فرزانه فرجی

فرزانه فرجی

خبرنگار گروه پایداری

آرشیو مطالب منتشر شده
عصاره مقاومت
۱۴ بهمن ۱۴۰۳

عصاره مقاومت

از آن عکس‌های ریشه‌دار است. از آن عکس‌ها که خیره می‌کند آدم را. از هر طرف چشم می‌اندازم و یک کنج عکس را می‌گیرم که برسم به قلبش، امید است که شُره می‌کند.

راهیان نور حمایت می‌خواهد!
۶ بهمن ۱۴۰۳
روایت مسئول اردوی راهیان نور سپاه اصفهان از اردوهای راهیان نور

راهیان نور حمایت می‌خواهد!

ذکر می‌پیچد توی لب‌هایش، دعا رخنه می‌کند در وجودش، هوای کربلا غوغا به پا می‌کند در دلش و راه می‌رساند او را به غرب و جنوب و به شهدا.

بچه‌ها اینجا تندتند شهید می‌شوند
۲۹ دی ۱۴۰۳

بچه‌ها اینجا تندتند شهید می‌شوند

وقتی گفتند برای غزه بنویسم، تمامِ من خسته شد. وقتی گفتند برای کودکان غزه بنویسم تمامِ منِ خسته‌، خیسِ اشک شد. شدم شبیه گنجشکی که زیر باران مانده و سرمای زمختی نشسته است به تنش…

شبی که آن مَرد رفت
۱۳ دی ۱۴۰۳

شبی که آن مَرد رفت

از آن شب که آه‌هایمان کش آمدند و قد حرف‌هایمان کوتاه شد،

روزی که آب پلی شد تا بهشت
۸ دی ۱۴۰۳

روزی که آب پلی شد تا بهشت

مدتی می‌شود اندوهی مدام به پروپایم می‌پیچد. چاره‌ای نیست؛ باید خود رنگ‌ورو پریده‌ام را سامان بدهم و کوفتگیِ ناشی از اندوهم را بغل کنم و بگذارم جایی در فرصت مناسب، بروم سراغش. حال غریبی دارد.

جانباز رفت  شهید برگشت!
۱ دی ۱۴۰۳
روایتی از یک وداع تلخ در دل آسایشگاه جانبازان مطهری

جانباز رفت شهید برگشت!

تقویم روی میز محل کارم اصرار دارد که بیست‌وچند روز از آذرماه سال صفرسه گذشته است؛ می‌پذیرم اما کمی سخت. صبح خبری رسید و ظهر رسیدیم به یکی‌دو خیابان بالاتر از محل کارم.

تکرار لحظه‌های ناب دهه هشتاد
۱۷ آذر ۱۴۰۳

تکرار لحظه‌های ناب دهه هشتاد

گوشه چشم‌هایم ریز می‌شود توی دهه هشتاد. می‌خزم توی خاطراتم در لحظه‌های ناب. دورهمی دخترانه، روزهای چهارشنبه، ساعت چهار، فرهنگ‌سرای پرسش.دور هم جمع می‌شدیم در محل سالن اجتماعات فرهنگ‌سرای پرسش.

یک اصفهان  و ۲۴ هزار شهید!
۱۰ آذر ۱۴۰۳
روایت سه شب کنگره شهدا برای اهالی نصف جهان

یک اصفهان و ۲۴ هزار شهید!

خانه غرق بود در خواب عصرانه؛ اما مادر بیدار بود و حیاط را جارو می‌زد. مثل همیشه بعد از جارو باید آب می‌پاشید تا خاک‌های رقصان و چموش معلق در هوا را آرام کند.

چه طاقتی دارد این شهر چه صبور است این خاک!
۲۶ آبان ۱۴۰۳

چه طاقتی دارد این شهر چه صبور است این خاک!

من عاشق این خاکم، عاشق رنگ این شهرم، عاشق آبی فیروزه‌ای آرام‌بخش. کوچه‌هایش را دوست دارم؛ سروصداهایی که از پشت دیوارهایی که نشسته‌اند به تماشای حیاط و چون پیچک می‌نشینند به کنج دنج قلبم را بیشتر.

برای دخترِ خوب وطن…
۵ آبان ۱۴۰۳

برای دخترِ خوب وطن…

باید برای مادرت روضه حضرت زینب (س) را بخوانیم؛ روضه روزی که حضرت، نفس‌نفس می‌زد؛ درست مثل روزهایی که مادرش فاطمه(س) دیگه نایی نداشت و باید یکی زیر بغل‌هایش را می‌گرفت؛ اما او همچنان ایستاده بود.

عباسِ شهید آمد!
۲۸ مهر ۱۴۰۳
روایت بدرقه شهید نیلفروشان توسط اصفهانی‌ها تا بهشت

عباسِ شهید آمد!

حاج علی زاهدی که شهید شد، خیلی زود باید یک نفر به‌عنوان جایگزین معرفی می‌شد. انتخاب سیدحسن نصرالله، حاج عباس نیلفروشان بود؛ رفیق و شریک و تکیه‌گاهش.

اتحاد بازاریان با روحانیت در پرتو انقلاب اسلامی
۱۳ خرداد ۱۴۰۳
مصطفی حجه‌فروش، از بازاریان مشهور اصفهان و پیشگام انقلاب، از نقش بازاری‌ها و تأثیر علما در قیام 15 خرداد 42 می‌گوید

اتحاد بازاریان با روحانیت در پرتو انقلاب اسلامی

فرزانه فرجی/ تولدش هم‌زمان شده بود با روزهایی که پدرش در آذربایجان در حال جنگ و بیرون‌کردن متجاوزان روسی از ایران بود؛ بیست شهریورماه سال ۱۳۲۶. او از کاسب‌های بازار بزرگ اصفهان بود.