سودان در گذر تاریخ

زمین‌های حاصلخیز، باغ‌های پر میوه

تا اذان چیزی نمانده، خودم را به محله سودان می‌رسانم و از کنار سالن مطالعه محله به سمت مسجد رضوی می‌روم؛ مسجد بهترین مکان برای جست‌وجوی اهالی قدیمی محله است.

تاریخ انتشار: ۱۱:۲۳ - چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳
مدت زمان مطالعه: 5 دقیقه
زمین‌های حاصلخیز، باغ‌های پر میوه

به گزارش اصفهان زیبا؛ تا اذان چیزی نمانده، خودم را به محله سودان می‌رسانم و از کنار سالن مطالعه محله به سمت مسجد رضوی می‌روم؛ مسجد بهترین مکان برای جست‌وجوی اهالی قدیمی محله است.

داخل مسجد که می‌شوم از جوان‌ها سراغ قدیمی‌های محله را می‌گیرم. مدتی نمی‌گذرد که آقای صراف‌پور با نگاه مهربان و لبخندی بر لب به سمتم می‌آید، همان جا در حیاط مسجد روبه‌رویم می‌ایستد و از گذشته محله سودان می‌گوید: محله سودان یکی از قدیمی‌ترین محله‌های اصفهان است، عده‌ای معتقدند نام «سودان» برگرفته از آب فراوانی است که در گذشته در محله جریان داشته است وعده‌ای دیگر معتقدند اینجا محل زندگی سپاهیان سواره زمان شاه‌عباس صفوی بوده است و نام سودان هم از نام «سپاهیان» گرفته شده است.

سودان؛ زمین‌های حاصلخیز و باغ‌های پرمیوه

دستش را بالا می‌برد؛ با انگشت زمین‌های اطراف را نشانم می‌دهد و با صدای محزون از آن زمان‌ها می‌گوید که اینجا محله پر آبی بوده که از آب‌وهوای خوبی نیز برخوردار بوده است. این گستردگی زمین‌ها تا هفتون و پل تمدن و از آن طرف تا بیمارستان عسگریه بوده است که به اصلاح قدیمی‌ها آنجا را صحرای رودخانه سودان می‌گفتند و اینجا را سودان نامیدند.

از شغل اهالی محل که همگی کشاورز و دامپرور بودند تعریف می‌کند و اینکه اینجا محل جذب کار بوده است و ادامه می‌دهد: این‌قدر زمین کشاورزی و محصول داشت که از اطراف اصفهان مهاجر داشتیم. مردم از رهنان، دولت‌آباد، شمس‌آباد و… برای کار به اینجا می‌آمدند. سودان مرکز صیفی‌جات اصفهان بود و انواع باغ‌های گلابی، به، گیلاس و هندوانه در آنجا کاشته می‌شد.

آهی می‌کشد و سرش را به نشانه افسوس تکان می‌دهد و می‌رود به گذشته‌ها، او پیشرفت شهرها را در ایجاد خشکسالی و ازبین‌رفتن زمین‌های کشاورزی مؤثر می‌داند و معتقد است که ساخت غیراصولی بسیاری از خانه‌ها و خیابان‌ها و اشکالات عمرانی و فیزیکی موجود، برخی محلات شهر را درگیر مشکلات زیادی کرده است.

نبود مسائل عمرانی و تراکم جمعیت در محله سودان

آقای صراف‌پور توجه به مسائل عمرانی و فرهنگی را از اصلی‌ترین واجبات کار هر شهرداری می‌داند و معتقد است: اگر کار عمرانی خوب انجام شود، در کنار آن می‌توان کار فرهنگی انجام داد و حتی مسائل امنیتی را با کار عمرانی حل کرد.

او بعد به تراکم جمعیت و ارتباط آن با پیچیده‌شدن مسائل فرهنگی در محله‌ها اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: متأسفانه با گسترش مهاجرپذیری شهر اصفهان، اصالت محلات نیز دستخوش تحول شد. اگر دقت کنید اینجا غیر از اقوام ایرانی، اتباع زیادی دارد و متأسفانه فکری به حال این جمعیت زیاد اتباع و راه‌حلی برای آن‌ها نمی‌کنند.

سودان و قلعه بزرگی که دیگر نیست

از او دررابطه‌با گذشته‌ها و شکل‌وشمایل محله می‌پرسم. به سمت مسجد امام‌صادق (ع) اشاره می‌کند؛ جایی که به قول قدیمی‌های محله سودان قلعه بزرگی به نام «قلعه سودان» بوده و اکنون تخریب شده است. آقای صراف‌پور معتقد است زمانی که فرهنگ اصیل از بین می‌رود، در کنار آن خیلی چیزهای دیگر هم از بین می‌رود و این اتفاق نه فقط برای محله سودان بلکه برای بسیاری از محلات افتاده است و می‌رود به سال‌های قبل و دهه ۶۰؛ زمانی که به قول خودش نه سرقتی بود و نه معتاد در محل، تمام مردم بومی بودند و چون همگی قومی و خانوادگی بودند، نزاع در محله نبود. همه همدیگر را می‌شناختند و اگر غریبه‌ای به محله می‌آمد همه مراقب او بودند؛ اما در حال حاضر نه‌تنها اعتیاد از بین نرفته، بلکه بیشتر از قبل شده و همین امر ریشه تمام بیماری‌ها به‌ویژه سرقت و بسیاری کارهای خلاف است.

