به گزارش اصفهان زیبا؛ هفدهم شهریورماه رئیسجمهور کشورمان در بازدید از فعالیتهای زیربنایی و زیرساختی قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا از جابهجایی پایتخت و انتقال آن به جنوب گفت؛ پیشنهادی که بارها طی دهههای اخیر توسط دولتهای مختلف مطرح شده و حالا مسعود پزشکیان بار دیگر این پیشنهاد را چنین مطرح کرد: «تهران بهعنوان پایتخت کشور با مشکلاتی دستبهگریبان است که هیچ راهحلی جز انتقال مرکزیت نیست. آوردن منابع از جنوب و محصولکردن آن در پایتخت، توان رقابتی مارا بهشدت پایین آورده است.»
تاریخچه طرح جابهجایی پایتخت
مسئله جابهجایی پایتخت در چهار دهه گذشته بارها موردتوجه بوده که اولین آن در سال 1360 در دستور کار قرار گرفت؛ اما جنگهای هشتساله ایران و عراق مانع رسیدن این طرح به نتیجه مطلوب شد. دومین بار این طرح در دولت سازندگی مطرح شد و در دولت دهم حتی شهر پرند واقع در 33 کیلومتری جنوب غرب تهران بهعنوان گزینه مطلوب انتخاب شد؛ اما باز هم به ردههای بررسی نرسید. در سال 1392 نیز به دنبال تصویب تمرکززدایی از تهران در مجلس، شورای نگهبان این طرح را تصویب کرد؛ اما باگذشت یکدهه همچنان معطل ماند؛ تا چند روز گذشته که با صحبت رئیسجمهور این طرح مجددا جان تازهای گرفت.
انتقال کل پایتخت یا تمرکززدایی؟
بسیاری از پژوهشگران این حوزه نظرات متعدد و گاه ضدونقیضی را در این باره مطرح کردهاند که آیا مقصود از انتقال پایتخت انتقال پایتخت سیاسی است یا تمرکززدایی خدمات، امکانات رفاهی و شغلی؟
طی پژوهشهای صورتگرفته انتقال پایتخت سیاسی غیرقابل اجراست؛ چراکه ساختار فعلی کشور بر پایه تمرکزگرایی و تصمیمگیری در مرکز است. از سوی دیگر، انتقال پایتخت برای کشورهایی با حکومت فدرال راهحل آسانتری است؛ چراکه هرکدام از ایالات تا حد زیادی از استقلال برخوردارند. دومین عاملی که پژوهشگران به آن اشاره میکنند، این است که تا امروز تنها تعدادی از کلانشهرها شرایط اولیه برای ایفای وظایف پایتختی را دارند که با انتقال پایتخت به آنها تا چندسال دیگر شاهد مشکلاتی نظیر مشکلات تهران یا حتی بحرانیتر از آن نیز خواهیم بود؛ اما در خصوص تمرکززدایی خدمات رفاهی و شغلی گفته میشود انتقال بخشی از عملکردهای حکومتی به هر یک از شهرهای ایران و «چندپایتختی» وجود دارد؛ زیرا با توجه به وسعت کشور و وجود کلانشهرهای متعدد که درحال حاضر نقش پایتختهای منطقهای را برعهده دارند، ایفای نقشهای حکومتی و دستگاهی برای آنها امکانپذیر است.
این امر بهخوبی برقراری تعادلهای منطقهای و اجرای سیاستهای تمرکززدایی را نیز فراهم میکند. البته نباید از نظر دور داشت که حجم عمده دستگاههای حکومتی کشور متعلق به دولت و قوه مجریه است و انتخاب نقطهای که بتواند پذیرای دستگاه دولتی باشد مشکل خواهد بود. با این حال در بررسی نظرات کارشناسان درخصوص الزامات کلی طرح، بهنظر میرسد تهیه و اجرای طرحهای انتقال صنایع که در گذشته بیشتر به دلیل رعایت منافع اقتصادی بنگاه و صرفههای اقتصادی ناشی از همجواری در اطراف تهران مستقر شده، در حفظ منافع ملی، ملاحظات آمایشی و برقراری توازن منطقهای تأثیرگذار نبوده است و مسائل حاد زیستمحیطی ایجاد کرده؛ بنابراین انتقال پایتخت اقتصادی در این صورت میتواند بخشی از مشکلات تهران را رفع کند. درعینحال، از آنجا که بسیاری از صنایع بزرگ و مادر در تهران متعلق به دستگاههای دولتی و نهاد بخش عمومی است، بسترهای قانونی و اجرایی لازم برای انتقال این گروه از صنایع بسیار مهیاست و در این حالت تهران باید اختلافات خود را با دیگر مناطق سامان دهد و با اعمال سیاستهای تشویقی «معافیتهای مالیاتی» مناطق بیشتری را برای اعمال هدف خود جذب کند.
کار بزرگ انسانهای بزرگ را میطلبد!
