روایت دکتر سیدعباس فروتن از بمباران شیمیایی بیمارستان صحرایی فاطمه‌زهرا(س) و جنایتی که قربانیان زیادی به جای گذاشت

دست‌های آلوده صدام!

دکتر سیدعباس فروتن دانشجوی رزمنده‌ای است که حضور در خط مقدم جبهه را مهم‌تر از کلاس درس می‌دانست.

تاریخ انتشار: ۱۲:۲۷ - شنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 5 دقیقه
دست‌های آلوده صدام!

به گزارش اصفهان زیبا؛ دکتر سیدعباس فروتن دانشجوی رزمنده‌ای است که حضور در خط مقدم جبهه را مهم‌تر از کلاس درس می‌دانست. او هم‌زمان با فعالیت در بخش‌های مختلف امداد و درمان جبهه به ثبت وقایع حوزه پزشکی جنگ هم پرداخته است. یادداشت‌ها و تصاویر ایشان از مستندات ارزشمند در حوزه پزشکی دفاع‌مقدس به شمار می‌آید. او از معدود افرادی است که از ابتدای حمله‌های شیمیایی دشمن به این حوزه ورود کرد و با مطالعات و فعالیت‌های گسترده علمی و عملی به بنیان‌گذاری امداد و درمان شیمیایی در جنگ تحمیلی کمک بسیار کرد و این امر به نجات جان صدها و شاید هزاران نفر از رزمندگان دفاع مقدس که در حمله‌های شیمیایی صدامی‌ها مجروح شده بودند، منجر شد. آنچه در ادامه می‌خوانید، روایت او از بمباران شیمیایی بیمارستان صحرایی فاطمه زهرا(س) یکی از بیمارستان‌های مؤثر در دفاع مقدس و محل خدمات گسترده گروه پزشکی به رزمندگان در 1364 است.

بیمارستان صحرایی فاطمه‌زهرا(س) در چوئبده در نزدیکی رودخانه بهمن‌شیر ساخته شده بود که نقشی حیاتی در درمان مجروحان عادی و شیمیایی عملیات فاو داشت. بیمارستان‌های صحرایی متعددی در زمان جنگ ساخته شد؛ ولی در این میان، بیمارستان صحرایی فاطمه‌زهرا(س) از جهت تعدد بمباران‌های عادی و شیمیایی از موارد بی‌نظیر بود.

ساختمان و امکانات بیمارستان

شروع ساختمان بیمارستان از 18 فروردین 1364 از نظر زیرسازی بود؛ ولی بیمارستان اصلی در حدود سه ماه قبل از عملیات ساخته شد و در شروع عملیات نیز نواقصی داشت که اصلاح شد؛ خصوصا اورژانس شیمیایی آن خیلی سریع و در اواخر کار ساخته شد.

این بیمارستان دارای هشت اتاق عمل، 30 تخت اورژانس و 20 تخت ریکاوری بود. اورژانس شیمیایی اصلی و مرکزی در این عملیات که جنب بیمارستان صحرایی بود، با ظرفیت 18 تخت اورژانس و 22 دوش رفع آلودگی و یک آی‌سی‌یو جهت شست‌وشو و مراقبت از مصدومان بدحال، در آخرین هفته‌های تکمیل بیمارستان، ساخته و راه‌اندازی شد.

انتقال بیماران از اسکله اروندکنار به بیمارستان صحرایی که مسیر حدود 30-25 کیلومتر بود، عملا نیم‌ساعت تا 45 دقیقه طول می‌کشید. فاصله بیمارستان تا اهواز 165 کیلومتر بود و بیش از دو ساعت طول می‌کشید تا مجروح به بیمارستانی در اهواز برسد؛ زیرا آمبولانس باید از بیمارستان صحرایی از طریق پل شناور بهمن‌شیر در چوئبده به سمت جاده قفاص‌آبادان رفته و سپس از آبادان به اهواز می‌رفت.

باتوجه به این مسیر طولانی هر آمبولانس حداکثر دومرتبه در روز می‌توانست مجروح ببرد. به این دلیل نقش انتقال هوایی بسیار مهم بود؛ خصوصا در زمانی که به علت بمباران‌ مکرر پل‌های شناور بهمن‌شیر، مشکل انتقال مجروح خیلی دشوار می‌شد.

