تسلیم، مرگ بی‌صدا؛ مقاومت، زندگی با فریاد

در سال ۱۳۹۷، حسن رحیم‌پور ازغدی در سخنرانی‌ با عنوان «عقل انقلاب و هوس ارتجاع» به بررسی تأثیر عملی مقاومت و جایگاه آن در گفتمان سیاسی‌اجتماعی پرداخت.
او در این سخنرانی سعی دارد تا برداشت صحیحی از مفهوم مقاومت ارائه دهد.

تاریخ انتشار: ۱۴:۴۱ - پنجشنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
تسلیم، مرگ بی‌صدا؛ مقاومت، زندگی با فریاد

به گزارش اصفهان زیبا؛ در سال ۱۳۹۷، حسن رحیم‌پور ازغدی در سخنرانی‌ با عنوان «عقل انقلاب و هوس ارتجاع» به بررسی تأثیر عملی مقاومت و جایگاه آن در گفتمان سیاسی‌اجتماعی پرداخت.

او در این سخنرانی سعی دارد تا برداشت صحیحی از مفهوم مقاومت ارائه دهد و با استناد به مواضع تاریخی، آن را نه صرفا یک انتخاب سیاسی، بلکه تنها راه شرافتمندانه‌ پیش‌روی ملت‌ها در برابر ظلم و تحقیر معرفی کند؛ نگاهی که در مذاکرات نیز باید موردتوجه قرار گیرد.

کلام مبتنی بر شواهد تاریخی و تجربه‌های عینی و ملموس ایشان، خواندنی است که خلاصه‌ای از آن را در ادامه می‌خوانید.

اگر مقاومت به مفهوم سرسختی از نوع خشک‌اندیشانه باشد، یکی از گفتمان‌های موجود می‌شود و اتفاقا اشکالات زیادی به این نوع روش [وجود دارد]؛ به این معنا که ما در برابر چه چیزی می‌خواهیم مقاومت کنیم؟ در برابر پیشرفت؟ در برابر پیشنهاد‌های خوب؟ مقاومت برای چه؟ خب ارتجاع هم نوعی مقاومت در برابر پیشرفت است.

مقاومت برای مقاومت، بدون هیچ قید و شرطی، یک ارزش اسلامی نیست. مقاومت در برابر توهین و تحقیر، مقاومت در برابر زور و بی‌عدالتی، مقاومت برای احقاق حقوق ملت‌ها، مقاومت به نفع مستضعف علیه مستکبر، مقاومت مظلوم در برابر ظالم…؛ مراد ما از مقاومت، خشک سری، لجبازی، ندیدن واقعیات و دشمن‌تراشی نیست.

ما می‌خواهیم واقعیات محض را ببینیم. هرگاه در برابر آمریکا و این سه‌چهار تا کشور غربی، فرانسه، انگلیس و آلمان که دستیاران آمریکا هستند، کوتاه آمدیم بیشتر ما را زدند. وقتی بیشتر مقاومت کردیم، محکم ایستادیم، ترسیدند و بیشتر به ما امتیاز دادند… .

مصر بعد از خیانت [انور] سادات، تسلیم مطلق این‌هاست. الآن وضع اقتصادی‌شان چگونه است؟ ۴۰ درصد زیر خط فقر هستند. میلیون‌ها نفر در خیابان و در قبرستان‌ها می‌خوابند و زندگی می‌کنند… .

فلسطین جلوی چشم ماست. فلسطین هفتادهشتاد سال مذاکره می‌کرد. آیا یک امتیاز کوچک تشریفاتی به فلسطینی‌ها دادند؟ اما از زمانی که انتفاضه شد و اسرائیلی‌ها در چندین جنگ مثل جنگ ۳۳روزه و جنگ 22روزه شکست خوردند، حاضر شدند اجمالا امتیازاتی بدهند. فهمیدند که شکست‌پذیر هستند و خطرناک است… .

همین عراق و افغانستان و کشورهایی که الان هنوز که هنوز است در آن‌ها جنگ و ناامنی است، چند میلیون تلفات و کشته دادند. یکی‌اش هم زیاد است؛ ولی مجموع شهدای ما نسبت به این‌ها یک‌دهم هم نیست.

ما ۲۰۰ هزار شهید دادیم؛ ولی اگر آن هشت سال نمی‌ایستادیم، اولا بخش مهمی از ایران [از دست] رفته بود، اگر همه‌اش نمی‌رفت، ثانیا بعدازآن جنگ، ده‌ها جنگ به ما تحمیل می‌شد؛ چون می‌گفتند آن‌ها ملت جنگ‌پذیری هستند. عادت دارند توسری بخورند.

اکنون‌که به اطراف کشور ما حمله می‌کنند، جرئت نمی‌کنند به ایران حمله کنند؛ به این دلیل که آن مقاومت هشت‌ساله را دیدند. می‌بینند اینجا قدرت هست… . عرض من این است که شما یک نمونه نشان بدهید که گفتند مقاومت نکنیم و بعد وضع دنیوی‌شان راحت‌تر شده است.

بهترین نمونه آن ژاپن است. دانشگاه توکیو جلسه‌ای بودیم. اتفاقا سالگرد بمباران هیروشیما بود. جلسه ما البته در حوزه فلسفه علم و فلسفه فیزیک بود و سیاسی نبود. گفتند یک دقیقه برای بمباران هیروشیما سکوت کنیم؛ کردیم. بعد از یک دقیقه سکوت، گفتم خب حالا یک دقیقه سکوت کردید… یک دقیقه هم به خاطر قربانیان بمباران اتمی صحبت کنید و بگویید این بمب اتم را چه کسی انداخت؟

رئیس دانشگاه توکیو و رئیس دانشکده‌ها نشسته بودند؛ اما سکوت کردند. یکی‌شان که مدیر جلسه و مجری بود، گفت: بله، خیلی حادثه تلخی بود؛ ولی خب حتما لازم بوده آمریکا این کار را بکند! …

من به او گفتم این حرف شما از بمب اتم هیروشیما خطرناک‌تر است. بعد که جلسه تمام شد، بیرون آمدیم.

یکی‌شان گفت: آقا ما همه‌مان فهمیدیم شما چه می‌گویید. ملت ما، ملت ایران نیست. ما می‌ترسیم. حکومت ما هم حکومت ایران نیست.

اینجا اگر با شما همنوایی و همدردی کنیم، چندماه دیگر به یک بهانه‌ای و گاهی هم سریع، شغلم، کارم، امنیتم و همه‌چیزم را از دست می‌دهم. این‌ها همین الآن هم از درون پادگان‌هایشان می‌آیند، دختر و پسرهای ما را درون پادگان می‌برند، تجاوز می‌کنند و ما نمی‌توانیم کاری کنیم‌… .

به این سؤال بیندیشیم که هزینه چالش و مقاومت بیشتر است یا هزینه تسلیم؟ اگر مقاومت کنیم، دنیایمان بهتر می‌شود یا اگر تسلیم شویم؟