به گزارش اصفهان زیبا؛ همانگونه که در طواف کعبه، انسانها گرد خانه معبود میگردند، در خوشنویسی نیز گویی حروف بهگونهای رازآلود، پیرامون حقیقتی الهی در حرکت هستند.
خوشنویسی، صرفاً هنرِ زیبانویسی نیست؛ بلکه سفری است به ژرفای معنا و به عالم حروفی که از عشق و ایمان و حقیقت میگویند. در دل این هنر، روحی جریان دارد که در لحظاتی خاص، همچون ایام محرم، به جوش میآید و معنایی تازه خلق میکند.
چنین است که خوشنویسی دیگر تنها یک هنر بصری نیست، بلکه آیینی است برای سوگواری و روایتی است از وفاداری.«شراره شفیعا»، بانوی خوشنویس اصفهانی، از جمله هنرمندانی است که در آثار خوشنویسی خود پیوندی عمیق میان فرم، معنا و ایمان برقرار کرده است.
او که سالهاست خوشنویسی را با جان و دل آموخته، در آثاری که به شهیدان، حضرت ابوالفضل (ع) و مفاهیم عاشورایی پرداخته، نشان داده که چگونه یک قلم میتواند بار یک تاریخ را بر دوش بکشد.در گفتوگویی که «اصفهانزیبا» با او انجام داده است، از او درباره تجربههای معنوی در مسیر آفرینش آثار عاشورایی، نقش واژههای مقدس در خوشنویسی و لحظههایی که دست از اراده جدا میشود و به واسطه تبدیل میگردد، سوالاتی پرسیده شده است.
شما چطور به خوشنویسی علاقهمند شدید؟
از دوران کودکی به واسطه توجه خانوادهام به خوشخطی، با نوشتاری زیبا و مرتب آشنا شدم. این علاقه از همان سالها در من شکل گرفت و از سال ۱۳۸۱ بهصورت آکادمیک و زیر نظر اساتید برجسته، آموزش خوشنویسی را آغاز کردم.
از کلاس درس کدام یک از اساتید خوشنویسی استفاده کردید؟
حدود ۲۲ سال، افتخار شاگردی اساتیدی چون سید رضا عقیلی، مجتبی شریفی و محمدرضا رحیمی را داشتهام. اکنون دارای مدرک پیشرفته خط تحریری و مدرک ممتاز خط درشت از انجمن خوشنویسان هستم.
در ایام محرم، خوشنویسی برای شما چه نسبتی با مفهوم «فداکاری» و «سوگواری» پیدا میکند؟ آیا این مفاهیم در فرم خوشنویسی شما بازتاب دارد؟
در ایام محرم، با پررنگتر شدن مجالس روضهخوانی و مدیحهسرایی، انسان ناخودآگاه به تأمل در فداکاریهای حضرت سیدالشهدا (ع) و یاران باوفایشان کشیده میشود. ما نیز در دل سوگواریها، هرچند از حضور در واقعه عاشورا محروم بودهایم، اما تلاش میکنیم با قلم خود سهمی کوچک در بازتاب آن حماسه بزرگ داشته باشیم.با نوشتن جملاتی در وصف آن فداکاریها و با بهرهگیری از زیبایی خوشنویسی، میکوشیم تا از آن خط لذت دیداری و از آن متن لذت دیداری و معنوی را به مخاطب منتقل کنیم؛ پیامی که هم چشم را به زیبایی خط بنوازد و هم دل را به عمق مفهوم و حقیقت آن متن برساند تا شاید به این نحو ما هم بتوانیم در رکاب عاشوراییان قدمی برداشته باشیم و در زمره یاران امام حسین(ع) و اهل بیت(ع) قرار بگیریم.
شما در آثارتان از مناجات خواجه عبدالله انصاری که یک متن عرفانی است، بهره بردهاید؛ چه نسبتی میان نثر عرفانی، ادبیات و خوشنویسی میبینید؟
به نظر من، ادبیات و به ویژه نثر عرفانی و مناجاتهای خواجه عبدالله انصاری و نیز مناجاتهای امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه، حس و حال بسیار خوبی را در روح و روان انسان ایجاد میکنند. در بیشتر مواقعی که من به خواندن این متون میپردازم، ناخودآگاه به سوی قلم و دوات سوق پیدا میکنم و گویا به من میگویند «حالا که این مناجات به دلت طراوت بخشید، آن را به خط زیبا در بیاور تا تو هم به دل و قلب شخص دیگری آرامش بخشی». علاوه بر این، من معتقدم واژهها وقتی زیبا نوشته شوند، زیباتر هم شنیده میشوند.
