به گزارش اصفهان زیبا؛ بیاغراق میتوان گفت کمتر کسی است که آثار استاد فرشچیان را دیده باشد و با محو شدن در رنگ و طرح و نقوش آن، پا به دنیای خیال او نگذاشته باشد؛ هنرمندی که با شاهکارهایش در قلب مردم جا باز کرد و از تشییع پرشورش میتوان فهمید که نه فقط اهل هنر، که معمولیترین آدمها نیز برای بدرقه او آمده بودند. شاید این خود نشاندهندهی ذوق و هنردوستی مردم اصفهان باشد که علاقهشان را به این هنرمند، بیش از پیش نشان دادند..
وقتی انسان با آثار هنرمندی روبرو و در آن غرق میشود، بعید است از خود نپرسد: خالق این اثر کیست؟ چگونه آن را آفریده؟ و چه سرگذشتی داشته است؟ پاسخ به این پرسشها البته در این متن نمیگنجد، بلکه موضوع مورد بحث ما چگونگی پاسخی است که از طریق هنر دیگری، مثل مستند یا فیلم، به این پرسش داده شده است.
تاکنون مستندسازانی در زمان حیات محمود فرشچیان دوربین به دست گرفته و به ثبت وقایع پرداختهاند؛ مستندهایی که این روزها از تلویزیون پخش شده یا میان مردم دست به دست میشوند. در این متن قصد دارم این مستندها را بررسی کنم و به این پرسش پاسخ دهم که آیا آنها کافی بودهاند یا نیاز به روایتی نو و تازه در این زمینه وجود دارد.
از ترمه تا گنجینه هنر
مستندهایی که در مورد استاد فرشچیان ساختهشده است عبارتند از: مجموعه مستند گنجینه هنر، مستند میراث ماندگار و مستند ترمه. البته تعداد مستندهایی که در فضای مجازی وجود دارند بیش از اینهاست.
همینطور آقای محسن طباطباییپور نیز به عنوان تهیهکننده در مصاحبه با ایسنا اظهار کرده است که حدود 18 فیلم مستند تنها از استاد فرشچیان با زاویه دیدهای گوناگون و کارگردانهای متفاوت تهیه کرده است.
گنجینه هنر روایتی جامع و شاعرانه
مستند «گنجینه هنر»، اثر جامع و ارزشمندی است که به زندگی و آثار استاد محمود فرشچیان، نگارگر پرآوازه ایرانی، میپردازد. این فیلم به تهیهکنندگی و کارگردانی محسن طباطباییپور ساخته شده و همچون دیگر آثارش، دغدغه عمیق نسبت به اصفهان، مردم و هنرمندانش را نشان میدهد. این مستند که از شبکه مستند پخش شد، با استقبال خوبی از سوی مخاطبان روبرو گردید.
«گنجینه هنر» با بهرهگیری از تکنیکهایی چون بازسازیهای دقیق، استفاده هوشمندانه از فیلمهای آرشیوی کمیاب و مصاحبههای اختصاصی، روایتی یکپارچه، جذاب و چندوجهی از زندگی پربار این هنرمند ارائه داده است. نقطه قوت و ایده بدیع اثر، تقسیمبندی روایت بر اساس «هفت وادی عشق» است که به فیلم ساختاری شاعرانه و عمیق بخشیده است.
در بخش «وادی حیرت»، فیلم به کودکی فرشچیان میپردازد. از آنجا که راوی اصلی خود استاد هستند، فیلمساز بهخوبی از بازسازی و تصاویر بازیازیشده استفاده کرده است. در زمینه مصاحبهها، به نظر میرسد بیشتر آنها به صورت ویدئوکنفرانس یا توسط خود استاد ضبط شدهاند. اگرچه کیفیت تصویر قابل قبول است، اما به دلیل محدودیتهای فنی، از کادربندی و کیفیت حرفهای کمتری برخوردارند.
روایتی فراتر از زندگی شخصی
نکته مهم در روایت این مستند، خلق بستر تاریخی گستردهتر است. فیلم تنها به زندگی شخصی فرشچیان نپرداخته، بلکه بخشی از تاریخ اصفهان و تحولات هنر ایرانی، بهویژه نگارگری را نیز روایت کرده که به غنای اثر افزوده است. یکپارچگی روایت، فیلم را برای بیننده جذاب کرده است. بازسازیها اگر مینیمال و ساده هستند، اما فضای زندگی و حالوهوای کودکی استاد را به خوبی منتقل میکنند.
زوایای پنهان و نیاز به روایتهای نو
خوشبختانه استاد فرشچیان از جمله هنرمندان نسل خود است که در دوران حیاتش مورد توجه مستندسازان قرار گرفت. با این حال، به نظر میرسد زوایای پنهان و بخشهای کشفنشدهای از زندگی شخصی و هنری ایشان وجود دارد که نیازمند واکاوی است. بنابراین، اگر مستندسازی با نگاهی متفاوت و با تمرکز بر جنبههای دیگر این زندگی پربار قدم پیش بگذارد، میتواند اثر ارزشمند دیگری خلق کند.
مستند «ترمه» و ضرورت روایت جامعتر
در ادامه، باید به مستند «ترمه» نیز اشاره کرد که به صورت تخصصی به بررسی یکی از تابلوهای مشهور استاد میپردازد. اما با توجه به اینکه زندگی، زیستجهان و هنر فرشچیان درهمتنیده هستند، روایت همزمان این سه بخش میتواند کاملتر و اثرگذارتر باشد. این رویکرد باعث میشود نگاه خاص استاد به زندگی، طبیعت و اطرافیانش و همچنین دیدگاه عمیق هنریاش به شکلی جامعتر بررسی شود.
