نیازهای زنان و کیفیت زندگی در شهر

الگوی زندگی و فعالیت زنان، ترکیب پیچیده‌ای از نیازها، نقش‌های خانوادگی و اجتماعی شامل مسئولیت‌های خانه داری، حفظ و پرورش کودکانو اشتغال بوده است که بر نیازهای آنها در زندگی شهری تاثیرگذار است. با توجه به نیازهای عملی و نقش‌های سه گانه، زنان علاوه بر مسئولیت‌های مراقبتی و پرورشی، قسمت عمده‌ای از کارهای خانگی را بر عهده دارند. این تعهدات و الزامات، موجب تحمیل فشار زیادی بر زنان می‌شود و کیفیت زندگی آنها را در شهرها تحت تأثیر قرار می‌دهد.

تاریخ انتشار: ۱۰:۰۸ - دوشنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۰
مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه

نیازهای عملی جنسیتی زنان در شهر، نیازهایی هستند که مرتبط با این مسئولیت‌ها و وظایف بوده است و باید به سرعت مرتفع شود. پاسخ به این نیازها می‌تواند کیفیت زندگی زنان را افزایش دهد. این نیازها مرتبط با شرایط فیزیکی و نیازهای بی واسطه و فوری شامل نیاز به دسترسی به غذا، خدمات بهداشتی، سرپناه، کار، آب، حمل و نقل و دستیابی به آنها در شهر است؛ بنابراین لازمه برنامه ریزی مطلوب شهری، اتخاذ سیاست‌هایی به منظور تأمین نیازهای عملی جنسیتی زنان در راستای نقش‌ها و وظایف خانگی، پرورش و مراقبت از کودکان و غیره است.
زنانی که درگیر نقش‌های مربوط به خانه داری هستند از نظر دسترسی به حمل و نقل، خدمات و تسهیلات شهریدچار محرومیت بوده‌اند و روابط نمادین آنها با خانه از آنچه مردان درگیر آن هستند؛ متفاوت است. بنابراین آشکار است نقش‌ها، نیازها، کنش‌های زنان و مردان در مکان‌ها و فضاهای شهری یکی نیست و به همین دلیل نمی‌توان به شیوه‌ای یکسان به نیازهای آنها در هنگام کار، رفت و آمد، حمل و نقل، ورزش، تفریح و استراحت پاسخ داد. بیشترین امکانات و خدمات شهری در دسترس زنان، امکانات و خدمات عمومی است که برای مردان در نظر گرفته شده است و این موضوع به طور تقریبی به همه مراکز و امکانات شهری تعمیم پیدا می‌کند. زنان در مقایسه با مردان به امکانات و خدمات مختلف شهری دسترسی محدودتری دارند در حالی که شاخص‌هایی که برای سنجش مؤلفه امکانات شهری در نظر گرفته شده‌اند در واقع امکانات اولیه‌ای است که بر اساس نسازهای عملی زنان باید در دسترس آنها باشد.
تأمین نیازهای عملی زنان در فضاهای شهری با بهره گیری از امکانات و خدمات شهری، متناسب با نیازهای مربوط به نقش‌های خانوادگی آنهاست. بخشی از مشکلات اصلی زنان به توزیع نامناسب مراکز ارائه خدمات در شهرها، بی توجهی به نیازهای عملی زنان در شهرها متناسب با نقش‌های اجتماعی و خانوادگی زنان مربوط می‌شود. نقش‌هایی که مربوط به پرورش و نگهداری آنها از کودکان بوده است و در تخصیص امکانات شهری به آنها بی توجهی شده است. بنابرای شهرسازی مردانه و فضاهای نامطلوب شهری سبب شده است که برخورداری زنان از امکانات فضاهای عمومی شهری کاهش یابد و درک و تجربه زنان از فضاهای شهری و نیز میزان، نحوه و چگونگی دسترسی آنها به فضاهای شهری را تحت تأثیر خود قرار دهد.
 با توجه به مردانه بودن طراحی‌ها و برنامه ریزی‌های شهری، ضعف دسترسی به امکانات، خدمات، بهداشت شهری متناسب با نیازها، ویژگی نقش‌های اجتماعی و خانوادگی، زنان و کیفیت زندگی آنها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. مناسب سازی فضاهای عمومی شهری از جهت کالبدی و ایجاد فضا برای حضور زنان با توجه به مطلوبیت دسترسی، آسایش و منظر، استفاده، فعالیت‌ها و همچنین اجتماعی بودن مهم است. زنان در انتخاب فضاهای استفاده شده به خصوص بر جنبه‌های امنیتی حضور در فضا تاکید می‌کنند. طراحی فضا به گونه‌ای که تأمین کننده دید کافی بوده و نیز حضور افراد را تشویق می‌کند، می‌تواند راهکاری مناسب در برنامه ریزی شهری محسوب شود.
با تلخیص از کتاب «زنان و کیفیت زندگی» به قلم فریبا سیدان