شش فروند بالگرد شنوک و تعداد زیادتری بالگرد 214، به‌ویژه در روزهای اول عملیات نقش مهمی در انتقال مستقیم مجروح از بیمارستان صحرایی به بیمارستان شهید بقایی اهواز داشتند. در 10 روز نخست عملیات فاو حدود هشت‌هزارو500 مجروح به اورژانس بیمارستان منتقل شدند و از این میان حدود 500 نفر عمل جراحی شدند که احتمالا یک‌سوم آن‌ها تا اهواز زنده نمی‌ماندند.

بررسی بمباران‌های بیمارستان صحرایی فاطمه‌زهرا(س)

بیمارستان صحرایی فاطمه‌زهرا(س) در دوران جنگ تحمیلی چهاربار هدف حمله قرار گرفت.

اولین بمباران 1364/26/11

در اورژانس شیمیایی بیمارستان سرگرم بحث درباره حمله‌های چند روز گذشته بودم. اورژانس خلوت و آرام بود که ناگهان ضدهوایی‌ها به کار افتادند. وقتی از اورژانس خارج شدم، دیدم پنج‌شش نقطه از اطراف بیمارستان، در طول یک خط مستقیم درحال دود کردن است و دود خاکستری مایل به آبی از آن نقاط متصاعد می‌شود. به فاصله کمتر از یک دقیقه هواپیماها مجدد ظاهر شدند و اقدام به بمباران شیمیایی کردند؛ به‌طوری‌که یکی از بمب‌ها در مجاور خاک‌ریز بیمارستان افتاد. جهت جریان باد، گازهای آن را به سمت هدف، یعنی بیمارستان صحرایی برد. از بلندگوی بیمارستان اعلام خطر حمله شیمیایی شد و همه ماسک زدند. به‌رغم حرکت ابرشیمیایی به‌سمت بیمارستان، به دلیل باد ملایمی که می‌وزید، خوشبختانه کسی آسیب ندید.

دومین بمباران 1364/11/28

این حمله به‌صورت بمباران جنگی و شیمیایی در اطراف بیمارستان، صورت گرفت و هیچ‌گونه تلفات جانی نداشت. جریان هوا بسیار کند بود و ابر شیمیایی به مدت پنج دقیقه در کنار بیمارستان مشاهده و به‌تدریج پخش و دور شد.

سومین بمباران 1364/11/30

حدود ساعت سه بعدازظهر بیمارستان به‌وسیله دو فروند هواپیما به‌شدت بمباران شد. تعدادی بمب در اطراف بیمارستان و پنج بمب به سایت بیمارستان اصابت کرد. در آن زمان حدود 100 نفر پرسنل و مجروح در اورژانس بیمارستان بودند، تعداد زیادی از استادان بیهوشی و جراحی و دستیاران دانشگاهی نیز مشغول کار بودند؛ ولی خوشبختانه هیچ‌کس آسیب ندید و فعالیت پزشکی متوقف نشد. سقف بیمارستان در سطح 3 در 4 متر شدیدا تخریب و چاله‌ای به عمق یک‌ونیم متر تا سقف زیرزمین بیمارستان ایجاد شد.

صفحات بتونی مه سقف را در برابر انفجار پوشش می‌داد، تعدادی کاملا منهدم و برخی به فاصله دو متری پرت شده بودند. در داخل بیمارستان در سقف آزمایشگاه و بانک خون، ضلع فوقانی یکی از پانل‌های پیش‌ساخته، در زیر نقطه انفجار حدود 55 سانتی‌متر به سمت پایین جابه‌جا شد و دو پانل مجاور آن یکی 32 سانتی‌متر و دیگری پنج سانتی‌متر انحنا پیدا کرد. رعایت اصول مهندسی از یک فاجعه حتمی جلوگیری کرد؛ زیرا وجود صفحه‌های بتونی سقف بیمارستان، باعث انفجار سریع بمب و جلوگیری از نفوذ عمیق آن شد؛ همچنین نیروی انفجار توسط این صفحه‌ها پخش شد.