در پی صحبتهای رئیسجمهور درخصوص انتقال پایتخت از تهران به جنوب، ولیالله بیاتی، سخنگوی کمیسیون امور داخلی کشور و شوراها درباره موضوع انتقال پایتخت و چالشهای مرتبط با آن به تابناک گفت که انتقال پایتخت تحت نظارت کمیسیونی به ریاست رئیسجمهور قرار دارد؛ کمیسیونی که در دوره قبل تشکیل نشده و حالا قرار است پیگیریهای لازم در این خصوص توسط ابوالفضل ابوترابی با عنوان نماینده این کمیسیون در مجلس شورای اسلامی صورت گیرد؛ مسئولیتی که «اصفهان زیبا» را واداشت با این نماینده استان اصفهان در مجلس که از پیشگامان و طراحان موضوع انتقال پایتخت نیز است، صحبت کند.
ابوترابی در این گفتوگو با بیان اینکه کارهای بزرگ انسانهای بزرگ میطلبد، عنوان کرد: «ساماندهی تهران در 1394 بهصورت الزام قانونی درآمده و چهار بار با هدایت دولت وقت پیگیری شد؛ حتی از قرارگاه خاتمالانبیا برای خروج فضاهای اداری نامه گرفتیم.»
او ادامه داد: «انتقال پایتخت سیاسی و جابهجایی جغرافیایی بهدلیل محدودبودن تعداد ادارات بدون هیچ هزینه و بهراحتی امکانپذیر است؛ چـراکه بحث ما در جابهجایی، جابهجایی جغرافیایی است؛ بهگونهای که فضاهای اداری را به شهرهای دیگر منتقل کنیم. در مقابل اگر فضای داخلی تهران خالی شود، میتوان این فضا را صرف پروژههای دیگر کرد.»
بهترین جایگزین برای تهران کدام شهر است؟
ابوترابی در پاسخ به این پرسش که چه شهرهایی میتوانند جایگزین تهران با ظرفیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی شوند، گفت: «مثلثی که دکتر زهرا پیشگاهی، استاد جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران در چند سال گذشته مطرح کرد، ایدئالترین تقسیمبندی است که از سمنان آغاز و تا اطراف قزوین کشیده شده و به جنوب منتهی میشود. پیشگاهی در مقالهای تقسیمات کشوری را بهعنوان یکی از مهمترین ابزارهای سازماندهی فضا و بهرهبرداری بیشتر از استعدادهای مناطق میداند که دارای اهداف کلیدی همچون بقای امنیت ملی، تسهیل منطقهای متوازن، تأمین خدمات و امکانات برای مناطق نیازمند، اعمال حاکمیت مؤثر، همچنین اجرای بهتر و کارآمدتر برنامهریزیهای اقتصادی، اجتماعی، زیستمحیطی است؛ بنابراین میتوان گفت اعمال واقعبینانه تقسیمات کشوری براساس اصول علمی و نیازهای فضایی با دو هدف بهینهکردن مکانها و کارکردهای آنها نهایتا باعث بارورسازی ظرفیتهای درونمکانی و دستیابی به توسعه محلی، ملی و منطقهای خواهد شد.»
در ادامه، این نماینده نجفآباد در مجلس خاطرنشان کرد: «کشورهای بسیاری مشابه ایران طرح انتقال پایتخت را دنبال کردهاند که تا حدود زیادی موفق بودهاند؛ مانند ترکیه، کرهجنوبی و ژاپن که اکنون در دست بررسی است؛ حتی کشورهای ضعیفتر مانند پاکستان و اندونزی نیز دراینباره اقداماتی صورت دادهاند. اندونزی در سالهای اخیر پایتخت خود را از جاکارتا به نوسانتارا منتقل کرد و علت این انتقال سیل و طغیان بیشازحد و بالاآمدگی سطح دریا بود که امکان سکونت را در سالهای پیش رو غیرممکن میکرد. تاکنون حدود 80درصد این انتقال با موفقیت انجام شده؛ اما باز هم دولت اندونزی را با مشکلاتی ازجمله حمله سوداگران برای خرید زمینهای ارزان در نوسانتارا روبهرو کرده؛ بهگونهای که دولت برای احداث ادارات با مشکل مواجه شده است. همچنین اختلاف بومیان با مهمانان تازهوارد از پایتخت قدیـم، از تعـارضـات اصلی اندونزی بـهحساب میآید.»
علت اصلی مخالفت برخی با طرح جابهجایی پایتخت چیست؟
ابوترابی در پایان با اشاره به علت اصلی مخالفتهای صورتگرفته با طرح انتقال پایتخت به جنوب، گفت: «علت اصلی مخالفتها موضوع تعارض منافع است؛ جایی که مخالفان به بهانه نظرات کارشناسی در پی حفظ ارزش مستغلات خود هستند. شهر تهران مناسب برای سکونت پنج یا نهایتا هفتمیلیون نفر است. ما در شرایط کنونی با پدیده تهران بزرگ مواجه هستیم؛ تهرانی که اکنون چندبرابر ظرفیت را در خود جای داده و راهحل این مشکل جداکردن پایتخت سیاسی، نظامی و فرهنگی با عنوان پایتخت منظومهای است. در گونه پایتختهای منظومهای حتی اگر یک پایتخت دچار بحران شود، مابقی پایتختها در امان خواهند ماند.»



