به گزارش اصفهان زیبا؛ فاطمهزهرا(س) آخرین فرزند حضرت محمدمصطفی(ص) و خدیجهکبری(س)، پس از بعثت پیامبر و در بیستم جمادیالثانی به دنیا آمد. آن هنگام که پیامبر به معراج رفت، خرما و سیبی بهشتی به ایشان عطا شد. پیامبر آن را تناول کرد و آن میوههای بهشتی، سرچشمه آفرینش بانوی اسلام شد؛ ازاینرو پیامبر، آن بانو را حوراء انسیه نامید و فرمود: «هرگاه به بوی بهشت مشتاق میشوم، دخترم، فاطمه را میبویم.»
حضرتزهرا(س) بهعنوان نمادی از پاکی، تقوا، ایثار، ولایتمداری، عدالتخواهی، حقطلبی و … در تاریخ اسلام تجلی کرد و لذا تمام حوزههای مختلف شخصیت، زمانه و زیست این بانوی معظم قابلتأمل است؛ اما آنچه در این یادداشت موردواکاوی بیشتر قرار خواهد گرفت، موضوع نقشآفرینی ایشان در حفاظت از کیان خانواده و همراهی با امیرالمؤمنین(ع) است. زیست خانوادگی بانوی دو عالم، نمونهای از زندگی خانوادگی اسلامی، تربیت نسل آینده بر اساس ارزشهای دینی و اخلاقی و ارزشگذاری به ایفای نقشهای مختلف همچون همسری، مادری، دختری و … است.
فاطمه و پیوند نبوت و ولایت
با ازدواج، آفتاب خانواده طلوع میکند و زندگی خانوادگی با تحقق عقد و پیمان بین زن و مرد متولد میشود؛ ازاینرو اسلام، برای ازدواج جایگاه مهم و مبرزی قائل است. ازدواج علی(ع) و فاطمه(س) آیینه حقایقی بود که آموزههای دینی در آن تجلی یافت؛ پیوندی مبارک که حلقه اتصال نبوت و امامت شد و ولایت را امتداد بخشید.
ترنم فاطمی؛ غزلی برای علی (ع)
پس از ازدواج حضرتعلی(ع) و فاطمه(س)، پیامبر مکرم اسلام از دخترش پرسید: علی چگونه مردی است؟ او گفت: بهترین همسر است. فاطمه(س) آنقدر به همسرش عشق میورزید که در همان شب نخست زندگی مشترک با سرودن شعری به ستایش از امیرالمؤمنین پرداخت: افتخار و شکوهی والا از آن ما شد؛ و ما در میان فرزندان عدنان، سرافراز شدیم. تو، به بزرگی و برتری رسیدی و از همه آفریدگان، فراتر شدی؛ و جن و انس از شکوه تو بازماندند. منظورم علی است؛ بهترین کسی که گام بر خاک نهاد. بزرگوار و نیکوکار؛ منزلت اخلاقی و بزرگی، از آن اوست؛ تا آن هنگام که مرغان بر شاخساران به ترنم مشغولاند.
تکریم همسر
هرگز همسرش را عصبانی نکرد و هیچگاه امر او را بر زمین ننهاد؛ حتی پس از یورش ستمگران به خانه ولایت و بردن اجباری حضرتعلی برای بیعت، آنگاهکه فاطمه بهسوی مسجد آمد تا از ولایت دفاع کند، علی (ع) بهواسطه سلمان به زهرای بتول پیغام داد که به خانه برگردد. بلافاصله ایشان فرمود: «اینک برمیگردم و شکیبایی میورزم و گوش به فرمانش میدهم و از او پیروی میکنم.» حضرت فاطمه در حضور پدر بارها فرمود: «تا زندهام، مطیع علی خواهم بود.»
