بنای شاخص تخت فولاد

تکیه بابارکن الدین قدیمی ترین بنای تاریخ دار تخت فولاد است که به واسطه ارادت شیخ بهایی به بابارکن الدین بیضاوی، بیش از پیش در اصفهان قرب و منزلت یافته است تا آنجا که اصفهانی ها پل خواجو را به خاطر نزدیکی اش به مزار او، پل بابارکن الدین می نامیدند.

تاریخ انتشار: ۰۲:۳۵ - پنجشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۳
مدت زمان مطالعه: 5 دقیقه
بنای شاخص تخت فولاد

تکیه بابارکن الدین قدیمی ترین بنای تاریخ دار تخت فولاد است که به واسطه ارادت شیخ بهایی به بابارکن الدین بیضاوی، بیش از پیش در اصفهان قرب و منزلت یافته است تا آنجا که اصفهانی ها پل خواجو را به خاطر نزدیکی اش به مزار او، پل بابارکن الدین می نامیدند.

مسیر رسیدن

مقبره بابارکن‌الدین یکی از سهل‌الوصول‌ترین بناهای تخت فولاد است. وقتی از زیرگذر گلستان شهدا وارد خیابان آزادگان می‌شوید، گنبد پنج ترک آبی رنگ این بنا جلوه زیبایی دارد. به جز این، از خیابان‌های مصلی و آیت الله خوانساری هم می‌توانید به سمت بقعه بیایید که درست نبش کوچه معلم قرار دارد. در ر اگر با اتوبوس‌های بی‌آرتی از بزرگمهر بیایید یا از سمت دروازه شیراز، قبل از این بقعه ایستگاه دارند.

خیابان سعادت آباد (آزادگان)، نبش کوچه معلم

نکته کاربردی گردشگرانه

این تکیه به عنوان شاخص تاریخی تخت فولاد و عنصر هویت بخش آن در زمان صفوی شناخته می‌شود. همینطور ، قدیمی ترین بنای تاریخ دار تخت فولاد است. نکته جالب توجه این است که هنگام ورود به این بقعه، به خاطر پنج ضلعی بودن آن، جهت قبله گم می شود.

مرمرنشان

قبر بابارکن الدین در بقعه زیر گنبد در ایوان کوچکی که در سمت چپ به صورت مکعب مستطیل است قرار دارد، ایوان مقبره به وسیله نرده چوبی مشبک از ایوان های مشابه اش ممتاز شده است. تمام قبر از سنگ یکپارچه مرمر عالی است و بالای سر، یک قطعه سنگ مرمر سفید بسیار ممتاز است و بر روی سنگ به طرف خارج قبر خط ثلث آمیخته با رقاع بسیار عالی، کتیبه معرفی بابارکن الدین چنین آورده شده است: «الا ان اولیا الله لاخوف علیهم ولا هم یحزنون، هذا قبر حجة الاولیا والعارفین، قطب الاوتاد و الوالهین، برهان الاتقیا و الصالحین، قدوة العشاق و الذاکرین، کهف الموحدین والمحققین، السالک مسالک الائمة المعصومین، العارف بالحقایق الربانیه، الواقف بالدقایق الملکوتیة، الطائر بفضا اللاهوتیة، مهبط الانوار و مخزن الاسرار و نفحة العطار و مقام الشطار و محل الاستغفار، رکن الشریعة و الطریقة و الحقیقة و العرفان، بابارکن الدین مسعود ابن عبدالله البیضاوی، و قد توفی یوم الأحد السادس و العشرین من شهر ربیع الاول سنة تسع و ستین و سبعمائة»

بنای ایلخانی

اصل بنای بقعه و آرامگاه بابارکن الدین، مربوط به دوره حکومت ایلخانان مغول است. معماری بنای بقعه شامل فضای گنبد خانه با طرح پنج صفّه داخلی است که به وسیله آجر و گچ و سنگ و همچنین تزئینات کاشیکاری در خارج بنا ساخته شده است. مدفن متعلق به بابارکن الدین در صفه شرقی گنبد خانه واقع شده است.

