فیلمی که در آن نیاز به ستایش و الگوسازی در سن نوجوانی به چشم میخورد. سنی که عجیب است و حتی برخی از روانشناسان حالات سن نوجوانی را شبیه حالات یک بیمار شخصیت مرزی میدانند. در این گزارش سراغ چند نوجوان رفتهایم که با هنرمند خاصی الگوسازی کردهاند و به قول خودشان به وجود آنها در این دنیا مدیون هستند.
اول شوخی، بعد جدی
16 ساله است و در اینستاگرام فن پیج محمدرضا گلزار را دارد. میگوید اوایل کرونا حوصلهاش در خانه سر میرفته و تصمیم گرفته است که اینستاگرام نصب کند. در اکسپلور اینستاگرامش دائم عکسهای محمدرضا گلزار و امیرحسین آرمان برایش میرفته است. از آنجایی که بازیگر مورد علاقهاش گلزار بوده خودش دست به کار میشود و برای بازیگر محبوبش یک فن پیج درست میکند. «آن اوایل تقریبا روزی 10 پست میگذاشتم و اصلا فکر این را نمیکردم که خود آقای گلزار هم به این پیج سر بزند. از وقتی فهمیدم که خود ایشان هم پیج من را میبیند و لایک میکند و حتی دیگر فن پیجها هم از من حمایت میکنند، انگیزهام بیشتر شد.» از آن روز به بعد بوده که بهصورت جدیتر پیجش را مدیریت میکرده. مهرداد میگوید: «وقتی فن پیج میزنی و توسط کسی که برایش این پیج را زدهای لایک میشوی، تازه بیشتر از او خوشت میآید. اوایل برایت مهم نیست و فکر میکنی چیزی جدی نیست اما وقتی یک بار لایکت میکند آنقدر خوشحالی عمیقی را تجربه میکنی که دلت میخواهد بیشتر از او پست بگذاری.»
نیاز به دیده شدن چیزی است که در نوجوانان زیاد به چشم میآید. وقتی این نیاز نوجوان توسط اطرافیانش دیده و پاسخ داده شود، نوجوان ناخودآگاه به سمت آن فرد کشیده میشود. در روزگاری که خانوادهها به نوعی درگیر مسائل خود هستند، نوجوان نیاز طبیعی خودش را به سمت و سوی دیگری میکشاند. تلاش میکند دیده شود، تلاشش نتیجه میدهد و دیده میشود، بنابراین فردی که او را دیده، بتش میشود. نجات دهندهای که در بین تاریکی او را دیده و به او توجه کرده است.
مهربانی از او، طرفداری از من
فاطمه 12 ساله است. در تلگرام فن پیجی برای محمدرضا گلزار درست کرده است. وقتی از او میپرسم که چرا گلزار را دوست دارد، فقط یک جمله میگوید. بدون هیچ توضیحی: «چون مهربان و دلسوز است.» فاطمه زیاد حرف نمیزند. دوست ندارد چیزی بگوید. اما از حرفهایش متوجه میشوم که مهربانی و دلسوزی گلزار را در فیلمهایش را دیده و همین دیدههای ناشی از فیلمها را به دنیای واقعیت کشانده. او میگوید که همیشه دلش میخواسته هنرمند محبوبش را ببیند و به او هدیهای دهد. در آخر هم میگوید آنقدر دوست داشتنش زیاد است که گاهی به خاطرش گریه میکند.
فاطمه مهربانی و حمایت را در یک شخصیت سینمایی دیده. شخصیتی که در فیلمهایش حامی، دلسوز و مهربان است. او توانایی تفکیک واقعیت و خیال را ندارد. چیزی که در نوجوانی زیاد به چشم میآید و طبیعت سن نوجوانی است. پرداختن ذهنی به یک خصلت و آوردن ذهنیت به دنیای واقعیت. بدون غربال کردن اصالت آن موضوع.
از سختی به آسانی
علی 21 ساله است و چند وقتی است که به بازیگری رو آورده است. از کودکی عاشق بازیگری بوده و بعد از شنیدن یک گفتوگو از میلاد کیمرام تصمیم گرفته که بهصورت جدی وارد این حرفه شود. علی میگوید: «از یک جایی زندگی آدم تغییر پیدا میکند. چه با حرف چه با شخصيت دیگری. من هم از يک جايي زندگيام تغير كرد. از وقتی که اقاي كيمرام در یکی مصاحبههایش گفت كه من سخت ترين مشكلات و زندگي را داشتم ولي از خدا بخواه تا به تو بدهد. آقاي كيمرام اصلا گارسون يک رستوران بود و به اينجا رسيده است و در آن مصاحبه گفت هيچكس حق ندارد به شما بگوید نميتواني به هدفت برسي. حتي عزيزترين فرد زندگيات. من هم ديدم میتوانم که با این دید زندگيام را تغير بدهم و تغییر دادم.»
حرفهای انگیزهبخش میلاد کیمرام باعث شده است تا علی بفهمد توان انجام هرکاری را دارد و پا در حرفهای بگذارد که تا قبل از آن فکر میکرده که از پس آن برنمیآید. انگیزهبخشی فردی دلیل ارادت و علاقه در نوجوان شده است.
خودت باش!
سوگند عاشق مهران غفوریان است. فن پیجی برایش نساخته است اما زیاد دوستش دارد. تنها دلیلش این است که غفوریان «خودش است.» همین. بدون ادا و اطوار و بدون هیچ حاشیهای. چیزی که در سوگند مشهود است نیاز او به این است که دیگران خودشان باشند، بدون خورده شیشه و آزارهایی که از پس نقابهای شخصیتیشان هویدا است.
تا اینجای کار دلیل نوجوانان از طرفداریشان نسبت به هنرمند محبوبشان، چیزی عجیب و غیرعادی نبوده است. طلب وجودی و طبیعتشان را در کسی میبینند که در چشم است. دیده میشود و میتوانند انتخاب کنند که کدام بُعد شخصیتی او را گلچین کنند، برش دارند و بپرستند. نوجوان برای کسب استقلال شخصیتیاش نیاز دارد که الگوسازی را خارج از محیط خانواده انجام دهد. و چه کسانی در دسترستر و در چشمتر از سلبریتیهای سینما و اینستاگرام؟