وجود ضخامت بیش از یک مترونیم ماسه‌بادی در زیر صفحه‌های بتونی، باعث انتقال نیروی عظیم انفجار در جهات موازی با سطح شده و از شدت نیرو در جهت عمود بر سطح پانل‌های پیش‌ساخته تا اندازه زیادی کاسته شد. به‌منظور استحکام بیشتر، در ساخت بیمارستان‌های صحرایی بعدی، از پانل با سقف‌های بتونی قوسی استفاده شد؛ به‌طوری‌که حتی در بمباران‌های شدید جراحان قادر بودند با آسودگی خاطر به انجام اعمال جراحی ادامه دهند؛ همچنین با توجه به حمله‌های شیمیایی دشمن، در بیمارستان‌های بعدی مانند امام‌حسین(ع) در حسینیه، از سیستم تصفیه هوا از طریق فیلترهای زغال فعال استفاده شد تا امکان کار در شرایط جنگ شیمایی نیز مهیا باشد.

چهارمین بمباران 1364/12/8

سرانجام بیمارستان صحرایی فاطمه‌زهرا(س) بر اثر یک بمباران ناجوانمردانه شیمیایی برای مدت طولانی از فعالیت بازایستاد. در حدود ساعت 9 و 30 دقیقه صبح روز پنجشنبه، هشتم اسفند، بیش از 10 فروند هواپیمای عراقی بیمارستان را بمباران کردند. این حمله که بیش از ربع ساعت ادامه داشت، با بمباران تخریبی آغاز شد و با بمباران شیمیایی خاتمه یافت. دو بمب شیمیایی در نزدیکی بیمارستان منفجر شد. عامل اصلی آلودگی، یکی از بمب‌ها بود که در فاصله کمتر از 15متری ورودی اورژانس بیمارستان اصابت کرده بود. بمب شیمیایی دیگر در فاصله حدود 50 متری ورودی اورژانس منفجر شد.

متأسفانه به دلیل شرایط بحرانی موجود، تعدادی از مجروحان شیمیایی که بر اثر اصابت ترکش نیاز به لاپاراتومی داشتند، پیش از رفع آلودگی در اورژانس شیمیایی، در اتاق عمل بیمارستان جراحی شدند؛ بنابراین علاوه بر آلودگی ناشی از حرکت ابر شیمیایی به داخل اورژانس، انجام عمل جراحی مصدومان نیز بسیاری از کارکنان اتاق عمل را آلوده کرد. اگرچه به دلیل دوره کمون خردل اکثرا در آن ساعت احساس ناراحتی نکردند، ولی بیشتر آن‌ها تا بعدازظهر دچار علائم بالینی شدند. به علت ناآشنایی برخی از پزشکان با گاز خردل و دوره کمون آن که می‌تواند کاملا بدون علامت باشد، آن‌ها اصرار بر باقی‌ماندن پرسنل در محیط آلوده داشتند تا بیمارستان تعطیل نشود. این اشتباه باعث شد تا غروب آن روز به علت ناراحتی شدید چشمی، کلیه پرسنل مجبور به ترک بیمارستان شوند. به‌رغم اینکه تلاش زیادی با محلول‌های خنثی‌کننده برای تمیزکردن بیمارستان صورت گرفت، ولی عملا مشکلی را حل نکرد و آلودگی پایدار خردل هفته‌ها بیمارستان را غیرقابل استفاده کرد؛ البته اورژانس شیمیایی مجاور بیمارستان که خوشبختانه آلوده نشده بود، همچنان به کار خود ادامه داد.

معرفی سه مصدوم وخیم حادثه بمباران بیمارستان صحرایی فاطمه‌زهرا(س)

در حادثه حمله به بیمارستان صحرایی، تعدادی از کادر پزشکی، پیراپزشکی و رانندگان آمبولانس مصدوم شدند که ذیلا به سه مورد شدید آن‌ها اشاره خواهیم کرد. این سه مصدوم در بیمارستان شهید بقایی اهواز بستری شدند.

1.محمدباقر مرشدی؛ بهیار 27ساله.
2.شهید اسدالله حبیبی؛ 23ساله، نیروی داوطلب از خمینی‌شهر اصفهان، راننده آمبولانس که در تاریخ 8/12/1364 در زمان حادثه در فاصله پنج‌متری محل انفجار بوده و لذا علاوه بر مسمومیت شیمیایی بر اثر اصابت ترکش نیز مجروح می‌شود.
3.شهید مهدی حبیبی، 21ساله، نیروی داوطلب از خمینی‌شهر اصفهان، راننده آمبولانس که در تاریخ 8/12/1364 در بیمارستان صحرایی فاطمه‌زهرا(س) با گازهای شیمیایی مصدوم می‌شود و علاوه برآن مورد اصابت ترکش بمب شیمیایی نیز قرار می‌گیرد.