مبنای اسلام غیرسیاسی
منظور از دین، آن دسته از معارف است که از جانب ساحت قدس الهی برای بشر نازل شده است و به همین جهت، همواره نوعی ارتباط جدی با آخرت و ساحت قدس الهی دارد؛ ساحتی کامل که پررمزوراز بوده و از حیطه عقل بشری به خارج و جداست. در طرف دیگر، سیاست مجموعه افکار و تدابیر عقل بشری در رابطه با زندگی دنیایی و امور مرتبط با مراودات و مناسبات روزمره انسانها و جوامع است؛ دنیایی که مملو از حیلههاست؛ از این رو، نوعی جدایی و انقطاع نسبت به عالم قدس الهی دارد. به عبارت سادهتر، طبق نوعی تفکر نسبتا شایع، خداوندگار عالم و ساحت او که پاک و منزه از هرگونه آلایش و ظلم و بدی است، ارتباطی با دنیای مادی که صحنه زندگی روزمره انسانها و همراه با انواع ظلم و جهل و کاستی است، ندارد؛ از همین رو، دین که مجموعه معارف الهی برای سعادت اخروی است، ارتباطی به سیاست و تدبیر امور زندگی دنیایی ندارد. هرچند ستونها و پایههای این تفکر، گزارههایی صحیح است؛ یعنی ساحت ربوبی ساحت کمال و عدل و پاکی است و نیز زندگی دنیایی انسانها همواره قرین کاستیها و ظلمهاست، اما ساختمانی که روی این ستونها بنا میشود و نتیجهای که از این دو گزاره صحیح گرفته میشود، شدیدا ساختمانی متزلزل و بدساخت و نتیجهای فاسد است که این نشانگر فهم نادرست از دین و سیاست، یا دنیا و آخرت در ذهن معتقدان به این دیدگاه است. فاضل هندی با نگاهی جامع و عمیق به این مسئله، ضمن ارائه فهم صحیح از دین و قانون و عدالت و همچنین ارائه فهمی دقیق از انسان و سیاست، به حل این معضل و جاری ساختن دین در سیاست و ارتباط دادن دنیا و آخرت میپردازد. در پرتو این نوع نگاه است که حماسههای سیاسی ائمه معصومین(ع) ازجمله عاشورای حسینی معنادار است؛ همچنین سخن معروف پیامبراکرم(ص) که دنیا را مزرعه آخرت میداند، در بستر همین ارتباط تنگاتنگ مسائل سیاسی دنیا با دین و آخرت قابل فهم است.
نگاه فلسفی فاضل هندی
مهمترین مؤلفه دیدگاه فاضل هندی، فهم حکمی و فلسفی او از عالم هستی است. فاضل که خود درزمینه فلسفه و حکمت از پیروان حکیم بزرگ و ممتاز تاریخ، بوعلیسینا، است، نگاه حکمی ابنسینا به عالم هستی را به میدان میآورد. در این نگاه، خداوند حکیم است و عالم هستی نیز تبلور و مظهر حکمت اوست؛ انسان نیز موجودی است دارای قوه عقل که میتواند به قلههای حکمت دست یابد؛ از این رو، یک ارتباط جدی بین خدا و عالم هستی و انسان برقرار است و آن ارتباط جدی، حکمت است. اما حکمت چیست؟حکمت، یگانه امر وسیع و جامع عالم هستی و برترین علم در میان علوم است که در بخشهای مختلف ازجمله الهیات، تدبیر منزل و نیز سیاست مدن (حکومت) راه دارد. طبق نگاه حکمت به انسان، انسان موجودی است که در عین داشتن فطرت الهی، دارای طبع اجتماعی و نیازمند پیوند و تعامل و ارتباط با دیگران است و این جنبههای انسان درهمتنیده بوده و از یکدیگر تأثیر میپذیرند؛ ازاینرو، چون منشأ انسان واحد و یکتاست و آن یگانه خالق هستی است، پس منشأ جنبههای دنیایی و اخروی انسان هم یکتا و واحد است. سیاست جامعه انسانی از همان جایی نشئت میگیرد که امور تعبدی و شرعی انسان از آنجا صادر شده است. این یگانگی در منشأ و سرچشمه را میتوان به نحو تمام و کامل، در حکومت نبوی دید؛ جایی که سیاست و حکومت به دست همان شخصی است که پیامآور ساحت قدس و آورنده معارف الهی است؛ پس اعمال و رفتار انسانها در زندگی دنیا و تعاملهای مختلف با دیگر افراد و حکومتها، در یک ارتباط جدی و عمیق با معارف الهی دین و آخرت انسانها قرار دارد و هیچگونه جدایی و غریبگی میان این دو پدیده نمیتوان متصور شد.
