حاج اکبر علییار، سابقه همراهی با شهید چمران در اهواز و شرکت در جنگهای نامنظم را نیز در کارنامه خود دارد؛ اما در این گفتوگو همراه ما میشود تا به تشریح گوشهای از فعالیتهای ستاد شهدای اصفهان در سالهای جنگ تحمیلی بپردازد.
ستاد شهدا چه زمانی شکل گرفت؟
با شکلگیری بنیاد شهید برای رسیدگی به امور خانواده شهدا و جانبازان، ستاد شهدا نیز با هدف ایجاد نظم و برنامهریزی برای برگزاری مراسم تشییع شهدا راهاندازی شد تا یک مجموعه کلیه مسئولیتها دراینباره را بر عهده بگیرد و هرجومرجی در کار نباشد.
شما از آغاز راهاندازی این ستاد در این مجموعه بودید؟
من پیش از شروع جنگ تحمیلی نماینده دادگاه انقلاب بودم و با آغاز جنگ چندماهی را نیز در منطقه جنوب گذراندم؛ همان روزهایی که آبادان و خرمشهر سقوط کرده و اهواز تا معرض محاصره پیش رفته بود. همراه نیروهای جهاد و هلالاحمر به اهواز رفته بودیم و در ساختمانی که معروف به ستاد اهواز بود مستقرشده بودیم. هنوز پس از سالها برخورد خمپارهها به این ساختمان را که دیوارههای آن را به لرزه میانداخت، بهخوبی به خاطر دارم. ازآنجاییکه ما کارمند دولت بودیم، بعد از گذشت چند ماه باید به محل کارمان بازمیگشتیم.من با شکلگیری بنیاد شهید از دادگاه انقلاب به آنجا منتقل شدم و در ستاد شهدا مسئولیت گرفتم.
در این ستاد چه کارهایی صورت میگرفت؟
هر زمان که اطلاع مییافتیم قرار است شهدایی تشییع شوند، در این ستاد جلسهای با حضور نمایندگانی از ارگانهــای مــختـــلـــف هــمــچــون استانداری، بنیاد شهید، سپاه و دفتر نمایندگی ولیفقیه تشکیل میشد تا صورتجلسهای درباره نحوه برگزاری مراسم تنظیم شود. در این جلسه، سخنران و مداح مراسم و اطلاعیه مربوط به زمان برگزاری مراسم نوشته میشد تا در اختیار صداوسیما گذاشته شود. اطلاع دادن به خانواده شهدا، شناسایی شهدا، چاپ اعلامیه شهید و تحویل به خانواده آنها، آمادهکردن محل دفن، کفن و غسل شهدا از دیگر کارهایی بود که ستاد شهدا مسئولیت انجام آن را برعهده داشت. آنموقع شهدای شهرهای اصفهان، یزد و چهارمحالوبختیاری را به اصفهان میآوردند و از ستاد شهدا بــرای انــتــقــال به استانهای دیگر توزیع میشدند. کلیه هماهنگیهای صورتگرفته با بنیاد شهید و سپاه این مناطق را بچههای ما انجام میدادند.
از برگزاری مراسم تشییع 25 آبان بگویید که قرار بود تعداد 370 شهید در یک روز تشییع شوند؟
آمادهکردن مقدمات برگزاری مراسم تشییع شهدای عملیات محرم در روز 25 آبان که با حضور حماسی مردم یک روز ماندگار در تاریخ اصفهان شد، سختیهای زیادی داشت. تشییع این تعداد شهید تا آن روز نه در اصفهان که در هیچ جای کشور تاکنون انجام نشده بود؛ البته بعدها هم دیگر چنین تشییعی نداشتیم. اطلاع به خانوادههای شهدا سختترین قسمت کار ما بود؛ نه این تشییع که هر بار شهدایی برای ستاد فرستاده میشد و قرار بود کار اطلاع به خانوادهها را ما انجام دهیم. تعدادی از مددکارهایی که در این ستاد کار میکردند، این وظیفه را بر عهده داشتند.
برای خاکسپاری 370 شهید در یک روز با چه مشکلاتی روبهرو بودید؟
بدیهی است برای خاکسپاری تعداد فراوان شهدای عملیات محرم دوران دفاع مقدس در روز 25 آبان سال 61، فضای محدودی در گلستان شهدای اصفهان و زمانی اندک داشتیم. چند روز قبل از روز حماسه ایثار به ما در ستاد شهدا خبر دادند باید 370 شهید عملیات محرم را در اصفهان دفن کنیم و ماهم که مکان کافی نداشتیم، نشستی با نمایندگان نهادهای مختلف برگزار و موضوع را بررسی کردیم. قرار شد خانههای اطراف گلستان شهدای اصفهان را برای این منظور تخلیه کنیم. عصر روز 23 آبان 61 به همراه چند نفر از اعضای ستاد شهدا به منازل اطراف گلستان شهدا رفتیم و با اهالی درباره آن موضوع صحبت کردیم.
