم؟ بگوییم کرونا کی تمام میشود؟ اصلا مگر خود ما میدانیم که تا کی مجبور به تحمل این شرایط طاقتفرسا هستیم. البته باز هم سعی میکنیم مسائل بهداشتی را رعایت کنیم و گوشهای از پارک بنشینیم که تجمع کمتری باشد. اجازه استفاده بچهها از اسباببازیهای موجود در پارک را هم نمیدهیم، بههرحال سعی میکنیم تا جایی که ممکن است مواظب خودمان و بچههایمان باشیم.»
یکی بخر، کرونا ببر!
برهکشان فستفودیها همین حالاست؛ زمانی که روزها بلند است و مردم از سر تفریح هم که شده، راهی فستفودیها و اغذیهفروشیها میشوند؛ مکانهایی که گفته میشود جزء خطرناکترین مکانها هستند و سرعت انتقال ویروس کرونا در آنها بسیار بالاست و مردم ناچارند زمان آشامیدن ماسکها را از روی چهره بردارند یا آن را پایین بدهند. هرچند بنا به دستور ستاد کرونا خیلی از فستفودیها به صورت بیرونبر فعالیت میکنند، اما تمایل مردم به خرید از آنها و همچنین چیدن صندلی جلوی در مغازهها بهویژه در چهارباغ باعث تجمع و شلوغی بیشازاندازه شده؛ ازدحامی که سرعت انتقال به ویروس کرونا را به شدت افزایش میدهد و مهار آن را به مراتب سختتر میکند. به گفته سخنگوی دانشگاه علوم پزشکی قرار است نظارتها افزایش یابد؛ نظارتهایی که یک سال و نیم است منتظر افزایش و جدیت بخشیدن به آنها هستیم! در رستورانها وضعیت تا حدودی بهتر است و به دلیل خلوت و بزرگ بودن فضای فیزیکی، امکان رعایت فاصله اجتماعی مهیاست و خبری از شلوغی که در فستفودیها مشاهده میشود، نیست.
کافهها و کرونا
کافهها خیلی شلوغ نیستند و وضعیتشان نسبت به خیلی از مکانهای دیگر قابلقبولتر است؛ بهویژه کافههایی که فضای باز دارند. تعداد آدمهایی که داخل کافهها میشوند، اندک است. میزها با فاصله از هم چیده شده است. خیلی از صاحبان کافه، مدام میزها را ضدعفونی میکنند و روی میز هم اسپری الکل گذاشتهاند. دستگاه کارتخوان هم روی پیشخوان است و کارتکشیدن به عهده خود مشتری است. همچنین برخی از صاحبان کافه سرو قهوه و… را در لیوانها و ماگهای شخصی افراد انجام میدهند؛ به هرحال خیلی از کافهها هم بر خلاف اعلام ستاد کرونا در شهر اصفهان که این روزها در وضعیت قرمز به سر میبرد، در حال فعالیت هستند و البته صاحبان آنها میگویند: «از شیوع کرونا تا به الان، کافهداران جزء اصنافی بودند که متحمل بیشترین زیان و ضرر شدهاند؛ چراکه در بازههای مختلف ناچار به تعطیلی کافههای خود شدهاند. از این وضعیت خسته شدهایم. تا کی باید چوب بی مدیریتی و ندانمکاری را بخوریم؟ چه کسی قرار است زندگی ما را بچرخاند و چکهایمان را پاس کند؟ آیا ستاد مقابله با کرونا که با شیوع هر موج، اصناف مختلف را تعطیل میکند، برای جبران ضرر و زیانی که به کاسبها و کسبوکارهای آنها وارد شده فکری هم کرده است؟ مسلما ما هم از کرونا میترسیم و تمایلی نداریم در چنین وضعیتی کار کنیم و مدام دلهره ابتلای خودمان یا مشتریهایمان به کرونا را داشته باشیم، اما آیا چاره دیگری داریم؟»
زیر پوست آرایشگاهها چه خبر است
آرایشگاههای زنانه و مردانه هم همچنان مشغول به کارهای روزمره هستند و تعداد مشتریهای آنها با زمان سابق که خبری از کرونا نبود، فرقی ندارد. اتفاقا چون محرم در پیش است آرایشگاههای زنانه شلوغتر هم هستند. این درحالی است که براساس اعلام ستاد ملی مقابله با کرونا آرایشگاههای زنانه و مردانه در گروه دوم مشاغل قرار میگیرند و در شهرهای قرمز فعلا باید دست از کار بکشند و از پذیرش مشتری خودداری کنند. این خبرها اما جایی نیست و این صنف هم مانند باقی اصناف، مشغول به کار است؛ آدمها مرتب به آرایشگاهها رفتوآمد دارند و حضور در برخی از این آرایشگاهها نشان میدهد که مشتریها و آرایشگرها اعتقادی به رعایت پروتکلهای بهداشتی ندارند و در حین کار از ماسک استفاده میکنند و به دلیل ماهیت اقداماتی که انجام میدهند، اصلا امکان رعایت فاصله اجتماعی را هم ندارند. سالن آرایشگاهها هم که کیپ تا کیپ آدم نشسته و جای نفس کشیدن وجود ندارد. استفاده از وسایل آرایشی و دستگاههای مختلف بدون اینکه ضدعفونی در کار باشد نیز امکان انتقال شیوع کرونا در این مراکز را افزایش میدهد. خیلی از آرایشگرها هم در زمان تعطیلی و از ترس جریمه، به صورت زیرزمینی و زیرپوستی کار میکنند؛ به این نحو که مشتریها را به خانه میکشند یا اینکه زمان حضور در آنها را به صورت تلفنی با آنها هماهنگ میکنند و پشت درهای بسته شروع به فعالیت میکنند. انگارنهانگار که کرونا از پشت درهای بسته هم میتواند به داخل نفوذ پیدا کند!