عاشقانهای آرام
صدیقهطاهره(س) بهگونهای با همسرش رفتار میکرد که هرگاه امیرالمؤمنین به او مینگریست، اندوهش برطرف میشد. وجودش در منزل، آنچنان عطر عشق و محبت را در فضا منتشر میکرد که اگر حضرت علی به خانه میآمد و ایشان حضور نداشت، غمی سنگین بر سینه امام سایه میافکند. وجود او در خانه نهتنها تنشزا نبود که مایه آرامش بود. در طول زندگی مشترک، هیچگاه از شوهر خود چیزی نخواست؛ چراکه میدانست همسرش کسی است که بهخوبی به وظایفش آشناست و آن مسئولیتها را کامل انجام میدهد. زهرای بتول در مسیر اطاعت از خدا، همیشه همدوش همسرش بود. در 9 سال زندگی مشترک با علیبنابیطالب، هرگز به همسرش دروغ نگفت. همیشه همسرش را بر خود و فرزندانش مقدم میداشت؛ در خوشیها و غمها و فرازوفرودهای زندگی، همپای همسر بود.هنگام گفتوگو با شوهر، اوج ادب را رعایت میکرد. آنقدر به شوی خود عشق میورزید که حتی به خاطر ناگواریهایی که پس از شهادتش بر همسرش وارد میشد نیز میگریست و همیشه در اندیشه وقایعی بود که قرار بود برای امیرالمؤمنین اتفاق بیفتد.
حضور مؤثر اجتماعی در عین حضور فیزیکی در خانه
فاطمه در ابتدای تشکیل خانواده، هنگام تقسیم وظایف زنانه و مردانه توسط پیامبر، حضور در خانه را با طیب خاطر پذیرفت و چنان از قبول مسئولیتهای داخل منزل خرسند شد که فرمود: «میزان شادمانی من را از این تقسیم کار، کسی جز خدا نمیداند؛ زیرا پیامبر در تقسیم کار، مرا از سروکار داشتن با مردان معاف کرد» و با بیان این عبارات، به فعالیت بانوان در خانه، آنگاهکه با رشد معنوی و علمی همراه باشد و زمینهساز حضور اندیشهها و نگرش زنان در جامعه شود، اصالت بخشید.
ابراز محبت کلامی
دختر گرامی رسولالله، خوبیهای همسرش را مکرر بر زبان میآورد؛ چنانچه بسیاری از ارزشهای رفتاری و گفتاری حضرت علی(ع) از طریق این بانوی گرامی روایت شده است. آنقدر به همسرش مهر میورزید که به «حانیه» مشهور شد. زهرایمرضیه آنچنان میزیست که همسرش همواره به او افتخار میکرد و میگفت: «جانم فدایت باد». «تو خداشناستر، نیکوکارتر، پارساتر، بزرگوارتر و خداترستر از آن هستی که به خاطر مخالفت با خودم ملامتت کنم.»
سوگواره عشق؛ آشیانهای که آتش گرفت
امیرالمؤمنین در مسجد نشسته بود که خبر شهادت همسر گرامی خود را دریافت کرد و از شدت ناراحتی بیهوش شد.امام علی (ع) در رثای دردانه خلقت چنین گفت: «ای پیامبر خدا! با رفتن دخترت، شکیباییام اندک شد و تواناییام از کف رفت. پس از این، همواره اندوهگین خواهم بود و شبها خواب به چشمانم نخواهد آمد… (ای فاطمه!) اگر نگران چیرگی ستمگران نبودم، برای همیشه کنار قبر تو منزل میکردم و برای این ناگواری، چون زن جوان از دست دادهای، اشک میریختم… مرا چه سود که در کنار گورها به مزار محبوبم سلام میکنم؛ اما او پاسخ مرا نمیدهد. محبوبه من! چرا جوابم را نمیدهی! مگر از دوستان دلزده شدهای؟… جان با آه و مویه محبوس است؛ کاش که با آه و مویه از پیکر خارج میشد؛ چراکه بعد از تو، زندگی سودی ندارد… .