اهالی آن منازل مخالفتی با این تخلیه نداشتند؟
مخالفتی نداشتند. با موافقت و حتی اشتیاق وصفناپذیر مردم بهمنظور تخلیه و تخریب خانههایشان برای میزبانی از شهدای دفاع مقدس روبهرو شدیم. اهالی محل که خانههایشان را تقدیم شهدا کرده بودند هم، داوطلبانه به کمک ما آمدند تا کاشانه خود را برای میزبانی از شهدای گلگونکفن 25 آبان آماده کنند.
چه تعداد خانه تخلیه شد؟
در این اقدام تاریخی حدود 16 خانه را در کوچه لسانالارض تا پشت تکیه لسانالارض در گلستان شهدای کنونی و بخشی دیگر از این مکان را فقط در مدت یکشب تخلیه کردیم. برای اسکان آن 16 خانوار دو مجتمع مسکونی در خیابانهای مدرس و میدان آزادی کنونی اصفهان فراهم کردیم. شب بیستوسوم آبان سال 61 تا صبح بیستوچهارم منازل این خانوادهها را تخلیه، تخریب و زمین گلستان شهدا را برای خاکسپاری فاتحان عملیات محرم 61 آمادهسازی کردیم. تکیه لسانالارض در گلستان شهدای کنونی اصفهان آخرین بخشی بود که خانههای اهالی اصفهان در آنجا تخلیه، تخریب و برای قبور شهدا آمادهسازی شد.
آمادهکردن این تعداد قبر زمان زیادی نیاز دارد. چطور توانستید در این فرصت کم این کار را انجام دهید؟
چند روزی بود که شهدا به اصفهان فرستاده شده بودند. فراهمکردن مقدمات کار، زمان نیاز داشت و مردم در جریان این تشییع گسترده قرار گرفته بودند. واقعا مردم کمک زیادی کردند. به معنای کلمه پای کار آمده بودند. برای کندن قبر از مردم و سربازان ارتش کمک گرفتیم. در آن شب اصفهان تا صبح نخوابید. برای حمل شهدا از وانتهای شخصی شهروندان استفاده کردیم که درب ستاد در یک صف طولانی قطار شده بودند.
غسل و کفن شهدا؟
غسل و کفن شهدا را مددکاران ستاد بر عهده گرفتند؛ البته برخی از مردم هم به کمک ما آمدند تا بتوانیم پیکر شهدا را برای برگزاری مراسم تشییع آماده کنیم. با حوزه علمیه هم هماهنگیهایی صورت گرفت که برای هر پنج شهید یک روحانی نماز میت را به جا آورد.
بقیه شهرها از این تشییع خبر داشتند؟
نه، نمیدانستند که اصفهان قرار است این تعداد شهید را در یک روز تشییع کند. استاد پرورش که نایبرئیس مجلس بود، رئیس مجلس (آقای هاشمی) را روز 25 آبان در جریان گذاشت و او هم آن روز سخنرانی مفصلی در مجلس کرد که امروز اصفهان بینظیر است و تعداد 370 شهید در آن تشییع میشود.
امنیت این مراسم را چطور تأمین کردید؟
تأمین امنیت مراسم تشییع شهدا یکی از مهمترین کارهای ما در ستاد شهدا بود. با استانداری و نیروی انتظامی هماهنگیهای لازم را انجام میدادیم تا امنیت مراسم و برنامهها را برعهده بگیرند.
از حال و هوای آن روز بگویید.
در آن روزها حالوهوای غریبی در کوچهها و خیابانهای اصفهان حاکم بود؛ بهطوریکه در بیشتر کوچهها تفت شهدا علم شده بود و مقابل درِ تعداد فراوانی از خانههای اهالی، اعلامیه و تفت دو یا سه شهید و حتی بیشتر نصبشده بود. یک سر جمعیت در میدان امام(ره) و جلوی عالیقاپو بود و سر دیگر تکیه شهدا. این جمعیت بینظیر شهدا را تشییع میکردند؛ بااینحال باز میدیدیم که همه در صف ایستادهاند تا به جبهه بروند. بااینکه 370 شهید آمده بود، اما مردم میخواستند برای کمک به جبهه و برای جنگ نابرابر بروند. در روز حماسه ایثار، مردم اصفهان دوران سخت و جانسوز و درعینحال پرافتخار و ماندگاری را پشت سر گذاشتند.



