در این روایت، هم مصداقهای دستیافتن به کرامت بیان شده است و هم اثر رفتار مقابل آن: «اگر بخواهى بزرگوار شوى، ملایم باش و اگر بخواهى خوار شوى، درشتى کن. شریفطینت نرمدل است و بداصل سختدل. » همچنین، روایت علماندوزی را عامل کرامت دانسته است: «هرکه نداند، نفهمد و هرکه نفهمد، سالم نماند و آنکه سالم نماند، کریم نشود و هرکه کریم نباشد، خرد شود و آنکه خرد شود، سرزنش شود و هرکس چنین باشد، سزاوار است که پشیمان شود.»در «باب المکارم» نیز روایتی وجود دارد که مصداقهای کرامت را در بیان امام صادق(ع) بیان میکند: «مکارم ده چیز است، اگر میتوانى آنها را داشته باش؛ زیرا گاهى شخصى آنها را دارد و فرزندش ندارد و گاهى در فرزند هست و در پدرش نیست. گاهى در برده هست و در آزاد نیست. عرض شد: آنها چه هستند؟فرمود: نومیدى حقیقى [از آنچه در دست مردم است] و راستى زبان و ادای امانت و صلهرحم و پذیرایى از مهمان و غذادادن به نیازمند و جبران نیکىها و مراعات حق همسایه و مراعات حق رفیق و رأس همه مکارم، حیاست.» (الکافی، ۱۴۰۷ ق: ج ۲، ص ۵۶ و ۵۵) گفتنی است که از «دعای مکارم الاخلاق» امامسجاد (ع) مصداقهای فردی و اجتماعی گوناگونی از کرامتهای اخلاقی به دست میآید که هرکدام نیازمند یادداشتی جداگانه است.
اندر احوالات کریم و کرامت
«کریم» در لغت بهمعنای «شرافت و عزت» است و اسمی برای هر ستودنی و جامع انواع خیر و فضیلت (المصباح المنیر، ۱۴۱۴ ق: ج ۲، ص ۵۳۱). در جلد اول الکافی (۱۴۰۷ ق: ج ۱، ص ۲۷) روایتی وجود دارد که به موضوع کرامت در روابط بینانسانی میپردازد.
-
هاجر بنائی
پژوهشگر دین