ظرفیت ساخت فیلم داستانی
در پایان، با وجود اینکه مستند «گنجینه هنر» اثر کاملی به نظر میرسد و شخصیت استاد را به خوبی معرفی میکند، اما ابعاد زندگی پرفرازونشیب ایشان پتانسیل ساخت یک فیلم داستانی را دارد.
اگر با ظرافت و خلاقیت لازم به این سوژه پرداخته شود، میتوان فیلمی تولید کرد. هرچند ایده «هفت وادی عشق» در مستند خلاقانه و عمیق بود، اما ممکن است برای مخاطب عام به صورت کامل قابل درک نبوده و نیاز به توضیح بیشتری داشته باشد.
مستندهای متعددی که درباره استاد محمود فرشچیان ساخته شدهاند، هر یک در پی آن هستند که چهرهای خاص و متفاوت از این هنرمند بیبدیل را به تصویر بکشند. نقطه اشتراک قاطع این آثار، روایتگریِ خودِ استاد فرشچیان از فراز و نشیبهای زندگی پربارش است که همین امر، به روایتها اصالت و اعتباری بیچون و چرا میبخشد.
از این منظر، به هیچوجه نمیتوان شخصیتپردازی ارائه شده را سطحی، محدود یا تکبعدی تلقی کرد.
در واقع، اگر ما بخواهیم چنین هنرمندی را صرفاً در قالب یک وجه، خواه وجه عمیقاً مذهبیاش یا خواه وجه نوآورانه و انتزاعیِ هنریاش، محدود و تعریف کنیم، بدون شک مرتکب ظلمی بزرگ در حقِ عظمت او شدهایم. اهمیت مستندی مانند «گنجینه هنر» دقیقاً در همین نکته نهفته است که توانسته از زوایای گوناگون و با نگاهی چندبُعدی به بررسی زندگی فرشچیان بپردازد.
این اثر ارزشمند، هوشمندانه تنها به بررسی تابلوهای آثاری با مضامین مذهبی و اسلامی، مانند آنچه در مستند «ترمه» شاهد بودیم، یا صرفاً تحلیل سبک منحصر به فرد و تکنیکهای کاری استاد بسنده نکرده است. در عوض، با مهارت تمام، همه این وجوه به هم پیوسته که در کنار یکدیگر هویت کامل این هنرمند را شکل میدهند را در کنار هم قرار داده و تصویری جامع و غنی را به مخاطب معرفی میکند.
این قاعده تنها مختص به استاد فرشچیان نیست؛ بلکه تمامی هنرمندان بزرگ و محبوبی که در قلب مردم جای گرفتهاند، از ابعاد شخصیتی وسیع و پیچیدهای برخوردارند.
بنابراین، بررسی و معرفی آنان نمیتواند تنها معطوف به یک جنبه خاص باشد. این نکتهای است بنیادین که در صورت تصمیم به ساخت هرگونه اثر سینمایی بلند یا حتی مستند دیگری درباره زندگی این بزرگان، باید به عنوان اصلی کلیدی مورد توجه جدی قرار گیرد.
در پایان، لازم به تأکید است که عرصه هنر و فرهنگ ایران، فراتر از نام درخشان محمود فرشچیان، مملو از استادان بزرگ و نامآوری است که متأسفانه بسیاری از آنان یا به کلی در هالهای از فراموشی قرار گرفتهاند یا آنچنان که شایسته نام و آثارشان است، شناخته شده نیستند.
این گنجینههای پنهان، به همان اندازه و گاهی حتی بیشتر ظرفیت و قابلیت آن را دارند که موضوع ساخت فیلمها و مستندهای عمیق و ماندگار قرار گیرند. بنابراین، بسیار بجا و ضروری است که این مسیر ارزشمند یعنی معرفی و بررسی زندگی هنرمندان نابغه ادامه یابد و نگاهها به سوی دیگر چهرههای ماندگار اما کمتر دیده شده نیز معطوف گردد.
مستند «گنجینه هنر» به کارگردانی محسن طباطباییپور، به عنوان اثری جامع و تحسینبرانگیز، زندگی و هنر استاد محمود فرشچیان را با روایتی یکپارچه و جذاب به تصویر میکشد. این مستند با بهرهگیری از ترکیب هوشمندانهای از بازسازیها، فیلمهای آرشیوی و مصاحبهها، نه تنها به معرفی شخصیت فرشچیان میپردازد، بلکه بستری تاریخی از هنر اصفهان و نگارگری ایرانی را نیز فراهم میآورد.
ساختار شاعرانه «هفت وادی عشق» نیز به عمق و انسجام روایت افزوده است.
با این حال، با وجود کامل بودن این اثر، زندگی پرفرازونشیب فرشچیان همچنان ظرفیت کشف زوایای پنهان و حتی ساخت آثار دیگری را دارد. مستندهای تخصصیتر مانند «ترمه» نیز اگرچه به بررسی جزئیتر آثار وی پرداختهاند، اما به دلیل درهمتنیدگی زندگی و هنر این استاد، روایت همزمان آنها میتواند جامعتر و تاثیرگذارتر باشد.
در نهایت، با توجه به غنای زندگی و ابعاد ناگفته شخصیت فرشچیان، به نظر میرسد زمینه برای ساخت یک فیلم داستانی دربارهٔ او فراهم است. چنین اثری میتواند با ترکیب ظرافت، خلاقیت و احترام به میراث هنری وی، نه تنها برای علاقهمندان به هنر، که برای عموم مردم نیز جذاب و الهامبخش باشد.



