به گزارش اصفهان زیبا؛ شعرگفتن مایه آرامش انسان است. اگر انسانها با شعر آشنا و آمیخته شوند، گاهی شعر آنها حماسه شده و غزلخوانی آنها مانند اشعار فردوسی برای جامعه حیاتبخش میشود. شعرهای یک شاعر اگر در رگ و پوست جامعه رخنه کند، جامعه را بیدار میکند.سید علی واعظیآفارانی متولد 1345 شاعر محله آفاران و از اهالی قدیمی این محله بوده و قریب به 35 سال است که به شعرگفتن میپردازد و از معلمان بازنشسته آموزشوپرورش است.
قدمت نیاکان و اجدادم در محله آفاران
او درباره قدمت نیاکان و اجدادش در محله آفاران به «هممحله» میگوید: «اجداد و نیاکان پدری بنده همگی متعلق به این محله بودند. درحقیقت از 400 سال قبل اجداد بنده برای رفتن به مشهدمقدس به اصفهان آمدند و در این محله ساکن شدند. جد پدری من آیتالله خاتونآبادی صاحب کتاب “جنات الخلود” هستند؛ معتبرترین کتابی که آیتالله مطهری به این کتاب استناد کردند. جد مادری بنده شیخ حسنعلی اصفهانی معروف به شیخ نخودکی، دایی پدربزرگم بوده و قریب به شش سال پدربزرگم خدمت شیخ حسنعلی نخودکی بودند و بنده هم خدمت پسرشان رسیده بودم و کرامتهای عجیبی داشتند.»
شاعر محله آفاران تصریح میکند: «در رشته امور اداری تحصیل کردم. فعال بودم و در 14سالگی به جبهه اعزام شدم و فرماندهی عملیات پدافند قرارگاه کربلا را برعهده داشتم. فرمانده گروهان زرهی تانک و همرزم شهیدان بزرگوار مثل خرازی و تورجیزاده و بیسیمچی این دو شهید بزرگوار در جبهههای جنگ بودم و بنده را بهعنوان سردار واعظی هم میشناختند. بعدازآن به آموزشوپرورش رفتم و در حرفه معلمی مشغول به خدمت شده و پس از تمامشدن دوره خدمت بازنشسته فرهنگی شدم.»
سید علی در زمان ریاستجمهوری آقای هاشمی بهعنوان کارمند برگزیده در مقالات معرفیشده و مدتی میهمان حافظ اسد بوده و در محافل علمی و ادبی سوریه هم شرکت کرده است؛ زمان ریاستجمهوری آقای خاتمی هم نفر برگزیده آثار ادبی در یونسکو شده و جوایز و قاب تقدیر ریاستجمهوری را دریافت کرده است؛ او در مسابقات ادب و هنر نیروی انتظامی کشور نیز جزو سه نفر برتر انتخابشده است.
واعظی درباره ذوق و علاقهاش به شعرگفتن و ورودش به این حیطه میگوید: «از همان دوره نوجوانی و 14سالگی که در جبهههای جنگ بودم، شروع به شعرگفتن کردم؛ تاکنون هم به این حیطه پرداختهام و مشغول سرودن شعر هستم. تاکنون قریب به هزارو 400 بیت شعر در قالبهای قصیده و غزل سرودهام و تعدادی شعر هم در قالب مثنوی. ذوق و علاقه به شعرگفتن را از همان دوران کودکی داشتم و پدرم هم مشوق من در این مسیر بودند؛ به دلیل اینکه پدرم مفسر قرآن، دانشمند و اهل شعر و ادبیات بودند و شعرهای حافظ و سعدی را از حفظ میخواندند.»
زمزمهکردن اولینشعر در دوران نوجوانی
علاقه زیاد پدرش به شعر و شاعران بزرگ باعث شد برای ورود به این حیطه بسیار تشویق شود. او درواقع شاعرشدن خودش را بیشتر مدیون پدرش میداند. بیشتر در قالبهای غزل، قصیده، قرآن، احکام دین و دفاعمقدس شعر گفته و اولین شعری که بر زبان آورده در دوران نوجوانی و با این مضمون بوده است:
اردیبهشتما، اردی جهنم است
او میگوید: «این شعر خطاب به گرمای زیاد هوا، جنگ و موشکباران در آن زمان بود و به دلیل اینکه موی سر پدرم بسیار کم بود، بنده هم به همین دلیل سرودم:
هرروز نو گلی به سرم اقتدا کند
موی سرم به موی سرت اقتدا کند
یعنی ما هم در مسیر شما هستیم و در گرما و جنگ قرار داریم و موهای سر ما هم مثل شما میریزد و در این زمینه شعر را زمزمه کرده و برای اولین بار نوشتم و شعر گفتم.»
شاعر محله آفاران عنوان میکند: «علاوهبر اینکه پدرم در این مسیر مشوق اصلیام برای شعرگفتن و شاعرشدنم بودند، خودم هم ذوقوعلاقه زیادی به انجام این کار داشتم. کتاب شعرهای خاقانی و قاآنی و کتابهای شعر حافظ هم بهطور دائم در خانه ما وجود داشت. من پیوسته اشعار حافظ را میخواندم و به شعرخواندن شاعران بزرگ از همان دوران نوجوانی علاقه زیادی داشتم. پدرم به بنده میگفتند که قاآنی پیغمبر شعرگفتن است و به بنده توصیه میکردند که بهطور دائم شعرهای قاآنی را بخوانم و تکرار کنم. خودشان هم با صدای بلند اشعارش را برایم میخواندند و از همان دوران نوجوانی با تشویق پدرم به این کار رغبت و علاقه زیادی پیدا کردم و شعرهای قاآنی را مطابق توصیه پدرم زیاد میخواندم.»