به تماشای گنبدخانه

ساختار بیرونی بنا نیز، از جمله برج های آرامگاهی پنج ترک است با گنبدی دو پوش شامل پوشش زیرین به صورت گنبد دورچین آجری با ارتفاع تقریبی دوازده متر از کف گنبدخانه وپوشش خارجی به صورت گنبد رُک هرمی شکل دوازده ترک بر روی گریو (گریو یا گریوا به گردن گنبد گفته می شود) منشوری دوازده ترک با تزئینات کاشی فیروزه ای و نقوش سر ترنج لاجوردی و سفید و در پای ترک ها و نقش شمسه در بالای گنبد و با ارتفاع تقریبی هجده متر از تارک گنبد تا کف گنبدخانه است و در جبهه شمالی آن ایوان ورودی و اتاق های طرفین در دو طبقه موجودند.

قدیمی‌ترین چله‌خانه

فضای زیرزمینی محقری در سمت شرقی بقعه وجود دارد که ورودی آن در زیر آجر فرش بقعه مشخص است و از آن به عنوان چلّه خانه و محل ریاضت استفاده می شده است. با توجه به مقام عرفانی بابارکن الدین، شاید قدیمی ترین خانقاه از این نوع در قبرستان تخت فولاد، همین چله خانه باشد و احتمالا از زمان حیات بابارکن الدین مورد استفاده قرار می گرفته است. دو راه پله باریک نیز در طرفین درب ورودی و داخل گنبدخانه جهت دسترسی به اتاقهای بالا و بام تعبیه شده است.

قرابتی با مسجد جامع عباسی

بعضی از پژوهشگران طراحی و انتخاب جهت این بنا را با توجه به مواضع زمان می دانند به این معنی که با مشاهده سایه و روشنی روی ترک های گنبد همچون سنگ شاخص مسجد جامع عباسی می توان به وقت و ساعت در روز پی برد. از طرف دیگر استفاده از اعداد 5 و 12 در این بنا را نشانگر پایبندی و ارادت وی به پنج تن آل عبا و دوازده امام می دانند.

تماشای معمارانه بنا از ایلخانی تا صفوی

از نظر شیوه معماری، از طرفی بر اساس وضعیت ساختاری بنا، مثل فرم قوس ها و تزئینات و تاریخ اتمام بنا، مسلم است که این بنا در دوران صفوی به اتمام رسیده است و از طرف دیگر، این بنا از نظر فرم جزو برج های آرامگاهی محسوب می گردد که به خصوص در قرون هفتم و هشتم ساخت آنها مرسوم بوده است. همچنین فرم معماری بنا و زمان فوت بابا رکن الدین مبین این مطلب است و می توان آن را با بناهایی همچون بقعه بابا قاسم و بقعه شیخ عبدالصمد نطنزی مقایسه نمود. بنابراین می توان گفت که بنای بقعه بابارکن الدین در زمان انتخاب اصفهان به پایتختی صفویه و در زمان شاه عباس اول به صورتی بسیار ساده تر؛ یعنی فقط بقعه ای با گنبد رک و بدون تزئینات و جزئیات و اضافات وجود داشته و شاه عباس اول به دلیل ارادتی که به بابارکن الدین داشته، آن را کامل نموده است و یا اینکه بقعه به صورت نیمه ویرانه بوده است و در دوران صفوی آن را به صورت موجود بازسازی کامل کرده اند.

توصیفات دیگران

شاردن در سفرنامه خود به شهرت پل خواجو به پل بابارکن الدین اشاره کرده است. او پل بابا رکن الدین را با همین نام وصف کرده و در مورد آن می‌نویسد: «پل بابا رکن‏ الدین نزدیک همین محله شیخ یوسف بنّا جاى دارد. گرچه زیبایى آن کمتر از قشنگى پل سابق الذکر نیست، اما چون پهناى رودخانه در اینجا کمتر است، طول این پل کمتر از آن است. زیبایی هاى دو جبهه این پل برابر نیست، از آنکه یک جبهه آن رو به طرف حرمسراى یکى از کاخ هاى تفریحى شاه دارد و تنها از آن کاخ مى‏توان این جبهه را نظاره کرد، اما به جبهه دیگر چون نظرگاه عامه است نپرداخته‏اند و به سزا تزئین نکرده‏اند. این پل صد و شصت و شش پا درازا و بیست و چهار پا پهنا دارد…»