در آثاری که به وقف شهیدان پرداختهاید، چگونه تلاش کردهاید با ترکیب واژه، رنگ و فرم روح ایثار ومظلومیت را منتقل کنید؟ آیا چنین امری در خوشنویسی، شدنی است؟
من در دوران دبستان تا پایان دبیرستان در مدارس شاهد تحصیل کردم و از آنجایی که دوران کودکی و به نوعی بهترین و پاکترین دوران زندگیام را با فرزندان شهدا گذراندم و با آنها همچون خواهر بزرگ شدم، واجب دانستم که دین خودم را با نوشتن واژهها و اشعاری از مولانا نسبت به آنها ادا کنم. نوشتن بیت معروف مولانا «کجایید ای شهیدان خدایی، بلاجویان دشت کربلایی» یکی از آن ابیاتی است که با چنین نیتی و با خط خوش نوشتهام.
شما اثری با نام «حضرت ابوالفضل(ع)» دارید. حضرت ابوالفضل(ع) در فرهنگ شیعه نماد وفاداری مطلق است؛ این مفهوم در خوشنویسی شما چه تعریفی دارد و در پرداختن به این شخصیت آیا حس خاصی را تجربه کردید؟
وقتی پیشنهاد انجام این اثر به من داده شد، ابتدا جا خوردم و نمیدانستم باید بپذیرم یا نه. تردید داشتم و حتی ترس سراسر وجودم را گرفته بود که مبادا از عهده چنین کاری برنیایم. اما یکی دو روز بعد، انگار دیگر اختیار از دستم خارج شده بود؛ نتوانستم به کاری که در شأن حضرت ابوالفضل (ع) بود «نه» بگویم.همه چیز به شکلی معجزهآسا پیش رفت. ترسهایم آرامآرام محو شدند و کار بهگونهای جلو میرفت که گویی من فقط واسطه بودم. وقتی اثر به پایان رسید، تازه متوجه شدم که این انتخاب از سوی خود حضرت ابوالفضل(ع) بوده است؛ من تنها دستانی بودم که آن خواست الهی را اجرا میکرد. باور دارم که خواست خدا این بود که نخستین کارم با نام مبارک حضرت ابوالفضل(ع) آغاز شود.
به نظر شما هنر خوشنویسی چگونه میتواند همچون تعزیه یا مرثیه وسیلهای برای سوگواری و انتقال مفاهیم عاشورایی باشد؟
همانطور که دیده میشود بر روی اغلب پرچمها و بیرقهای ویژه عزاداری امام حسین(ع)، اشعار بسیار زیبایی گلدوزی شده است. اگر این اشعار بهدست خوشنویسان حرفهای و بر پایه اصول و قواعد هنر خوشنویسی نگاشته شود و سپس در اختیار هنرمندان گلدوزی قرار گیرد، قطعاً جلوهای چشمنوازتر و شایستهتر خواهند یافت.متأسفانه در بسیاری از نمونههای موجود، خطوط بهکاررفته فاقد ساختار استاندارد خوشنویسی هستند. اگر اساتید خوشنویسی، هنرمندان گلدوزی و همچنین وقفکنندگانی که این پرچمها را وقف میکنند، با یکدیگر همکاری کنند، میتوان شاهد خلق پرچمهایی بسیار زیبا، هنرمندانه و در خور شأن مجالس سوگواری بود.
از نگاه شما، رابطه میان واژههای مقدس و فرم خوشنویسی چیست؟ آیا شکل نوشتار میتواند پیام معنوی واژه را تشدید یا تلطیف کند؟
در هنر خوشنویسی، بسیاری از حروف بهشکل دوار و چرخان حول یک محور نوشته میشوند. شاید بتوان این فرم را نمادی از طواف دانست؛ همانگونه که در طواف کعبه، انسانها گرد خانه معبود میگردند، در خوشنویسی نیز گویی حروف بهگونهای رازآلود، پیرامون حقیقتی الهی در حرکتند.این حرکت دورانی در فرم نوشتار میتواند بازتابی از معنویت و ارتباط با امر قدسی باشد. چنانکه خداوند در قرآن میفرماید: «ن و القلم و ما یسطرون»؛ سوگند به قلم و آنچه مینویسد.
بهعنوان یک بانوی خوشنویس، تجربه شما از زیستن با متون مذهبی و عرفانی در دل اثر هنری چیست؟
به باور من، در هنر، چه خوشنویسی باشد، چه نگارگری، چه فرش و دیگر شاخهها، جنسیت نقشی تعیینکننده ندارد. هر هنرمند آنچه در درون دارد، همان را در اثر خود به تماشا میگذارد. در نگاه من، هیچچیز همچون مذهب و عرفان نمیتواند میان هنرها پیوند برقرار کند و دلهای پاک را بهسوی معنویت و خداوند سوق دهد. هر آنچه داریم، از دینمان و از برکت ائمه اطهار (ع) است. هنر نیز اگر با نیت خالص و الهی همراه شود، میتواند انعکاسی از آن نور باشد.