او در خصوص حضورش در انجمنهای شعری میگوید: «بنده در انجمن شعری در خمینیشهر اصفهان حضور داشتم. مرحوم استاد اصغر خاسته، استاد شعر بودند که در این انجمن میآمدند و با همدیگر شعرهایش را میخواندیم و در این زمینه کار میکردیم. من در این انجمن پیوسته برای آموختن بیشتر حضور پیدا میکردم.اشعارم تاکنون به چاپ نرسیده است و قصد دارم در آینده این اشعار را در کتابی برای ماندگارشدن به چاپ برسانم.»
شاعر باید وصل به خداوند شود
واعظی به جوانانی که ذوق و قریحه شعرگفتن دارند و علاقهمند به این کار هستند، توصیه میکند: «جوانانی که ذوق و قریحه شعرگفتن دارند، باید بدانند که شعر از دو طریق به دست میآید: یکی اینکه، باید فرد بهطور پیوسته شعر بخواند و قوانین شعر و کلیات آن را یاد بگیرد و نکته دیگر اینکه، شاعر باید وصل به خداوند شود تا خداوند دریچههای حکمت را به روی او بگشاید. اگر دریچههای حکمت الهی به روی شاعر باز شود، بهطور یقین شعرهای او مانند شعرهای حافظ میشود. به دلیل اینکه دریچههای حکمت خداوند به روی حافظ باز شده بود، چنین اشعار بینظیری از او بهجا مانده است.»
او درباره ویژگیهای یک شاعر خوب تأکید میکند: «اگر نسل جوان تقوای الهی پیشه کنند و باخدا بوده و معلومات عمومی هم داشته باشند، چنانچه ذوق و قریحه شعرگفتن داشته باشند، بهطور یقین دریچههای رحمت الهی به روی آنها باز میشود و میتوانند شعر بگویند. شاعر خوب کسی است که مردمی باشد و با مردم زندگی کند، دیندار، دارای معلومات عمومی بالا و بااخلاق باشد. اگر این صفات در وجود یک شاعر تجلی پیدا کند، کم و کاستی ندارد و بهعنوان یک شاعر خوب در بین مردم شناخته میشود.»
شاعر محله آفاران در خصوص شعر برگزیدهای که پیوسته با خود زمزمه میکند، عنوان میکند: «شعری دارم که در آن میخواستم معاد را برای نسل جوان ترجمه کنم:
دو برادر بوده باهم در جنین
یک به آن قل در چنین گفتا چنین
به نظرم شعر آرامبخش و روحبخش بوده و قرص اعصاب است و به انسانها آرامش میدهد. اگر انسانها با شعر آشنا شده و با آن آمیخته شوند، گاهی شعر حماسه میشود و مانند اشعار فردوسی برای جامعه حیاتبخش میشود؛ برای مثال،
وقتی سعدی میگوید:
درخت تو گر بار دانش بگیرد
به زیر آوری چرخ نیلوفری را
شاید بتوان صدها کتاب برای آن نوشت و درواقع این نیاز را میطلبد. شعر اگر در رگ و پوست جامعه رخنه کند، جامعه را بیدار کرده و آن را حماسی و آگاه میکند. شعر برای انسانها بسیار آرامبخش است.»
او در پایان صحبتهایش با توجه بهروزهای حساس اخیر و تجاوز رژیم صهیونیستی به کشورمان با اشعار زیبایی عملکرد اسرائیل غاصب را محکوم میکند:
ما رهروان حضرت مولای حیدریم
درراه عشق حضرت مولا چو قنبریم
صهیون به زیر چکمهٔ ما خرد میشود
ما گوئیا دوباره به احیای خیبریم
فرمود «لاتهنوا تحزنوا» به دور
از شقشقیه درس گرفته دلاوریم
با صد سلام بهر سلامی و باقری
برحاج زاده منتقمیم و برادریم
کودککش حرامی پست و پلید و زشت
نسل تو تا زباله تاریخ میبریم
ما منتقم به خون شهیدان میهنیم
ما در تقاص خون؛ همه باهم برابریم
پنجه به روی شیر نه؛ دم شیر بود
ای گرگ کهنهکار ز تو سینه میدریم
ما انتقام مردم لبنان و غزه را
بر جامهٔ جهانی بیقید نسپریم
ما با یمن چو شیر خروشان در یمیم
گاهی نهنگ بحر و گهی همچو لنگریم
ما ملت امام حسینیم تا ابد
ششماهه جان فدای امامت چو اصغریم
خرازی است الگوی ما یا که تورجی
در امتداد آن حججی نسل اکبریم
از لطف حاجقاسم و مردان راه حق
ما از خلیجفارس به دریای احمریم
ما قاتل تو را به خدا با عذاب سخت
ما از پی تقاص تو سنگر به سنگریم
تو تاجری ز خون زنان و کودکان
خون میدهیم ما و رضای خدا خریم
«واعظ» لباس رزم و دفاع را دوباره پوش
ما در ره خدای؛ فدایی رهبریم