حاکم جامعه از نظر فاضل
فاضل هندی که ارتباط میان دین و سیاست را یک ارتباط عمیق و ناگسستنی میداند، به ضرورت وجود قوانین حکیمانه برای حکومت و سیاست در جامعه انسانی اشاره میکند و حاکم جامعه را کسی میداند که با قدرت عقل و تدبیر و حکمت، بتواند در حداکثر امکان این قوانین را به اجرا بگذارد و این فرایند تلاش برای اجرای قوانین حکیمانه الهی، معنای عدالت در جامعه است؛ یعنی حکومت بر مردم، منحصر در شخصی است که به قوانین حکیمانه دینی و الهی به نحو عالی آگاه بوده و با داشتن قدرت و توان اجرایی و هدایت مردم، به اجرای این قوانین بپردازد؛ یعنی شخصی که دینشناس و عادل باشد؛ از همین جهت، حکام و سلاطین مختلف در دنیا که بر قوانین دینی آگاهی و تسلط ندارند و در امور حکومتی، خود را ملزم به اجرای حکیمانه این قوانین نمیدانند، این سلاطین غصبکنندگان حکومت هستند و به ناحق بر مردم حکمرانی میکنند.
اسلام غیرسیاسی حتی پیامبر(ص) را هم قبول نداشت!
در پایان باید خاطرنشان کرد که اندیشه سیاسی شیعه، تاریخی به قدمت تاریخ اسلام دارد و حکومت پیامبر اکرم(ص)، خود اولین نمونه از آن است؛ جالب آنکه تفکر غیرسیاسی در میان مسلمانان نیز به صدر اسلام و زمان حکومت پیامبر بازمیگردد! آنجا که عدهای از افراد مطرح در زمان پیامبر(ص)، ایشان را در امور عبادی مانند نماز و حج و… اطاعت میکردند و با مقدسشمردن صحبتهای پیامبر(ص)، بدون هیچ چونوچرا پذیرای نظرهای حضرت بودند؛ اما در امور سیاسی و ساحت تدبیر مسائل دنیوی مانند تقسیم غنائم و قراردادهای اجتماعی و حکومتی مختلف مانند قراردادهای صلح با دیگران، به ایشان معترض بودند و نظرهای ایشان را مردود میدانستند و تا حد امکان به مخالفت میپرداختند. ازجمله مهمترین مخالفتی که داشتند، مخالفت با جانشینی حضرت علی(ع) بود که چون سیاست را امری دنیایی و غیرمقدس میدانستند، جمع بزرگان مردم به مشورت نشستند و با نادیدهگرفتن حق پیامبر و خدا در تعیین حاکم جامعه، نظرهای خود را در انتخاب به اجرا گذاشتند و نطفه تفکر اسلام منهای سیاست را منعقد کردند. بزرگانی مانند علامه فاضل هندی و دیگر متفکران سیاسی شیعه، با مجاهدتهای علمی خود در راستای زدودن این انگاره غلط از فرهنگ اسلامی و احیای نهال پژمرده اسلام سیاسی گام برداشتند. بهراستی که درخت تلاشهای ایشان به نیکی به ثمر نشست؛رحمهاللهعلیهم.