عروسی در تالارها
خبر الزام تعطیلی فعالیت تالارها در شرایط بحرانی و وضعیت قرمز شهر اصفهان و برخی از شهرستانهای استان انگار هنوز به تالارداران نرسیده و سوروسات عروسی در آنها همچنان برپاست؛ عروسیهایی با حضور تعداد زیادی آدم که بیتفاوت به موج پنجم کرونا جشن گرفتهاند و قرار است خاطرات خوشی را رقم بزنند و بهترینها را ثبت کنند. تالارداران هم از جمله اصنافی هستند که میگویند کرونا کسبوکارها آنها را حسابی کساد کرده و کارشان را از رونق انداخته؛ برای همین هم حالا خیلیهایشان بیتوجه به هشدارها و اخطارهای ستاد کرونا کارشان را ادامه میدهند و ترسی هم از جریمه یا پلمب تالار و سالن خود ندارند: «چه فرقی میکند؟ کرونا سالن را تعطیل کند یا ستاد مقابله با کرونا؟ مهم این است که کسی به فکر جبران خسارت ما نیست؟ اگر این وضعیت حالا حالا طول بکشد، تکلیف ما چیست؟ تا کی باید تالارها و باغهایمان تعطیل باشد؟ برویم کنج خانه بنشینیم، آیا ستاد مقابله با کرونا خرج و مخارج زندگیمان را تقبل میکند؟ تازه در تالارها خیلی از پروتکلهای بهداشتی رعایت میشود؛ برای مثال میزها با فاصله از هم چیده شدهاند. میز و صندلیها مدام ضدعفونی میشوند. روی میزها اسپری ضدعفونیکننده چیده شده است.» تماس با برخی از تالارداران هم نشان میدهد که حتی در صورت تعطیلی تالارها از سوی ستاد مقابله با کرونا آنها راههایی برای دور زدن یافتهاند؛ مثلا اینکه باغهای شخصی را که در خارج از شهر وجود دارد، برای برگزاری مراسم عروسی به عروس و دامادها پیشنهاد میدهند و از آنها میخواهند برای اینکه مشکلی برایشان پیش نیاید مراسم خود را آنجا برگزار کنند؛ جایی که نه خبری از اعمال محدودیتهای ستاد کرونا باشد و نه اعمال نظارت و… که البته ظاهرا بیشتر شبیه یک شوخی است.
مراکز درمانی و انتقال زنجیره کرونا
بیمارستانها و مراکز درمانی این روزها به محلی برای تجمع عموم مردم تبدیل شده؛ روزهایی که صدای آژیر بلند شده و تعداد مبتلایان به ویروس کرونا و فوتیهای ناشی از آن سر به فلک کشیده است. کـلینـیـکهـــای تـخصصی و اورژانسهای بیمارستان، ردیف به ردیف آدم نشسته و صندلیها کیپ تا کیپ پر است. خبری از شیر آب و مایع دستشویی یا اسپری ضدعفونیکننده در این مکانها نیست و جمعیت یله دادهاند به هم و به قول خودشان، چارهای ندارند و برای دوا و درمان به این مراکز مراجعه میکنند. این وضعیت در مراکز درمانی خصوصی و بهویژه مطبها بدتر است. اگرچه در ورودی بسیاری از مطبها کاغذی چسبانده و روی آن نوشته شده که لطفا ماسک بزنید یا از ورود افراد بدون ماسک جلوگیری میشود؛ اما خیلیها بدون توجه به این هشدار داخل مطب میشوند و البته کسی هم کاری به آنها ندارد! دستگاه کارتخوان هم در برخی از مطبها دیده نمیشود و در چنین شرایط بحرانی، منشیها بیماران را به ردوبدل کردن اسکناس وادار میکنند. ورود بیماران به داخل مطب نیز داستان دارد؛ چراکه در برخی از این مراکز منشی بیماران را به صورت گروهی به داخل اتاق پزشک میفرستد و در صورت اعتراض بیماران نیز از آنها میخواهد که ویزیتشان را پس بگیرند و به پزشک دیگری مراجعه کنند؛ البته هستند مراکز درمانی و مطبهایی که پروتکلهای بهداشتی را تا حدودی رعایت کردهاند؛ برای مثال، بیماران صرفا باید سر ساعت مقرر به مطب مراجعه کنند. همچنین بیماران به صورت تکنفره داخل مرکز پزشکی میشوند و بقیه باید بیرون منتظر بایستند. استفاده از وجه نقد نیز در این مراکز ممنوع است و بیماران موظف هستند هزینه ویزیت را با کارت پرداخت کنند. تجمع در این مراکز که اتفاقا از جمله مراکزی است که افراد در آنها به صورت مدام در حال رفتوآمد هستند، میتواند سرعت انتقال شیوع کرونا را بالا ببرد؛ بهویژه در مطب پزشکان عفونی و داخلی که معمولا بیماران مبتلا به کرونا یا آنهایی که علائم دارند به این پزشکان مراجعه میکنند.