خیابان ابوریحان شرقی و جداشدن محلات

به خیابان ابوریحان شرقی اشاره می‌کند و در ادامه آن درباره محله می‌گوید: ساخت این خیابان باعث شد تا بسیاری از خانه‌های کوچک و حتی کوچه‌های تنگ و باریک از بین برود و همین کار موجب ازبین‌رفتن کارهای خلاف در این منطقه شد که البته امیدوارم این کار ادامه پیدا کند.

سودان و ۴۵ شهید دفاع مقدس

او به شهدای محله اشاره می‌کند که به گفته خودش حدود ۴۵ نفر هستند و ادامه می‌دهد: در کنار این شهدا چند شهید جاویدالاثر هم داریم؛ سردار رمضانعلی استکی، شهید ماشاالله ابراهیمی و شهید حسین عموآقایی، شهید امیرعلی نریمانی که جای آن‌ها در بین شهدای محل خالی است.

از مسجد بیرون می‌زنیم، همان‌طور که در حال صحبت است، از او درباره شغل اهالی محل می‌پرسم؛ اینکه در گذشته چه شغلی داشتند و در حال حاضر شغل بیشتر مردم محله سودان چیست، می‌گوید: در گذشته که شغل بیشتر مردم دامپروری و کشاورزی بوده است، حالا سپاهان مرغ اصفهان مربوط به بچه‌های محله سودان است و دامداری صنعتی، ریختگری و تراشکاری از دیگر مشاغل زیاد محله است. در کنار آن افراد تحصیل‌کرده زیادی داریم که در صنایع ذوب‌آهن و فولادمبارکه مشغول به کار هستند.

از خیابان پررفت‌وآمد محله عبور می‌کنیم و در کنار یک گوشت‌فروشی می‌ایستیم. آقای کاظمی‌فر قصاب قدیمی محله سودان که حدود ۶۰ سال است در محله زندگی می‌کند، از سال ۴۴ و بعد از فوت پدر همراه برادر خود ادامه‌دهنده راه پدر هستند و به قول قدیمی‌ها قصاب محله می‌شوند.

او درباره گذشته‌های محله سودان می‌گوید؛ از زمانی که پول‌ها برکت داشت و گوشت آن‌قدر ارزان بود که مردم برای خرید آن صف می‌کشیدند؛ از زمین‌هایی می‌گوید که با فروش گوشت خریده است و رونقی که در محله بوده است.

مادی شاه‌پسند و برکتی که در محله جریان داشت

او به زمین‌های اطراف اشاره می‌کند که حالا بسیاری از آن‌ها مسکونی شده و می‌گوید: اینجا یک مادی به نام «شاه‌پسند» بود که تا انتهای محله می‌آمد و منطقه بزرگی را پوشش می‌داد. به برکت همین آب، محله خوش‌آب‌وهوایی بود و زمین‌های کشاورزی پربرکتی داشت. او ادامه می‌دهد: حالا نگاه کنید تمام محله را اتباع گرفته‌اند. وقتی زمین‌ها خشک شد، محلی‌ها خانه‌های خود را فروختند و به محله‌های دیگر رفتند و به جای آن‌ها اتباع ساکن شدند.

آسیاب و یخچال محله سودان

مصطفی رحیم طرفی سالیان سال است که در محله سودان دروپنجره‌سازی می‌کند و از ساکنان قدیمی محل است که پدر و مادر و حتی اجدادشان در اینجا سکونت داشته‌اند و همچنان هم اصرار دارد که همین‌جا و در همین محل بماند.

شگفت‌زده‌ام می‌کند؛ با ذوقی شگفت‌انگیز به اطراف نگاه می‌کند و کلمه بهشت را تکرار می‌کند، می‌گوید: سودان بهشتی بود برای خودش، باغ‌های پر از میوه بسیاری داشت، بالاتر از اینجا یک آسیاب قرار داشت، جلوتر آن هم یک یخچال بزرگ‌تر تا محصولات کشاورزی را سالم نگه دارد. حالا را نگاه کنید افزایش جمعیت و برداشت بی‌رویه آب بلایی به سرمان آورد که دیگر قابل‌جبران نیست، اینجا دیگر بهشت نیست، همه‌جا خشک شده و دیگر از آن شوروشوق قدیم خبری نیست.

از او درباره گذشته‌های محله می‌پرسم، انگار منتظر سؤالم باشد با خنده تلخ می‌گوید: در گذشته همدلی در محله‌ها زیاد بود. آن زمان درِ تمام خانه‌ها باز بود و مردم محل عصرها در حیاط خانه‌ها جمع می‌شدند و در کنار هم چای می‌خوردند. تجملات جایی در بین اهالی نداشت و کاش دوباره می‌شد به گذشته برگشت… .

از مغازه بیرون می‌رود و به خیابان روبه‌رو اشاره می‌کند و می‌گوید: این خیابان از ۵۰ سال پیش تاکنون به این شکل باقی‌مانده است که همان خیابان را هم اهالی محل خودشان ساختند، آن زمان شهرداری نبود. یک کوی و برزن بود و شخصی به نام ممد کچل که یک چرخ داشت و یک ژیان که هیچ‌کس جرئت نداشت بدون اجازه او آجر روی آجر بگذارد. کوچه رسالت و عمان سامانی را خود مردم محله ساختند. همین‌جا در کنار مسجد رضوی زمین کشاورزی بود و هندوانه می‌کاشتند. وقتی داخل زمین راه می‌رفتیم هندوانه زیر پای ما می‌ترکید. بعد می‌گوید: کاش می‌شد زمان به عقب برمی‌گشت و چشمانش می‌درخشد.