آمادهباش باشگاههای ورزشی
ستاد مقابله با کرونا میگوید وضعیت بحرانی است و رنگ اصفهان دوباره در پیک پنجم کرونا به رنگ قرمز در آمده است؛ اما گوش خیلیها به این حرفها بدهکار نیست و هر کسی مشغول به کار خود است. اگرچه براساس مصوبه ستاد کرونا باشگاههای ورزشی هم باید در این شرایط فعالیت خود را متوقف کنند؛ اما گشتوگذاری در سطح شهر نشان میدهد که خیلی از این باشگاهها درحال فعالیت هستند و روزانه افراد زیادی به آنها رفتوآمد دارند؛ جایی که مسلما به صورت روتین و سانس به سانس ضدعفونی نمیشود و شلوغی آن میتواند به افزایش زنجیره انتقال کرونا منجر شود. در این میان هستند معدود استخرهایی که آنها هم به صورت زیرزمینی مشغول فعالیت هستند!
مراکز تجاری و کرونا و دیگر هیچ!
تابستان است و فصل حراجهای رنگارنگ و مختلف؛ حراجهایی که پای مردم را به پاساژها و مراکز تجاری باز میکند و باعث میشود تا بعدازظهرها این مراکز نیز مملو از جمعیت باشند؛ بهویژه پاساژهایی که کافیشاپ و… دارند. لباسفروشیها و روسریفروشیها نسبت به سایر مغازهها شلوغتر است و جمعیت بیشتری در آنها دیده میشود. برخی از فروشندهها ماسک به چهره ندارند و فضای تهویه هم در مغازهها وجود ندارد. خیلیها هم اصلا قصد خرید ندارند و صرفا برای تفریح و پر کردن اوقات فراغت پاساژگرد شدهاند: «توی این گرما و بیبرقی در خانه بمانیم که چه بشود؟ فکر کردهاید کسی به فکر ماست و برایمان واکسن میخرد؟ روزهای به این بلندی را چگونه سر کنیم؟» پاساژهای مرکز و بالای شهر، شلوغتر از مراکز تجاری پایین شهر است. آدم است که از نقاط مختلف شهر، سرریز میشود به این مراکز. سیتیسنتر هم برای خیلیها جذاب است و بهخصوص آخر هفته میشود پاتوق دخترها و پسرهایی که به پاساژگردی علاقه وافری دارند. البته وجود کافهها، فستفودیها و رستوران، این مرکز را برای خیلیها جذاب کرده؛ چراکه هم فال است و هم تماشا، هر چند به دلیل فضای فیزیکی گسترده، این مرکز چندان شلوغ نیست و فاصله فیزیکی در آن رعایت شده است. مغازهها هم خلوت است و به ندرت مغازهای را میتوان دید که شلوغ و پرازدحام باشد.
برهکشان بستنیفروشها
گرمای تابستان آدمها را سرریز کرده به بستنیفروشیها و آبمیوهفروشیها. تنگ هم داخل یا جلوی مغازه روی صندلیها نشستهاند و بیخیال کرونا بستنی میخورند؛ انگار کرونا ویروسی باشد ساختهوپرداخته ذهن آدمها و در دنیای واقعی وجود نداشته باشد. عصرها مغازههای بستنیفروشی شلوغتر از ساعتهای دیگر هستند و مردم خسته از کارهای روزمره به این مراکز پناه میبرند و چنددقیقهای را در کنار خانواده و دوستان خود سر میکنند. بستنیفروشها هم خوشحال هستند و امیدوار به اینکه بتوانند ضررهایی را که تا به الان دیدهاند، تا حدودی جبران کنند؛ هرچند آنها هم مثل خیلی از اصناف دیگر مصوبهها و دستور ستاد ملی مقابله با کرونا را جدی نگرفتهاند: «یا برای قطعی برق باید ضرر ببینیم یا به خاطر کرونا. این چه وضعیتی است که برایمان درست کردهاند؟»



